عباسپرست(:
لحظهی آخرایِ عمو بود... صدا زد: حسین! برادر💔
دلِ مولاحسینع، لرزید!
اولین بار بود دیگه..
اولین بار عباسش بهش گفته بود برادر!
عباسپرست(:
دلِ مولاحسینع، لرزید! اولین بار بود دیگه.. اولین بار عباسش بهش گفته بود برادر!
میدونید خدایِ ادب، بالاخره چرا صداش زد برادر؟
حضرتِ فاطمه اومده بود بالایِ سر عموجانمون..
عباسپرست(:
میدونید خدایِ ادب، بالاخره چرا صداش زد برادر؟ حضرتِ فاطمه اومده بود بالایِ سر عموجانمون..
گفت اخه مادرم فاطمهس پسرم صدایم زد!
یا اخا... برادر به دادم برس💔
عباسپرست(:
گفت اخه مادرم فاطمهس پسرم صدایم زد! یا اخا... برادر به دادم برس💔
خوندن روضهی کاملش.. بمیرم😭