اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
موکب را با کمک بزرگترها ساختهاند و شده مرکز خدمترسانیشان به زائرین امامزادهی عشق!
و چایی به راه است و وسط این هوای سرد چقدر هم که میچسبد...
بچهها دارند آماده میشوند برای روز تشییع و تدفین شهید گمنام که من اسمش را گذاشتهام #محمد ...
و محمد هنوز نیامده خیلی خاطرخواه دارد...
#روایت_گمنامی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
هادی دارد آجرهای قبر را میچیند. صحبت شهدا و شهادت میشود که میگوید «الهی شهید شَم و شما قبرم رو بِکّنید!»
چند نفری «الهیآمین» میگویند اما من فکر سنگینیِ هادیام! «انشاءالله جوری شهید بشی که نصفت بیشتر برنگرده!» و تأکید میکنم «هادی خیلی سنگینی! تو تشییعت کمر درد میشیم!»
میخندد «الهی جوری شهید بشم که هیچیم برنگرده!»
#روایت_گمنامی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
هدایت شده از شوق پرواز
شهید حسین معز غلامیAUD-20210113-WA0088.mp3
زمان:
حجم:
13.7M
🎧 فضا رو معطر کنید به یک صدای بهشتی....
خوشبختی یعنی
تو زندگیت امام زمان داری....😍
🎧 مداح : شهید حسین معزغلامی
#شهیدحسین_معزغلامی
@shogh_prvz
واگویههای کودکانهی دو دانشآموز میبدی با شهید گمنام...
#روایت_گمنامی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
یکی قبل از آمدنش خواب دیده، یکی هم توی مراسم استقبال کربلایش جور شد...
دارد یکی یکی ویزیت میکند آقای شهید...
#روایت_گمنامی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
یکی قبل از آمدنش خواب دیده، یکی هم توی مراسم استقبال کربلایش جور شد... دارد یکی یکی ویزیت میکند آق
دخترها تابوت را رها نمیکردند...
و گریه... گریه... گریه...
چه شبی شد امشب!
#روایت_گمنامی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
دخترها تابوت را رها نمیکردند... و گریه... گریه... گریه... چه شبی شد امشب! #روایت_گمنامی اَلِف
میرود هر جا که خاطرخواه اوست...
#روایت_گمنامی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
میرود هر جا که خاطرخواه اوست... #روایت_گمنامی اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
و تو غرق گُلی امشب...
#روایت_گمنامی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
و تو غرق گُلی امشب... #روایت_گمنامی اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
آمده توی مدرسهای و بیرون رفته، گره مشکل چند نفر را باز کرده...
التماس کردهاند شهید گمنام را باید دوباره بیاورید جایی! وعدهی چهارشنبه دادهاند. پرسیدهاند همین شهید را میآورید. جواب گرفتهاند «یک شهید دیگر...!»
التماس و درخواست که همین شهید را بیاورید...!
خوابش را انگار چند نفری دیدهاند، به مادر شهیدی انگار خودش را یکجورهایی هم معرفی کرده! و باید دید این شهید توی روزهای آینده و تا برسد به خانهی جدیدش توی بافق، قرار است چه غوغایی به راه بیندازد...
#روایت_گمنامی
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT