eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
747 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
654 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
Yasin Hejazi1_1118698593.mp3
زمان: حجم: 35.2M
امروز یادم آمد وِب‌آوا یا پادپخشی که خارجیِ آن می‌شود پادکست را برایتان بگذارم. حالا چرا اصرار داشتم این را بگذارم و چرا اصرار دارم که حتماً آن را توی خلوتیْ جایی که حواستان جمع باشد بشنوید؟! چون یک تجربه‌ی ناب است شنیدنش! مخصوصاً اگر با یاسین حجازی آشنا نباشید و پادپخش‌های نیوفولدر را نشنیده باشید... این پادپخش‌ها را یاسین حجازی می‌نویسد که یک سر آن به ماجرای کربلا و امام حسین علیه السلام منتهی می‌شود و هر کدام با جریانی متفاوت شروع می‌شود و اینی که برایتان گذاشته‌ام مربوط است به خاطرات «نادیا مراد» دختر ایزدیِ اسیرِ داعش که خاطراتشْ کتابی شده به اسم «آخرین دختر.» این پادپخش که شماره‌ی ۲۴ نیوفولدر است، یک قصه‌ی تلخ اما واقعی دارد که شاید دل‌تان را بلرزاند، ولی باز هم اصرار دارم توی فرصت مقتضی و با تمرکز گوش کنید... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
مردم ایرانشهر از مسئولان حکومت پهلوی درخواست کردند که چند تا آخوند مثل شیخ خامنه‌ای براشون تبعید کنه ایرانشهر 😂 این سندی که گذاشتم نامه‌ی خیلی محرمانه ساواک هست که در کتاب «بر تبعید» منتشر شده... قضیه این هست که امام خامنه‌ای در دوران مبارزات علیه حکومت پهلوی به ایرانشهر تبعید شد، به این خیال که گرمای وحشتناک آنجا و جمعیت اهل سنت و جریان‌های مخالف، او رو ساکت کنن؛ غافل از اینکه این شیخ جوان، بعد از مدتی شد امام جمعه‌ی مسجد آل رسول، که حتی اهل‌سنت هم پای سخنرانی‌های آتشین او می‌نشستند. ماجرای سیل مخرب ایرانشهر و شهرهای اطراف، اوج فعالیت این شیخ جوان بود که مردم اونجا رو شدیداً شیفته‌ی او کرد... به نظرم خوندن این کتاب برای مخاطب عام لذت‌بخش هست، برای مخاطب خاص مثل فعالین فرهنگی و اجتماعی واجب... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری شب سوم... می‌ذارم چون قشنگه، ولی آقایون مداح! جلوی دختر بچه‌ها روضه‌ی سه‌ساله نخونید! این روضه‌ها مال مردهاست! که با دست‌های زمخت و بزرگ بزنن توی صورت و سر خودشون... مال بچه‌ها نیست، مواظب باشید... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#چهار پسرک‌م علیرضا، این روزها مدام از تجربه‌ی سینه‌زنی‌ش می‌گوید! که لباس‌ش را بیرون آورده و چطور
یادم باشد سر فرصت در مورد امام سجادی که پدرِ امام حسین بود، بعداً بنویسم! طلب‌تان... اما ماجرای ما و امام حسین، جلوه‌هایی دارد که دیده می‌شود و چیزهایی دارد که جلوی چشم نیست. یکی‌ش همین تقویت هوش اجتماعی بچه‌هاست. حالا هوش اجتماعی را بخواهم کتابی تعریف کنم و برای‌تان بازش کنم، بلد نیستم و حتی حوصله‌ی جستجوی ویکی‌پدیای آن هم ندارم...! ولی علی‌الحساب این دو تا عکس را ببینید! به تَکرار دیده‌ایدْ بچه‌ها پای ثابت مراسم‌های عزاداری امام حسین هستند؛ یک عمومیت عجیبی هم دارد این ماجرا که شامل حال آن بچه‌های لای پنبه بزرگ‌بشوی تیتیش‌مامانی هم می‌شود، همان‌هایی که سنگین‌ترین حرکت‌شان بلند کردن لیوان آب پرتقال و لیموناد کنار تختخواب‌شان بوده! شاید بهترین جایی که بچه‌هاْ خوب بودن و خاکی بودن، آن هم در تعامل درست با مردمان دیگر را تمرین می‌کنند همین هیئت باشد؛ حتی بگذارید جرأت کنم و بنویسم که هیئت در این مورد از حضور در مساجد هم موثرتر است! بچه‌ها فقط توی هیئت امکان جفت‌کردن کفش آن بابای بی‌کلاسِ خاک‌وخُلی را پیدا می‌کنند، بچه‌ها توی هیئت یاد می‌گیرند چایی و شربت بدهند دست کوچکتر از خودشان، بچه‌ها توی هیئت جارو دست می‌گیرند، دستمال می‌کشند یا خرت‌وپرت جابه‌جا می‌کنند؛ آن هم بدون بهانه و مزد و منت؛ آن هم با عشق... همه‌ی این‌ها البته به بهانه‌ی عشق بلند بالایی‌ست که دایره‌ی دوست‌دارانش را از بچه‌ها تشکیل می‌دهند تا پا به سن گذاشته‌ها؛ یعنی حسین... یادمان باشد! اگر سر دسته‌ و کاره‌ی هیئت‌یم، بگذاریم بچه‌ها نقش بگیرند آنجا... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
چند سال قبل در جلسه‌ی مهمی در مرکز استان از اوضاع منابع زیرزمینی آب و وضعیت ما در آینده صحبت‌های مهمی شد که طبیعتاً نتایج آن قرار بود به گوش مردم نرسد! مسئول مورد نظر در جواب اینکه چرا روند این فاجعه را برای مردم نمی‌گوید گفت که امنیت روانی مردم مهم است و نباید تنش‌های ذهنی به آنها وارد کرد؛ به این مضمون البته...! حالا که دارد تَقّش در می‌آید بگذارید اشاره کنم که با این روند کم‌آبی، روزگار استفاده از تانکرهای بالای پشت‌بام دارد نزدیک می‌شود و با همین دست‌فرمانی که داریم می‌رویم، یزد کم‌کم جای زندگی نخواهد بود! حالا این بخش ماجرا بماند چون گفتن ندارد و طبیعتاً در آینده خودمان تجربه‌اش می‌کنیم؛ به همین تلخی و به همین صراحت! برویم سراغ آدم‌هایی که هنوز توی اوج گرمای تیرماه و اوج مصرف آب، ماشین‌شستن‌شان و حیاط‌شستن‌شان و حمام‌های دو سه ساعته‌شان و استخر آب و آبتنی‌شان و آب‌بازی بچه‌هاشان و دیگر مسخره‌بازی‌هاشان تعطیلی ندارد! بعضی‌ها اصلأ فهم این را ندارند که منابع زیرزمینی آب، بسیار محدود بوده، محدودتر هم شده و اگر روزی توی همین شهر با چاه بیست متری به آب می‌رسیدیم، امروزه با چاه دویست متری هم به آب مناسب نمی‌رسیم. و این درک نکردن چیز بدی‌ست که نه تحصیلات جبرانش می‌کند نه پول زیادی و نه مقام و جایگاه بلند بالا و نه موقعیت اجتماعی... خداوند هم تا جایی که یادم می‌آید دو سه جا فحش‌های ناجوری دارد توی قرآن که یکی‌ش را حواله‌ی همین آدم‌های مُسرف کرده! آنجایی که می‌گوید اسراف‌کاران برادر شیطان‌ند! چیزی بدتر از آیه‌ی ۱۹ لقمان که عربده‌کش‌ها را خَر خطاب می‌کند؛ و بین خر و برادر شیطان حتماً خر از جایگاه بالاتری برخوردار است! آقا و خانمی که این متن را می‌خوانید! به خودتان رحم کنید! می‌شود با یک حیاط خاک‌گرفته و ماشینِ لک‌شده زندگی گذراند اما با بی‌آبی دو روز هم نمی‌توانید زندگی کنید. خودتان هم البته هنوز در شرایط خوبی هستید و با این وضعیت خراب آبی، هنوز در پُر آبی هستید؛ به بچه‌های بی‌گناه‌تان رحم کنید که باید چیزی برایشان بماند تا زندگی در این شهر را ادامه بدهند؛ البته اگر بلبل‌زبانی نمی‌کنید که می‌رویم شمال زندگی می‌کنیم و به جهنم و به درک و ...! ببخشید که متن رنگی از عصبانیت دارد... و آخرش هم خود دانید! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
هدایت شده از محمدعلی جعفری
33.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◾️ کاری زیبا از طلافروشان شهرستان میبد در سوم محرم 🔘 یزد؛ حسینیه ایران 💥کانال محمدعلی جعفری👇 https://eitaa.com/joinchat/143917280C5518173200
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عزاداری هیئت چهار منار/ محرم ۱۴۰۱ اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
همه شهر شده سمت حریمت کوچه... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آدم مهم‌ها و با کلاس‌ها منتظر بودند پیامبر بیاید مسجد و نماز جماعت بخوانند! اذان را بلال گفته بود و از پیامبر خبری نشد... احتمالأ سلمان بوده که می‌رود دنبال رسول‌الله؛ سابقه نداشته این مورد و حتماً دل توی دلِ صحابیِ ایرانی نبوده تا می‌رسد به جایی که پیامبر را چهار دست و پا وسط خاک‌و‌خُل کوچه پیدا می‌کند! من آنجا نبودم ولی سلمان دو تا کار می‌توانسته کرده باشد! یا دقایقی چشم‌و‌چارش را مدام مالیده باشد که ببیند درست می‌بیند یا نه! یا اینکه مثل فنر پریده باشد به سمت پیامبر که او را در یابد! طفل‌های مدینه سوار شده بودند روی گُرده‌ی آقای‌مان و ادای سوارکارها را در می‌آورند و پیامبر...؟! نقل شده ادای اسب بچه‌ها را در می‌آورده! کاری به ادامه‌ی ماجرا ندارم که سلمان چه گفت و پیامبر راهنمایی‌ش کرد برود خانه و چیزکی بیاورد تا او را از بچه‌ها بِخرد و سلمان رفته و چند دانه گردو پیدا کرده و آورده و مثلاً پیامبر را از بچه‌ها خریده! کار به این دارم که آدمِ بزرگِ خلقتِ خدا این قدر برای بچه‌ها مایه گذاشته که دل‌شان ذره‌ای نسوزد و با آنها بازی کرده و حتی به‌شان سواری هم داده... حالا حکایت فیلمی که گذاشتم را می‌گویم! این ساز ناکوکِ روی اعصاب را می‌شنوید؟! و این بچه‌ها را می‌بینید؟! من فکر می‌کنم امام حسین همه‌ی آدم‌بزرگ‌ها و با کلاس‌ها را رها کرده و نشسته با دیدن این بچه‌ها حال می‌کند! و این بچه‌ها توی این فضای کاملآ جدی آزادند چون چشم عنایتیْ حامی آنهاست. و هیچ از این خانواده بعید نیست... و راستی... علیرضاست که طبل می‌زند آن وسط! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT