"هرمان دکونیک"جایی میگوید:
دوستت دارم؛
چنان با احتیاط مثلِ 'شاید'
چنان باور نکردنی مثلِ 'آری'
و چنان طولانی مثلِ 'تا چه پیش آید.'
به قیافهی بی احساسم نگاه نکنید ، من از اینام که هی باید بزنی رو شونهشون بگی : هنوز دوستت دارما اگرنه غرق میشم تو غصه .
وقتایی که حرفی ُ میشنوم و توقع ندارم ، سردردم از یه سر درد عادی تبدیل میشه به سردرد به توان دو .
یه دیالوگی رو شنیدم که از دخترِ پرسید "چرا اینقدر سخت تلاش میکنی" و اونم گفت:«ترجیح میدم بترسم، بجنگم، و بعد شکست بخورم! تا که بترسم، فرار کنم و بعد حسرت بخورم!»
این بزرگترین دلیلیه که دارم ادامه میدم .
اِهتمام
یا شفیق من لا شفیق له ای دلسوز آن کس که دلسوزی ندارد .
یا رفیق من لا رفیق له
ای رفیق آن کس که رفیقی ندارد .