دوستای واقعی رو دوجا میشه شناخت روی قلهی موفقیت، ته درهی شکست باقی راه حقیقت آدمها رو نمیبینی .
یه مرز خیلی باریکی بین اصرار و التماس هست خلاصه که اصرار کردن روی یه موضوع تا موقعی قشنگه که به التماس تبدیل نشه .
مهمترین سالهای زندگی آدم به گفتن ”هنوز زوده“، میگذره باقی عمرم میگیم”دیگه دیر شده“ .
هم برای خودتون حق اشتباه کردن قائل باشین هم برای بقیه، این طوری زندگی ساده تر میشه .
حس ادمی رو دارم که جلو چشم همه داره غرق میشه و دست و پا میزنه ولی بقیه فکر میکنن شناگر خوبیه و بهش اهمیت نمیدن .
از یه جایی به بعد یه جور نسبت به بعضیا سرد و بی حس میشی که خودتم تعجب میکنی این سرد بودن نتیجه همه اون گرم بودناییه که نادیده گرفته شده .
از ظهر دارم درس میخونم، حتی نمیفهمم چیو نمیفهمم، حتی نمیفهمم چیو باید بفهمم، حتی نمیفهمم که دارم نمیفهمم ؛
از لذت های مجانی و بی هزینه زندگی یه خواب باقی مونده که اونم با بیدار موندن خودمون داریم می*رین*یم توش .