12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌ ولنگاری فضای مجازی ❌
باید به این وضعیت رسیدگی بشه!
بی حجابی ، ترویج روابط نامشروع ، اعتیاد و... از یک طرف هم حجاب استایل ها و اباحی گری ...
مسئولین در گناه این همه آدم شریک هستید!
✾ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅https://eitaa.com/ADLEMOLA
دولیبیرتی ها رو مقدس نکنیم ،
یک میلیون و نیم ...جریمه بی حجابی علنی شقایق دهقان و افسانه و ترانه و همه اوناییکه که برای شهدای امنیت ما برابر قاتل ها هشتگ زدن اعدام نکنید.
به این شیوه برخورد باید گفت تسلیت آقای قاضی
https://eitaa.com/ADLEMOLA
492.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بریدن گلوی امام جماعت یکی از مساجد مشهد با خونسردی کامل!
با این جنایتهایی که دواعش وطنی میکنند خود داعش احتمالا یه دوره آموزی از اینها بره!
با وجود خونریزی شدید این طلبه در بیمارستان الحمدالله حالشون خوب است
https://eitaa.com/ADLEMOLA
🔺یه موشکه دیگه
چرا اینقدر ترسیدید؟
مگه نمیگفتید فتوشاپه؟
😑🥴😃
https://eitaa.com/ADLEMOLA
606.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسیجیا تو سینما
و
بسیجیا تو واقعیت...😊
https://eitaa.com/ADLEMOLA
تو اینستا چه خبره😱
این حجاب استایل ها تا کجا میخوان پیش برن
حجاب داشته باشی واین همه عشوه ودلبری
https://eitaa.com/ADLEMOLA
مبنای بلاگری تو چشم بودنه ولی فلسفه حجاب تو چشم نبودن!
رونوشت جدید به حاجیه خانم های حجاب استایلی
https://eitaa.com/ADLEMOLA
✨﷽✨
🌸 خاطرهای زیبا 😍 از جشن تکلیف دختر ۹ ساله
🍃 در سال ۱۳۶۲ قرار شد برای ما، در مدرسه جشن تکلیف بگیرند. مدیر خوب مدرسه ما که خودش علاقه زیادی به بچهها داشت و تنها معلمي بود كه سر وقت در مدرسه با بچهها نماز مي خواند، به کلاس ما آمد و گفت: «بچهها برای دوشنبهي هفتهي آینده جشن تکلیف داریم؛ وسائل جشن تكليف خودتان را آماده کنید و به همراه مادران خود به مدرسه بیاورید.»
🍃 من همان جا غصهدار شدم چون در خانه ما به اين چيزها بها داده نميشد و خبري از نماز نبود.
🍃 روزهای بعد، بچهها یکییکی وسایل خودشان را شاد و خرم با مادرانشان به مدرسه ميآوردند.
مدیر مدرسه مرا خواست و گفت: «چرا وسایل خود را نیاورده ای؟» من گریهکنان از دفتر بیرون آمدم.
🍃 فردا مدیر مرا به دفتر برد و گفت: «دخترم! این چادر نماز و سجاده و عطر را مادرت برای تو آورده.»
ولی من میدانستم در خانه ما از این کارها خبری نیست.
🍃 بالأخره روز جشن تکلیف فرا رسید و حاج آقای بسیار خوشکلامی برای ما سخنرانی کرد و گفت: «بچهها به خانه که رفتید در اولین نمازتان در خانه، از خداي خود هر چه بخواهید خداي مهربان به شما میدهد.
آن روز خیلی به ما خوش گذشت.
🍃 به خانه آمدم شب هنگام نماز مغرب، سجادهام را پهن کردم تا نماز بخوانم، مادرم نگاهي به سجاده كرد و با حالتي خاص اصلاً به من توجهی نکرد.
🍃 من كه تازه به سن تكليف رسيده بودم انتظار داشتم مورد توجه قرار گيرم كه اينگونه نشد.
اما وقتی پدرم به خانه آمد و سجاده و چادر نماز من را ديد، عصبانی شد، سجاده مرا به گوشهای انداخت و گفت: برو سر درسات، این کارها یعنی چه؟!
🍃 بغضم ترکید و از چشمانم اشک جاری شد و با ناراحتی و گریه به اتاقم رفتم. آن شب شام هم نخوردم و در همان حال، خوابم برد.
🍃 اذان صبح از حسینیهای که نزدیک خانه ما بود به گوش میرسید، با شنیدن صدای اذان، دوباره گریهام گرفت، ناگهان صدای درب اتاقم مرا متوجه خود كرد.
🍃 پدر و مادرم هر دو مرا صدا میکردند، درب اتاق را باز کردم دیدم هر دو گریه کردهاند، با نگراني پرسيدم: چه شده؟! كه يكدفعه هر دو مرا در آغوش گرفتند و گفتند دیشب ظاهراً هر دو یک خواب مشترک دیدهایم.!
🍃 خواب ديديم ما را به طرف پرتگاه جهنم میبرند، میگفتند شما در دنیا نماز نخواندهاید و هيچ عمل خيري نداريد و مرتب از نخواندن نماز از ما با عصبانيت سؤال ميكردند و ما هم گریه میکردیم، جیغ میزدیم و هر چه تلاش میکردیم فایدهای نداشت، تا به پرتگاه آتش رسیدیم.
🍃 خیلی وحشت كرده بوديم. ناگهان صدایی به گوشمان رسيد كه گفته شد: «دست نگه دارید، دست نگه داريد، دیشب در خانهی اینها سجاده نماز پهن شده، به حرمت سجاده، دست نگه دارید.»
🍃 آن شب پدر و مادرم توبه کردند و به مدت چند سال قضای نمازها و روزههای خود را بجا آوردند و در يك فضای معنوی خاصی فرو رفتند و خداوند هم آنها را مورد عنايت قرار داد.
این روند ادامه داشت، تا در سال 74 هر دو به مکه رفتند و بعد از برگشت از حج تمتع، در فاصله چهل روز هر دو از دنیا رفتند و عاقبت به خیر شدند.
🍃 اولین سال که معلم شدم و به كلاس درس رفتم، تلاش كردم تا آن مدیرم که آن سجاده را به من داده بود پیدا کنم. خیلی پرس و جو کردم تا فهمیدم در یک مدرسه، سال آخر خدمت را میگذراند.
🍃 وقتی رفتم و مدرسه را در شهرستان کیار استان چهار محال و بختیاری پیدا کردم، دیدم پارچهای مشکی به دیوار مدرسه نصب شده و درگذشت مدیر خوبم را تسلیت گفتهاند.
🍃 یک هفتهای میشد که به رحمت خدا رفته بود. خدا او را که باعث انقلابی زیبا در زندگی ما شد بیامرزد.
🍃 حال من ماندهام و سجاده آن عزیز که زندگی خانوادگی ما را منقلب کرد. حالا من به تأسي از آن مدير نمونه، مؤمن و متعهد، سالهاست معلم كلاس سوم ابتدايي هستم و در جشن تكليف دانش آموزان، ياد مدير متعهد خود را گرامي ميدارم و هر سال که میگذرد برکت را به واسطهی نماز اول وقت در زندگی خود احساس میکنم.
خواهر کوچک شما ـ التماس دعا
📚 کتاب پر پرواز ص ۱۲۲
https://eitaa.com/ADLEMOLA
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 این ویدئو زندگی یک دختر غربی است...
دختری که ۴ دوستپسر دارد!!!
و به خبرنگار میگه چرا ازم دوری می کنی؟! 😳😅
و فقط جواب قشنگه خبرنگارمون که میگه: من.... 😌😊
🔻رسانه القا میکند زن غربی مستقل و آزاد است، اما خودشان حسرت همین زندگیهای معمولی ما را میخورند‼️
#حجاب #عشق #خانواده
https://eitaa.com/ADLEMOLA
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
♻️ تفاوت اثرگذاری جنسی نگاه، در مردان و زنان
🔰در مردان و زنان تفاوتهای بنیادینی وجود دارد؛ از ویژگیهای فیزیکی تا احساسات متفاوت نسبت به یک موضوع واحد.
یکی از این تفاوتها، رابطه نگاه با برانگیختگی جنسی در زنان و مردان است. شاید برای خانمها فهم این موضوع که مردها میتوانند با هر بخشی از بدن زنان، تحریک جنسی را تجربه کنند، عجیب باشد! چون هیچگاه این اتفاق برای خودشان نیفتاده که با دیدن عکس مچ پای یک مرد تحریک شوند!
در حالی که در بسیاری از تبلیغات تجاری از بدن زنانه استفاده میشود. از این رو خیلی از بانوان از اثرات مخرب پوشش نامناسب در جامعه بیاطلاع هستند و این موضوع برایشان باورپذیر نیست.
در این ویدئو «دنیس پراگر» مجری و نویسنده معروف آمریکایی از حس متفاوت زنان و مردان در هنگام دیدن برهنگی میگوید.
https://eitaa.com/ADLEMOLA
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اللهم الحقناباالصالحین..🤲🤲🌾🌾
#ألّلهُمَّصَلِّعَلىمُحَمَّدٍوآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلْفَرَجَهُم 🤲🌾
یکی از قشنگترین دعاهایی
که خوندم این بوده :
« يا الله ...
أحلامنا بين يديك فحققها »
خدایا ...
آرزوهای ما در دستان توست پس آنها را برآورده کن ♥️
شبتون منور به نور الهی
https://eitaa.com/ADLEMOLA