11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه پسر ایرانی...
@ALEF_KAF_NEVESHT
محمدحسین گوشهی نمازخانهی کوچولوی وسط راه ایستاد جلو. کنارمان یک راننده تریلی عین آدمهای عاشق نماز میخواند. سنگین. با اذان و اقامه. به قول بچهها «نوبر بود و موجب حسادت!»
شروع میکنیم به جماعت. نماز دوم، یک جماعت دیگر میایستد آن گوشه نمازخانه. سه نفره؛ اهلسنت. دستبسته و به سبک و سیاق خودشان میخوانند نماز را...
یک واقعه بسیار ساده از نظر ما اما رمزِ پیروزی انقلاب اسلامی جلوی دشمن؛ وحدت...
و از این صحنهها تا دلتان بخواهد در مناطق جنوب، جنوب شرق، شمال غرب و مکانهای دیگرِ زندگی مشترک تسنن و تشیع دیده میشود
#مینابِ_جان
@ALEF_KAF_NEVESHT
ابوالفضل میگوید «از لج آمریکاییها پرچم زدن اون بالا!»
واقعاً همین است! دقیقاً همانجایی که آمریکا با موشک زده وسط پل را، پرچم زده بودند.
جالبتر اینکه جادهی جایگزین را سریع راه انداختهاند تا کار مردم زمین نماند. جادهای که نه تنها آسفالت خوبی دارد، خط و نشانش را هم تر و تمیز کشیدهاند...
#مینابِ_جان
@ALEF_KAF_NEVESHT
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شبیه وقتی واردِ یک اتوشویی میشوید است! میناب؛ و هنوز انگار آن جورهایی که باید شرجی نیست! نَمنَمکی باد میآید. یعنی یک طورهایی هنوز میشود راحت نفس کشید.
نرسیده توی خبرها خواندهایم نفتکش اماراتی را دود کردهاند بچههای دریاییِ سپاه! یعنی احتمالِ لاتبازیِ آمریکا یا تولههایِ منطقهایش هست.
قبل از آمدن فکر میکردم «اینجا» شمال هرمزگان است. دمِ آمدن فهمیدم اصلأ میناب بغل کرده هرمز را. همان دمِ دمِ هرمز است؛ و تقریباً زیرِ ضربهترین مکان بعد از تهران اینجا بوده و بیشترین شهید را داده.
به هر حال...
شهر پر است از عکس! از بنرِ تصاویر دخترها، پسرها، خواهر ها، برادر ها...!
زمان در میناب متوقف شده! مانده توی صبح نهم اسفند! اینجا دهها دخترپسر بچه دارند توی کوچهپسکوچههای شهر پرواز میکنند، جلوی چشمهای به اشک نشستهی پدر مادرهاشان...
اینجا «میناب» است
#مینابِ_جان
@ALEF_KAF_NEVESHT
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مثل چی داریم عرق میریزیم که راه میافتیم برای رفتن به خانهی حدیث!
و حدیث یکی از بالای نود نفر جانبازِ مدرسهی شجره طیبه است که توی خبرها هیچ خبری ازشان نیست! بالای نود نفر آدم که همه یک روایت تلخ دارند از لحظهی انفجار. سرهنگ میگفت از این ۹۰ نفر حدود چهل نفرشان سرْپایی درمان شدند، هر چند روح و روانشان هنوز درگیر ماجراست؛ و نزدیک به پنجاه نفر هنوز توی این بیمارستان و آن شهر و این استان در رفت و شد هستند...
حدیث یکی از آنهاست. قسمتی از بدن دخترکِ کلاس ششمی در حملهی تروریستیِ آمریکا سوخته. میرویم خانهشان. بیشتر مادرش تعریف میکند. مخصوصاً از سختیهای رفت و برگشت به شیراز، از عوارض تزریقهای کورتون و از بیهوشیهای پر مخاطره و از...! و ما حتی جرأت پرسیدن از لحظهی حادثه را از حدیث نداریم!
پیگیر کارش شدهاند بچهها و به لطف نماینده، ظرفیتهای یزد برای ادامهی درمان به خانواده حدیث پیشنهاد میشود.
تنها جملهای که از زبانِ حدیث شنیدیم، همین چند کلمه بود که با هیجان و لبخندی غمبار گفت: «یزد که جنگ نیست؟!»
پینوشت؛
خانهی «محمدمهدی» را باید سر صبر و حوصله بنویسم. هر چند هر چه از زمانِ بیرون آمدن از آن خانه میگذرد، حق مطلب کمتر ادا خواهد شد!
