eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
747 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
653 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
بیاین قراری با خودمون بذاریم! اینکه از هر ظرفیتی که داریم استفاده کنیم تا تشییع شهدای گمنام میبد با
می‌خوای با شهیدای گمنام که قراره از این به بعد همسایه ما بشن، خلوت کنید؟! زمان دیدارهای خصوصی با شهدامون👇 دوشنبه ساعت ۲۲:۳۰ تا ۲۴ چهارشنبه ساعت ۲۲:۳۰ تا صبح پنجشنبه ساعت ۲۲:۳۰ تا صبح معراج الشهدای میبد میدان ۱۵ خرداد (میدان شهرداری) خیابان خواجه رشیدالدین، روبروی بستنی چمن ۱ اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
می‌خوای با شهیدای گمنام که قراره از این به بعد همسایه ما بشن، خلوت کنید؟! زمان دیدارهای خصوصی با شه
سیدرضا نریمانی دارد می‌خواند «مادری که همه دنیاش، عکس بچه‌ش با تفنگه...» و من و محمدصالح دنبال ثبت کردن تصویرهایی هستیم که بعداً روی میز تدوین به دردمان بخورد... اینجا ولوله‌ای برپاست. بوی عود و دود پیچیده توی هوای سرد و دارند خانه‌ی مهمانی جدید را آماده می‌کنند، مهمانی که از خاکی «مجنون» برخاسته و آمده تا قدم بگذارد روی چشم مردم این شهر و ساکن این دیار شود... با محمدصالح می‌رویم سراغ یکی از بچه‌ها و مصاحبه می‌گیریم. حرف‌های جالبی می‌زند این هفده‌ی ساله‌ی خاک‌وخلی که باشد برای فیلم پایانی. حرفش که تمام شد می‌رویم سراغ بچه‌ی نه‌ده‌ساله‌ای و بی هوا دستم در می‌رود که «هیچ وقت خواب شهید دیده‌ای؟!» بچه بغض می‌کند اما مسلط می‌شود روی خودش که نزند زیر گریه «اسمش محمد بود! توی خواب داشتم می‌رفتم مدرسه و توی راه دیدمش اما چهره‌اش معلوم نبود...! و ...» لبخند زورکی می‌زنم و بغض‌م را می‌کوبم بالاتر از گلو نیاید تا حرفش را بزند. کاش صدا توی دوربین خوب ثبت شده باشد تا یک روز به چشم بقیه هم بیاید... ابوالفضل دارد جای سیدرضا، روضه‌ی مادر می‌خواند و دارند خانه‌ی مهمانی را آماده می‌کنند...! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
موکب را با کمک بزرگ‌ترها ساخته‌اند و شده مرکز خدمت‌رسانی‌شان به زائرین امام‌زاده‌ی عشق! و چایی به راه است و وسط این هوای سرد چقدر هم که می‌چسبد... بچه‌ها دارند آماده می‌شوند برای روز تشییع و تدفین شهید گمنام که من اسم‌ش را گذاشته‌ام ... و محمد هنوز نیامده خیلی خاطرخواه دارد... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
هادی دارد آجرهای قبر را می‌چیند. صحبت شهدا و شهادت می‌شود که می‌گوید «الهی شهید شَم و شما قبرم رو بِکّنید!» چند نفری «الهی‌آمین» می‌گویند اما من فکر سنگینیِ هادی‌ام! «ان‌شاءالله جوری شهید بشی که نصف‌ت بیشتر برنگرده!» و تأکید می‌کنم «هادی خیلی سنگینی! تو تشییع‌ت کمر درد میشیم!» می‌خندد «الهی جوری شهید بشم که هیچی‌م برنگرده!» اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
هدایت شده از شوق پرواز
شهید حسین معز غلامیAUD-20210113-WA0088.mp3
زمان: حجم: 13.7M
🎧 فضا رو معطر کنید به یک صدای بهشتی.... خوشبختی یعنی تو زندگیت امام زمان داری....😍 🎧 مداح : شهید حسین معزغلامی @shogh_prvz
واگویه‌های کودکانه‌ی دو دانش‌آموز میبدی با شهید گمنام... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
یکی قبل از آمدنش خواب دیده، یکی هم توی مراسم استقبال کربلایش جور شد... دارد یکی یکی ویزیت می‌کند آقای شهید... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT