eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
785 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
702 ویدیو
6 فایل
در فراسوی خیال باغی‌ست زیبا و رویایی، که با همه وجودم رسیدن به آن را در خود فریاد می‌زنم... و این زندگی من است! @ALEF_KAF_MEEM
مشاهده در ایتا
دانلود
خیابانی تا خیابانی به چشم برادری هم نمی‌شد نگاهشان کرد اصلاً همین یک نظر هم مانده بودم حلال است...حرام است؟ به هر حال از تشریح کمالاتشان و توصیف ظواهرشان که از اصول نویسندگی است به علت قوانین جمهوری اسلامی، معذورم. هر چند می‌دانم اساتید خرده می‌گیرند: توصیف شخصیت ناکافی است!!! اما هر کس می‌تواند در نظر خود شخصیت را آن‌گونه‌ که موافق مرام و آیین‌اش است تخیل کند. فقط می‌توانم بگویم شهرم میبد با افتخار آفرینیِ این دو بانویِ محترمه، رکوردِ جدیدی از کوتاهی پوشش را ثبت کرد! مشغول راهپیمایی شبانه بودم چند روزی است به لطف تلاش بزرگوارانِ تصمیم‌سازِ خیابانی، حضورِ خیابانی‌ام نامرتب شده. ساعت نه شب که برای راه‌پیمایی اعلام کرده‌اند آخرِ شبِ بزرگواران کهن‌سالِ حزب‌الله است و اولِ شبِ بازاری‌ها و کسبه‌ی جوان‌ترِ ان‌شا‌الله! حزب‌الله. و از بخت بد من، فعلاً تصمیم‌سازی با کهن‌سالان است. آن دو بانویی که ذکر خیرشان شد داخل پیاده‌رو، از کنارِ جمعیتِ ریش‌به‌ریش چسبیده‌ی راه‌پیما با کمال آرامش عبور کردند بی هیچ ترس و تغییری، در رفتار و کردارشان. انگار در منزل هستند و این جمعیتِ خیابانی، بردار و خواهرهایشان. نمی‌خواهم از جمعیت حزب‌الله انتقاد کنم که: وا اسلاما!... کو امر به معروف و نهی از منکرتان! زیرا می‌دانم در چشم خار و در گلو استخوان دارند. چیزی که خیلی توجه‌ام را جلب کرد آرامشِ آن دو بانو، هنگام رویارویی با یک خیابان، پر از امت حزب‌الله بود. آرامشی که در ۱۸ و ۱۹ دی سال گذشته، زمانی که جای این دو گروه برعکس شده بود وجود نداشت. یادآوریِ فضایِ رعب و وحشت آن دو شب راهپیماییِ آشوب‌گونه‌، هنوز ضربان قلبم را بالا می‌برد. می‌زدند و می‌کشتند هر کس، حتی هم قیافه‌ی آن‌ها نبود چه برسد به مخالف آن‌ها. فقط می‌خواهم در مقامِ قیاسِ بین دو جریانِ خیابانی، این را بگویم: آنچه به نظر می رسد، حداقل اگر به دنبال آرامش و امنیت خودمان و کشورمان هستیم آن را باید در حکومتی جستجو کنیم که این خیابانی‌ها طرفدارش هستند نه آن خیابانی‌ها... خواجه شَدیدُالبینْ ๏๏🏴 @khajeshadidolbin
متنِ مصطفی دقیق بود و زیبا👆
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عالی بود 😄 ترامپ و برنامه ریزیِ تجمعات شبانه در واشنگتن @ALEF_KAF_NEVESHT
ان‌شاءالله امشب ساعت 20 دارالقرآن امامزاده سید صدرالدین قنبر میبد @ALEF_KAF_NEVESHT
📚 یک دورهمی متفاوت...... اگر مدت‌هاست دلت می‌خواهد کتاب بخوانی اما شروعش نمی‌کنی... اگر دوست داری در کنار آدم‌های اهل فکر و گفتگو، کتاب‌های خوب را بشناسی و درباره‌شان حرف بزنی... اگر دنبال یک جمع صمیمی، مفید و متفاوت هستی؛ این دورهمی برای توست. 🌱 در این نشست با همراهی آقای احمد کریمی نویسنده کتاب تحفه تدمر و.... در فضایی دوستانه به کتاب‌خوانی، مطالعه، گفتگو و تبادل نظر می‌پردازیم و از دل کتاب‌ها، ایده‌هایی برای بهتر زندگی کردن پیدا می‌کنیم. ☕️ نه کلاس رسمی؛ نه سخنرانی خشک! یک جمع صمیمی برای خواندن، فکر کردن، گفتگو کردن و رشد کردن. 👤 ویژه آقایان 📖 اگر اهل یادگیری و رشد هستی، جای تو در این جمع خالی است. 🔸 برای ثبت‌نام از طریق لینک زیر: https://digiform.ir/w117c30153
