eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
747 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
654 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
دوستان عزیز میبدی روضه‌ی خانگی آقا مهدی رو دریابید... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به عنوان یک اهل قلم، قرار بود زمینه‌ی نوشتن ماجرایی در میبد برایم فراهم شود، که طبق پیش‌بینی‌م نشد و پیگیر هم شدم که فایده‌ای نداشت! فقط بدانید ماجرایی شبیه انفجار تروریستی در کرمان و سالگرد شهید حاج‌قاسم که ده‌ها شهید به جا گذاشت، قرار بود در یکی از تجمعات مناسبتی میبد هم اتفاق بیفتد که با هوشیاری به موقع و ورود عزیزانِ امنیتی ناکام ماند! اینجا نوشتم که اگر نوشتن جزییات ماجرا قسمت نشد، بدانید امنیت یک کشور مقوله‌ای پیچیده است که آدم‌های زیادی برای آن تلاش می‌کنند و فقط مربوط به مرزهای غربی یا شرقی کشور هم نمی‌شود... و این فیلم نبرد پنجاه روز اخیر سربازان گمنام امام زمان(عج) است با تروریست‌ها که به تازگی منتشر شده... ما داریم زندگی‌مان را می‌کنیم و زن و بچه‌مان در امن و امانند، چون یک تعداد آدمِ از جان گذشته که همه‌ی چیزی که ازشان می‌بینیم و می‌شناسیم همین هیبتِ پوشیده شده و اسلحه‌ی دستشان است، دارند توی کوچه‌پس‌کوچه‌ها و در و دشت و بیابان این کشور جانبازی می‌کنند... خدایشان حفظ کند ان‌شاءالله... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
وعده‌ای داده‌ای و راهی دریا شده‌ای خوش‌به‌حال لب اصغر که تو سقا شده‌ای آب از هیبت عباسی تو می‌لرزد بی عصا آمده‌ای حضرت موسی شده‌ای به سجود آمده‌ای یا که عمودت زده‌اند یا خجالت زده‌ای وه که چه زیبا شده‌ای یا اخا گفتی و ناگه کمرم درد گرفت کمر خم شده را غرق تماشا شده‌ای منم و داغ تو و این کمر بشکسته توئی و ضربه‌ای و فرق ز هم وا شده‌‌ای سعی بسیار مکن تا که ز جا برخیزی کمی‌هم فکر خودت باش ببین تاشده‌ای مانده‌ام با تن پاشیده‌ات آخر چه کنم؟ ای علمدار حرم مثل معما شده‌ای مادرت آمده یا مادر من آمده است با چنین حال به پای چه کسی پا شده‌ای تو و آن قد رشیدی که پر از طوبی بود در شگفتم که در این قبر چرا جا شده‌ای اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شبکه‌ی یزد در برنامه زنده، هیئت فهادان را نشان می‌داد که مداح اعلام کرد به یاد سعادتمند، مداحیِ او را می‌گذراند...! صدای ضبط شده‌ی مرحوم سعادتمند بود و سینه‌زنیِ هیئت فهادانِ امروز... به یاد او این مداحی قدیمی را ببینید اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
23.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استاد پناهیان چوب برداشته انداخته دنبال کسانی که ادعای ولایتمداری و انقلابی‌گری دارن اما دو خط از کتاب‌های رهبری رو نخوندن! موضع‌گیری‌های فوق‌العاده‌ای داره استاد که توصیه می‌کنم گاهی وقت کردین، گوش کنید... پیشنهاد ویژه‌ای که مخصوصاً برای دوستان نوجوان اعم از دختر و پسر دارم، گوش دادن به مجموعه سخنرانی‌های «تنها مسیر» از ایشون هست که روحیه افراد زیادی رو تغییر داده... پیشنهاد مطالعه کتاب‌های رهبری هم البته باید داشته باشم، ولی اعتقاد دارم آدم تا کلاس کارش و سطح فکرش بالا نیومده، دست به کتاب‌های پیش از انقلاب رهبری هم نزنه! اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امشب شهادت نامه ی عشاق امضا می‌شود فردا ز خون عاشقان این دشت دریا می‌شود اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#دوازده چند سال قبل و همان اوایل نقل‌مکان عاشقان به محدوده مسکن مهر، خانمی پسرش را آورده بود پیش بچ
اینجا کوچه‌ای کنار مهدیه میبد است و این آدم‌های که روی فرش هفتصد شانه‌ی آسفالت گرم نشسته‌اند، آشپزهای ناهارِ مراسم تاسوعای حسینی... نوشتم آشپزها، چون به قول خودشان آشپزی اینجا سرآشپز و ته‌آشپز ندارد، همه از آن نوکرهای خاک‌و‌خُلی سیدالشهداء هستند که روی گرمای تیرماهِ کویر را کم کرده‌اند تا مراسم تاسوعا با بهترین کیفیت برگزار شود... وقت استراحت‌شان است البته و جدا از این استراحت کوتاه، توی کوره‌ی آشپزخانه که قبلاً در روایت داوود نوشتم، گرما نمی‌خورند، بلکه آتش می‌خورند! این را هم بدانید خوب است که تاسوعای مهدیه میبد سابقه‌ی نزدیک به چهل ساله دارد، از ۶۴ تا ۱۴۰۳ و اگر تا حالا تجربه‌ی حضور نداشتید، سال‌های آینده را دریابید... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
گودال قتلگاه، پر از بوی سیب بود تنها‌تر از مسیح، کسی بر صلیب بود اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#سیزده اینجا کوچه‌ای کنار مهدیه میبد است و این آدم‌های که روی فرش هفتصد شانه‌ی آسفالت گرم نشسته‌اند
شاید الان وقتش باشد، شاید یک ساعت پیش اصلأ وقتش بوده، شاید هم ساعتی دیگر! به میدان رفتن سیدالشهداء منظورم است، آخرین مردی که از جبهه حق به مصاف ناحق می‌رود... و روایت چهاردهم را همین لحظات می‌نویسم، وقتی که چشم‌های به خون نشسته‌ی اهل خیام به مردی‌ست که عمامه‌ی پیامبر بر سر بسته و شمشیر علی علیه السلام حمایل کرده و چشم خسته‌اش بین زنان و بچه‌ها تا لشکر انبوه دشمن می‌رود و می‌آید. نقل شده اینجا زن‌ها و بچه‌ها مانع رفتن سیدالشهداء بودند به میدان، جوری که دست در دست هم، یا دست بر گوشه‌ی چادر هم، عقب عقب می‌رفته‌اند و با آخرین امید و نگاه‌شان سعی می‌کردند زمان بیشتری بخرند برای ماندن او... این دم‌هایِ از چشمِ تاریخْ دورمانده، اما از چشم‌های به اشک نشسته‌ی شیعه دور نمانده و همان لحظه‌های کوتاه را در خود ثبت کرده و حتی امروزه آن لحظات غم‌بار را مجدداً برای خود تداعی و یادآوری می‌کند! تصویری که همراه این متن گذاشته‌ام دقیقاً یادآوری همان ماجراست که اسم‌ش سیصد سال با عزاداریِ مردمِ میبد عجین شده! شاه‌حسن شاه‌حسین... به اینْ دست روی بازوی هم گرفتن و عقب‌عقب رفتن و شاه‌حسن شاه‌حسین گفتن، حلقه‌ی ماتم می‌گویند؛ شاید بسیاری از آنها که این مراسم را از نزدیک دیده‌اند به این نکته توجه نکرده‌اند که این حرکت نمادی‌ست از غم‌انگیزترین لحظاتِ واقعه‌ی عاشورا؛ حلقه‌ی ماتم! و جالب اینکه نمونه‌ای از آن در عزاداری مردم کرمان و مردم جنوب کشور هم هست... و ان‌شاءالله روایت جزییات مراسم شاه‌حسن شاه‌حسین بماند برای آینده‌ای نزدیک... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
از فراسوی ازل تا ابد ای حلق بریده می‌رود دایره در دایره پژواک صدایت اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT