هوالنور
ماه 🌙 شریف ربیع الاول ۱۴۴۸هجری در صورت فلکی حوت است...حدود ۴روز مانده تا شرف قمر شهریور ماه
@ALTAFHIM
✅ رازآمیز این نیست که جهان چگونه است، بلکه رازآمیز این است که جهان وجود دارد.
👤 لودویگ ویتگنشتاین
📚 منبع: رسالهی منطقی_فلسفی، بند ۶.۴۴.
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#جملات_منتخب
💻
🔺 قدرتِ دیدنیِ #شانس_رخنه_پوش یا #شانس_حفره_ها در تبیینهای علمی
🔺 بسیاری از دانشمندان و فیلسوفان قدیم و جدید به منظور تبیین پدیده های مورد مطالعه، مدلهایی را به عنوان "اصل" قرار میدادند و میدهند و هر آن چیزی که در این مدلها جای نمی گرفته، را به یکی از سه طریق زیر توجیه میکردند تا نهایتا هیچ چیزی در جهان باقی نمانَد مگر اینکه آنان با همین مدلهایشان تبیینش کرده باشند.
1. بعضی از چیزهایی که در مدل جای نمی گیرد را به این عنوان که واقعی نیستند و توهم هستند، برچسب میزنند زیرا نظر آنان این است که اگر واقعی میبودند که حتما باید در این مدل جا میگرفتند!
2. چیزهایی که در مدل جا نمیگیرند و تبیین نمیشوند اما نمیشود مثل مورد قبلی، آنها را توهمی دانست. راهکار دوم در خصوص این چیزها، این است که روی آنها برچسبِ ذاتی بودن بخورَد. بنابراین اینها دیگر نیازی به تبیین ندارند زیرا ذاتا اینجوری هستند.
3. اگر با بکارگیری هر دو ترفند تبیینی فوق، باز هم حفره های نیازمندِ تبیین باقی بمانَد که مدل مورد نظر نتواند آن را پر کند و بپوشاند، اینجاست که پای رخنه پوشها یا حفره پوشها باز میشود تا به مددِ این پوشاننده ی حفره ها ( حفره= هر چیزی که در مدل مورد نظر جا نگیرد) مدل مورد نظر به عنوان یک مدل بدون نقص و قانع کننده عرضه شود.
🔺 در دورانی که جامعه ی علمی و دانشگاهی هیچگونه حساسیتی روی اسمِ خدا نداشت، دانشمندی مثل نیوتن برای پوشش حفره های مدلش از خدای رخنه پوش و خدای حفره ها استفاده کرد و از نام خدا به منظورِ جبرانِ نقصهای موجود در مدلش استفاده ی ابزاری کرد.
🔺 خدای حفره ها که نیوتن از اسم آن استفاده کرده است، صرفا یک اسم است زیرا چه از نظر ما خداباورانِ ابراهیمی، و چه از نظر خداناباوران، چنین چیزی اصلا وجود خارجی نداشته و ندارد و صرفا مصرفِ تبیینی برای نیوتن داشته است. این اسمِ آشنا و محبوب، برای مردم آن دوره و زمان، نقشِ مخفیکاریِ نقصِ مدل نیوتنی را به خوبی اجرا کرد و مردمِ آن زمان را قانع کرد که نیوتن بهترین و بی نقص ترین تبیین را برای جهان داده است.
🔺 قبل از اینکه رخنه پوش دوران جدید را معرفی کنم؛ مناسب به نظر میرسد نحوه ی نگاه بسیاری از خداباوران دینی ( به نحو خاص، دین اسلام و مذهب شیعه) را نسبت به جهان و حفره ها بیان کنم: از منظر درون دینی، چنین نیست که در کل جهان، یکی دو تا و سه تا و چهارتا حفره موجود باشد و بس که همین سه چهارتا باید توسط خدا پر شود و تمام. چنین دیدگاهی یک دیدگاه مشرکانه است. باورِ دینی ما این است که کل جهان، چه از نظر ایجادِ آن و چه از نظر بقای آن، چیزی جز حفره نیست. و همه ی جهان حفره است.
🔺 دوران نیوتن به سر آمد و کاری که او و امثال او در خصوص استفاده ی غلط و ابزاری از اسم خدا کردند و نیز جنبشهای ضددینی دنیای غرب و اثرگذاری مکاتب پوزیتیویسم و تجربه گرایی افراطی نهایتا فضای حاکم بر جامعه ی دانشگاهی غرب را به سمتی کشانید که دیگر هیچکسی به خود جرئت نمیداد و نمیدهد که اسمی از خدا در دانشگاه های تولیدکننده ی علم ببرد تا جایی که هرگونه برداشتِ عقلانی و منطقی از مطالعه ی پدیده های جهان در جهتِ تقویت خداباوری حقیقی ( و نه خدای موهومی حفره ها) هم با برچسب بهره گیری از خدای حفره ها سرکوب میشد و میشود.
🔺 در دوران جدید، که بکارگیری اسم خدا در مقالات علمی مجاز نیست، تعداد حفره ها کمتر نشده بلکه همزمان با پیشرفت علم بیشتر هم شده است. اگرچه بعضی از حفره های قبلی در مدلهای تبیینی جدیدتر جای گرفته است اما حفره های جدیدتر و بیشتر و عمیق تری پیدا شده که با مدلهای موجود پوشیده نمیشوند و اگر بخواهیم ادعای بی نقص بودنِ علم را مطرح کنیم، این حفره های جدید هم باید پوشیده شوند.
🔺 در چنین مواقعی، قبلا از اسمِ خدا که برای مردم آن زمان مانوس و آشنا بود، برای پوشش حفره ها بهره می بردند اما اکنون باید از اسمِ مانوس و آشنای دیگری غیر از خدا بهره ببرند که این اسم، هم برای مردم عادی، مفهومِ آشنایی داشته باشد و هم مردم به غلط، تصور کنند که آن را میشناسند.
🔺 این رخنه پوشِ جدید، شانس است.
🔺 این شانس حفره ها با آن شانسی که مردم میشناسندش، از زمین تا آسمان بلکه بیشتر و بیشتر، تفاوت دارد.
🔺 تبیین یکسری کارهای بسیار دقیقی را بر عهده ی شانس رخنه پوش بیچاره و بی زبان انداخته اند، که یونانی های قدیم احتمالا رویشان نمیشد اینجور منظم و دقیق بودنهایی را به خدایان اساطیری خودشان نسبت دهند.
🔺 در عین حال، چیزی که مهم است این است که مردم هیچ حساسیتی به اسمِ این رخنه پوش ندارند و خیلی آسوده خاطر به اتکای اینکه دانشمندان نخبه، چنین حرفهایی را میزنند، آن را باور میکنند آن هم نه تنها به عنوان یک احتمال و یک آلترناتیو بلکه به عنوان یک واقعیت علمی تست شده!
💢
جلسه1 فلسفه اسلامی.mp3
زمان:
حجم:
20.4M
🔺درسگفتار تاریخ فلسفه اسلامی ( دوره دوم )
👤دکتر مجید احسن
🎙صوت جلسه اول
#احسن #تاریخ_فلسفه_اسلامی
#فلسفه_اسلامی #صوتی #فلسفه
چکیده
سهرورودی و برگسون،دو فیلسوف متعلق به حوزه تفکرات فلسفه اشراقی، مساله"کشف" و "شهود" را بگونه ای در فلسفه خود مطرح نموده اند که جهان شناسی آنها تحت تاثیر نوع نگاهشان به این مساله شکل گرفته است. شیخ اشراق انسانی است که علاوه بر اینکه در حوزه نظر و استدلال فردی برجسته است ، در مراتب عرفانی نیز گام نهاده است و بسیاری از نظرات و یافته های خود را رهاورد مقام شهود علمی خود می داند .شیخ اشراق مهمترین اثر خود یعنی حکمت الاشراق را که نماینده تفکر اشراقی اوست، محصول یک کشف می داند و فلسفه برگسون بر دو مساله اساسی زمان حقیقی یا "دیرند" و "شهود"(Intuition ) استوار گشته است و پیوند عمیقی میان مفاهیم سه گانه "زمان"، "حرکت" و"شهود" برقرارنموده است. وی معتقد بودکه فلسفه حقیقی مبتنی بر شهود است نه "هوش"، و متعلق این شهود، "حرکت"، "شدن" و "استمرار" است؛ یعنی چیزی که فقط می توان از راه آگاهی بیواسطه یا شهودی شناخت نه از طریق هوش که تداوم را از بین میبرد.شهود برگسون علاوه بر جنبه درون نگری بیشتر جنبه « برون شد » دارد . در این اتحاد شهودی محض ، انسان در خود محبوس و اسیر نمی شود ، بلکه با هستی و واقعیت سیلانی نوعی همدلی و همرازی (sympathies) پیدا می کند . در اینجا « برون شد » رهایی از محدودیت ها و انجماد است.
چکیده
انسان و انسانشناسی مقوله غیر قابل کتمان در طول تاریخ بشری بوده است؛ و ترسیم حقیقی از جایگاه او در منظومه آفرینش سرلوح ادیان توحیدی میباشد. بر پایه دیدگاه منیع و اندیشه رفیع علامه جوادی آملی حقیقت انسان «حیّ متأله» است که در بستر آموزههای دینی به تکامل میرسد، و غایت امکانی قوس صعود بشری«انسان کامل» میباشد. و در ادبیات حکما و عرفای همچون ابنعربی و ملاصدرا به آن پرداخته شده است؛ آنها انسان کامل را مظهر تمام صفات کمالی و جمالی خداوند میدانند؛ آنگونه که ابنعربی مبتکر اصطلاح «انسان کامل» در ادبیات اسلامی قلمداد شده است. در تحقیق حاضر، ضرورت انسان کامل نسبت آن با خلافت الهی به صورت توصیفی- تحلیلی با تأکید بر اندیشه جوادی آملی بر این نتیجه رهنمون گردیده که مقصود از خلقت آفرینش و پهنهگیتی، انسان کامل است و از لازمه خلافت مطلقه الهی، انسان کامل شدن است، از این جهت، انسان کامل قطعاً خلیفه خداست، بهطوریکه اگر عالم خالی از انسان کامل شود، عمر آن به پایان میرسد.
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تلاوت سوره قدر توسط حضرت آیتالله شهید خامنهای رضواناللهعلیه🖤
🌕 جایگاه امام صادق علیهالسلام در علم منطق
امام صادق علیهالسلام در دورهای میزیست که جریانهای فکریِ گوناگون—الحاد، مادیگری، قیاسگرایی، و مکاتب مختلف کلامی—در اوج فعالیت بودند.
👈 در چنین فضایی، امام صادق #منطق را ابزار دفاع از حقیقت و روش گفتوگوی عقلانی قرار داد.
۱
╔══ঊ➿⚖️➿ঈ══╗
╚══ঊ➿🔑➿ঈ══╝