این هم دوستانِ اهل مطالعه فرستادن👆 و خودشون خیلی پیگیرن نمیدونم حتی وقت خالی پیدا بشه برای این جلسه یا نه؟ ولی اگه جمعِ پای کاری دور هم جمع بشن، ان‌شاءالله وقتش هم جور میشه
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#غلام‌حسین مدتی پیدایش نبود. و این روزها دوباره سر و کله‌اش پیدا شده و من مثل قدیم‌ها همه‌ی زندگی‌م
خیلی از و ادا اطوارهاش نمی‌نویسم راستش چون می‌دانم مخاطب الف‌کاف‌میم اعصاب و روانِ تحمل کردنِ حرف‌های او را ندارد. هر چند خودم عینِ چی قبولش دارم. پای مجازی‌نوشتِ حرف‌هایش بشود و قبول کند، حاضرم برایش کانال بزنم توی همین ایتا؛ مثلاً با اسم «غین‌حاءعین.» همچین چیزی...! امشب از وضعیت ناجورِ فرهنگیِ جامعه حرف می‌زدم و منتظر بودم بعد از تمام شدن سیگارش از افق بیاید بیرون و دو تا فحش حواله‌ی مسببینش کند. اما نگفت! برعکس همیشه که یک چیزی روی زبانش برای گفتن آماده داشت... سیگارش را با آرامش روی موزاییک پیا‌ده‌رو له و با نوک کفش حواله‌ی باغچه کرد؛ شبیه وسترن‌ها قبل از یک دوئل سخت. بعد یک نفسِ بدون دود کشید و گفت: «احمد همه چی گرون شده! همه چی...!» و چشم چرخاند به لولیدنِ ماشین‌های خیابان: «همه چی خیلی گرون شده... خیلی خیلی!» من کجا بودم او کجا! حس می‌کردم کلاً حرف‌های من را نشنیده باشد: «خب... نمی‌خوای شبیه اون منورالفکرهایِ مغز فندقیِ غرب‌زده بگی الان وقت کار اقتصادیه، نه فرهنگی؟!» لبخند تلخی زد. از همان منظور دارهایِ چقدر تو حالی‌ت نیست! و گفت: «همه چی گرون شده، جز ناموس...! جز دخترهای نوجوان و جوان...! این جنس تو بازار مفتِ مفت شده و ریخته توی دست و پا...!» پاکت سیگار را از جیبش کشید بیرون. همان‌طوری که درش را باز می‌کرد گفت: «برو توی اون مجازی بنویس حداقل اندازه‌ی پول و وقت آرایشی که خرج خودشون می‌کنن، مُفت نباشن!» به بقیه حرف‌هایمان کار ندارم. می‌خواستم بپرسم به نظرتان می‌شود همچین حرف‌های گزنده‌ای را نوشت؟! یا ننوشت؟! @ALEF_KAF_NEVESHT
هدایت شده از  منادی
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📖 معرفی آثار اعضای محفل نویسندگان منادی 📚 روایتی از زندگی یکی از پیرغلامان اباعبدالله به‌قلم خانم زهرا عوض‌بخش 📚 خرده‌روایت‌هایی از آئین عزاداری سنتی سیدالشهدا در یزد 🆔️ @monaadi_ir
با این سوال شروع کردم: «اگر در جایگاه یک تصمیم‌گیر برای کشور بودید، ابرقدرتی آمد بخشی از کشورتان را گرفت، از کدام گزینه استفاده می‌کنید؟! تا آخرین نفر می‌جنگید؟! مذاکره می‌کنید و امتیاز می‌دهید؟! یا با یک ابرقدرت دیگر ساخت‌وپاخت می‌کنید تا ازتان حمایت کند؟!» و سر این ماجرا وارد گفتگو شدم با بچه‌های یازدهمی... و چه چالش جذابی بود برای شروع درسی که روایتِ حال و روز حدود دویست سال پیشِ حاکمان ایرانی بود! هر چند تجربه‌ی اولِ تدریسِ تاریخ معاصر بود، اما تلاش کردم تاریخ را نه در حد یک درس سنگینِ پر از اسم و فعل و عدد که حفظ کردنِ همه‌اش روی اعصاب دانش‌آموز است، که تاریخ را در حد یک مسئله‌ی قابل تأمل برای ساختنِ آینده تبیین کنم... و باور نمی‌کنید که تدریس این کتاب چقدر حال می‌دهد. @ALEF_KAF_NEVESHT