و تا نتوانم تمرکز کنم و نتوانم همان چهار تا جملهی مربوط به آن خانه را درست بنویسم، نخواهم نوشت!
#مینابِ_جان
@ALEF_KAF_NEVESHT
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دارم دنبال دانشآموزهام میگردم! که برای معلم، این مدرسه و آن مدرسه فرقی ندارد!
میدانید؟!
من توی مدرسههای مختلفی در این چند سال رفت و شد داشتهام؛ رفتن توی راهروهای شلوغِ شادِ پر جیغ و هیاهو را مزهمزه کردهام. نگاههای معصومِ کنجکاو را حس کردهام. از در کلاس تا دمِ دفتر با جواب دادنهای به سوالِ بچهها کیفور شدهام! من مدرسه را با همه وجودم چشیدهام، استشمام کردهام، حسش کردهام؛ و مدرسه، همهی زندگیِ یکی مثل من شده، مثل همهی معلمها...
راستش دارم غبطه میخورم به دانه دانه معلمهای شهید این مدرسه! معلم محل عروجش بشود مدرسه، بشود کلاسی که مدام رفته و درس داده، بشود در کنار بچههایش؟! چقدر این پرواز و عروج شیرین است انصافاً، چقدر خواستنیست...
هر چند اینجا غم و درد دارد با شرجیِ هوا موج میخورد، صدای غمخوانیهای پخش شده از سیستم پخش دارد اشک و عرقِ آدم را در میآورد؛ و من نشستهام اینجا روی نیمکت بچههایی که دیگر نیستند، دیگر سوالی ندارند، شاید دیگر مثل ماکان جسم و تنی هم ندارند. نشستهام و دارم فکر میکنم به شلوغی مدرسه که حس میشود اما دیده نمیشود...
چقدر مدرسهلازمم خدایا...
#مینابِ_جان
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
دارم دنبال دانشآموزهام میگردم! که برای معلم، این مدرسه و آن مدرسه فرقی ندارد! میدانید؟! من توی م
بعضی خودشان را زدهاند به حماقت! و نیاز شد همینجا نکتهای درباره آنها بنویسم:
میگویند زیر مدرسه موشک میساختند و مال سپاه بوده و لابد یک چیزی بوده آن زیرها که آمریکا مدرسه را زده! وگرنه آمریکا چه نیازی داشت بزند به یک مدرسه؟!
بیعقلها!!!
زیر مدرسه چیزی باشد هم صبح نمیزنند! میگذارند بعد از تعطیلی مدرسه، اصلأ شبانه میزنند.
اصلأ چیزی هم باشد، اصلأ قبول! چرا با سنگر شکن نزدند که زیر مدرسه نابود شود؟! چرا با موشکی زدهاند که روی سطح زمین را نابود کند؟!
دقیقاً مدرسه هدف بوده و دقیقاً بچههای ما. میدانید چرا؟! چون لشکر یزید با سلاخی کودکان و نوجوانان بیشتر حال میکند، این حال و روزِ سربازانِ شیطان است...
و میدانید با این شیاطین چه کسانی محشور می شوند؟ و در جنایت آنها شریکند؟!
جاده صافکنهای دشمن، توجیه کنندههای جنایت دشمن، شادی کنندگانِ بر جنایت دشمن؛ پس وای بر آنها از عذاب خدا.
@ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
مثل چی داریم عرق میریزیم که راه میافتیم برای رفتن به خانهی حدیث! و حدیث یکی از بالای نود نفر جانب
ممنونم از همهی دوستانی که تماس گرفتند، پیام دادند و...
یکی دکتر آشنا معرفی کرد، یکی جای اسکان رایگان تقبل کرد، یکی...
ما با هم از پسِ غم بر میآییم، ما ایمان داریم ایستادن، وحدت، غمخواری و حمایتِ از هم، باعث لطف و عنایت و توجه خدا میشود.
ممنون از شما
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
دارم دنبال دانشآموزهام میگردم! که برای معلم، این مدرسه و آن مدرسه فرقی ندارد! میدانید؟! من توی م
باقیمانده پیکر شهدای شجره طیبه را در آخرین تشییع با این ماشین منتقل کردند...
دستهای قطع شده، انگشتها، تکههای بدن و هر آنچه از گوشت و استخوان دهها شهید به جامانده بود...
#مینابِ_جان
@ALEF_KAF_NEVESHT
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سرهنگ میگفت «میناب، یزدِ جنوب است!» پر از مسجد و حسینیه و آدمهای سُنتی و مذهبی...
و این حیاط یکی از مساجد میناب است، مساجدی که توی هر کوچه و خیابانی ازشان هست...
#مینابِ_جان
@ALEF_KAF_NEVESHT