دلا سخت است اگر مانند یك
فرمانده ی عاشق؛
امیر یك سپاه امّا اسیر یك نفر باشی.
تاج عشق آری به خاڪستر نشینان میدهند
هر گداے عشق راحافظ نخواند شهریار
-جنابِشهریـار.!
گفتمش روزے خیالش از دلم بیرون ڪنم
دل بگفت او با من است ، من با خیالش میروم :)
-راحمتبریزی.!
چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم!
ناگهان دل داد زد؛ دیوانه من میبینمش؛)
ای کاش کنارم بودی؛
ای کاش بودنت فراتر از رویا و خیال بود؛
ای کاش شنیدن صدات چیزی بیشتر از توهم قبل از خواب بود؛
ای کاش دیدن لبخندت، فقط به تصور چین خوردگی های دور چشمت وقتی که از ته دل به دیوونه بازیام میخندیدی منتهی نمیشد؛
ای کاش هیچکدوم از اینا با "ای کاش" شروع نمیشد..!
چیزی نمانده که ذهنم از کلمات سرریز شود.
اما لب هایم محکوم به سکوتاند؛
قلبم بیصدا، تاریک و سرد است.
تا به نوشتن دست میبرم، همهچیز نیست میشود!
کسی که بتواند برایت خانه ای بسازد میان چهار خانه های پیراهنش
آغوشش امنیتِ محض است …
معشوقه کسی باش
که مرد بودن از نگاهش پیدا باشد؛)))))