eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
747 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
654 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
روایت این اتاقکِ کاهگلی را اینجا بخوانید 👇 @alef_kaf_nevesht
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در روایت نهم نوشته بودم از خانم یزدی... بچه‌های جبهه فرهنگی میبد لطف کردند و به ایشان سری زدند و ازشان تقدیر کردند. دمتون گرم رفقا اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#سیُ_یک این چیزی که می‌گویم را حتماً تجربه کرده‌اید! دوستی‌های واقعی؛ دوستی‌های غیرواقعی...! مثلاً
17.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینطوری جا افتاده که بلافاصله بعد از نماز سفره می‌اندازند، این البته مال داخلیِ موکب‌هاست و غذا دادنْ به بیرون از موکب و توی جاده هم سرریز می‌کند. یعنی بخش بیشترِ ناهار یا شام میآید توی جاده و به زائرِ در حال حرکت تعارف می‌شود... حالا مثل روایت شانزدهم و بیست‌و‌هفت نبینید که دوربین گذاشته‌ام و راحت دارم کمک می‌کنم و فیلم می‌گیرم! چند باری به‌م گفتند بنشینم مثل یک زائرْ غذایم را بخورم و گوش نکرده‌ام! دوست ندارند مهمان دست به کار بشود، خوش ندارند یک‌طورهایی و می‌خواهند خودشان سرآوری کنند... غذا هم که می‌بینید استامبولی با ماست به همراه میوه هست که نسبت به بعضی دیگر از پذیرایی‌ها خیلی سر ساده انجام شده؛ یعنی اهلِ دل حواس‌شان هست که گاهی نوع پذیرایی از آن چیزی که توی مهمانی‌های جناب پادشاه عربستان رواج دارد هم سطح‌ش می‌رود بالاتر! باور نمی‌کنید؟! باید چند سال خاک جاده بخورید که تجربه‌ی ناب این مدل پذیرایی نصیب‌تان شود :) اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#سیُ_دو اینطوری جا افتاده که بلافاصله بعد از نماز سفره می‌اندازند، این البته مال داخلیِ موکب‌هاست و
پای ناصر یکی دو هفته مانده به رفتن‌مان برای پیاده‌روی شکست! از چند جای‌ش را نمی‌دانم ولی محتاج به عصا شد و یکی از ستون‌های بدنش گچ‌کاری شد ناجور. حالا حساب کنید آدمی که برای پیاده‌روی می‌خواهد برود، به چیزی مثل پا نیاز ندارد و آن را هم گذاشته توی زمین فوتسال؛ حتماً دلش ریش‌ریش می‌شود، نمی‌شود؟! برای هر کسی ممکن است اینطوری باشد اما نه برای کسی مثل ناصر که اگر جفت پاش از زانو هم می‌رفت، پیاده‌روی اربعین‌ش نمی‌رفت... ناصر آن سال البته خودش می‌گفت که راحت پیاده آمده و اصلأ فشاری تحمل نکرده؛ من حتماً حرفش را قبول دارم و دلیل هم برایش دارم! یک مصرع شعری هست که می‌نویسم و شما حالش را ببرید؛ بی‌ستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد... همین دیگر! این عشق بود که هشتاد نود کیلومتر ناصر را با پای شکسته آورد... عشق... حالا که بعضی می‌ترسند از گرمای هوا و تب دنگی و داعش و اسرائیل و تاول پا و هزار تا چیز دیگر، باید به‌شان گفت که پایِ رفتنِ عاشقانه پیدا کنند، خود به خود مشکلات حل می‌شود... اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ @ALEF_KAF_NEVESHT