به رفیقم زنگ زدم میگه دارن پاسپورتامونو چک میکنن میخوایم رد شیم من از این ور دارم ذوقشو میکنم>>
یه جایی خوندم که میگفت:
دنیا مثل مامانت نیست صبح سرش داد بزنی و شب واسه شام صدات کنه ؛ دنیا ولت میکنه تا از گشنگی بمیری!
از پنجره به پیادهرویِ مملو از جمعیت نگاه کرد.
گفت: میبینی، لباس هایی هستند که راه میروند، دروغ میگویند، عاشق میشوند، میمیرند...
کمتر لباسی آن بیرون است که درونش ”انسان” وجود داشته باشد به راستی که این دنیا یک رختکنِ بزرگ است..