eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
5.2هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
2هزار ویدیو
71 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم)کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. این یکی از اسرار ورود ثروت به زندگی است. در حوزه سلامت هم کاربرد دارد روایت بسیار معروفی موید آن است! https://eitaa.com/Ostadkhosravi
وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ و در اموال آنها حقّی برای سائل و محروم بود! الذاريات/19 سلام علیکم و رحمت الله و برکاته دوستان گرامی در ماه شریف صفر و ایام اربعین حسینی وایام شهادت حضرت پیامبر اکرم ص و امام مجتبی علیه السلام و امام رضا علیه السلام هستیم... نیازمندان آبرومند را فراموش نکنیم خداخیرتان بدهد هر مقداری هر مبلغی که توان دارید.... :دوچیز قضای حتمی را برمی‌گرداند دعای پدر و مادر و کمک به دیگران ... ش کارت‌‌ به نام محمد خسروی/بانک ملت ۶۱۰۴۳۳۸۹۰۵۶۹۲۱۸۸ ش کارت دوم /بانک ملی 6037997546372302 https://eitaa.com/Ostadkhosravi
❤️پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :❤️  [روز قيامت] هر كسى در سايه صدقه ی خود است تا آنگاه كه ميان مردم داورى شود .  ( كنز العمّال : ۱۶۰۶۸ )
وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!» المنافقون/10 https://eitaa.com/Ostadkhosravi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔸 سوال👆 🔸 جواب👇
سلام علیکم 🔸ایده ی جهان های موازی را در دو سطح باید دید: سطح اولش این است که آن را یک نظریه علمی برای حل مشکلی از مشکلاتِ فیزیک کوانتوم مثل مسئله فروریزش تابع موج و مانند آن بدانیم 🔸این راه حل، برخلافِ آنچه در رسانه های علمگرایان و در سطح عموم مطرح میشود، موردِ قبولِ همه جامعه ی علمی واقع نشده و متاسفانه نتوانسته است مشکل را به نحوی حل کند؛ که دانشمندان به اتکای آن، اختلافاتشان در مورد تعابیر مکانیک کوانتومی را به توافق جمعی بدل کنند. توافق جمعی در علم، خیلی مهم است و نشان میدهد که از نظر جامعه ی علمی، مسئله ی مورد اشکال، حل شده است و راه حل آن به تایید هم رسیده است. 🔸و اما سطح دومِ چنین ایده هایی که تعدادِ این قسم ایده ها در علم مدرن کنونی کم هم نیست، نتیجه گیریها و برداشتهای فلسفی و آزاد است که از این ایده ها استخراج میشود. این سطح دوم، محلِ انواع شبه علم ها و خیالبافی ها و فلسفه بافی هاست و از نظر علمی فاقد اعتبار است زیرا اساسا در محدوده ی وظایف ساینس نیست. 🔸 دو سطحی بودنِ ایده ها را میتوانیم حتی در ریاضیات هم ببینیم. مثلا قضیه گودل، در سطح اولش، یک قضیه ی اثبات شده ی ریاضیاتی است و اما در سطح دومش، انواع برداشتهای فلسفی ضد و نقیض را درباره ی آن میتوانیم ببینیم. ( به قدری ضد و نقیض که تعجب میکنید از شنیدنش😳) 🔸 این که ما قضیه گودل را درست بدانیم ( یعنی سطح اول) ، به معنای آن نیست که برداشتهای مختلفی که از آن می شود را هم صادق بدانیم ( یعنی سطح دوم) . 🔸 چنین نیست که ادعاهای فلسفی، چنان بی در و پیکر باشد که هر کسی هر چیزی به ذهنش رسید را دیگران جدی بگیرند. برداشتهای سطح دوم باید در کانتکست خودش که فلسفی است، بررسی شود و روشن است که بررسی ادعاهای فلسفی هم خطکشهای خودش را دارد. 🔸 نکته ی مهم این است که برخلاف قضیه گودل که در سطح اولش اصلا مورد اختلافِ ریاضیدانان نیست؛ نظریه جهان های موازی حتی در سطح اولش، یعنی به عنوان یک نظریه علمی هم مورد اتفاق دانشمندان نیست و در بین دانشمندان کسانی را داریم که به شدت با این ایده مخالف هستند و آن را راهی برای فرار از مشکل می دانند و به همین دلیل است که می بینیم برغم وجود این ایده، هنوز مسئله ی تفاسیر کوانتومی به عنوان یک مسئله ی زنده در بین فیزیکدانان مطرح است. 🔸 ما نباید فیزیکدانان را در رشته ی تخصصی خودشان ( تاکید میکنم: در رشته ی تخصصی خودشان ) متهم به لجاجت کنیم. وقتی که میبینیم بسیاری از آنان ایده ی جهان های موازی را نپذیرفته اند، باید بدانیم که مخالفتهای آنان از سرِ لجاجت نیست. 🔸اگر جهانهای موازی در زمینه ی علم, مشکلِ فیزیک را واقعا حل میکرد، دیگر کسی در بین فیزیکدانان با آن مخالفت نمی کرد. مخالفتِ دانشمندان با این ایده حاکی از آن است که این ایده حتی در کانتکست علمی نتوانسته است حمایت کلی جامعه را جلب کند. 🔸 و اما آن چیزی که به قول شما با برهان نظم ناسازگاری دارد، برداشتهای فلسفی است که از این ایده شده است؛ یعنی جهان های موازی در سطح دوم! 🔸 ویژگی خیال انگیزِ جهانهای موازی و انعطاف پذیریِ آن برای پردازش داستانهای علمی تخیلی به گونه ای است که گفتگو درباره ی آن برای عوام، از جذابیت بالایی برخوردار است و به همین جهت، افراد زیادی دوست دارند درباره ی این ایده، به خیالپردازی و تولید شبه علم بپردازند زیرا شنونده های زیادی را میتوانند از این طریق جذب کنند. 🔸 به قول یکی از ژورنالیستهای علمی، این ایده محلی برای تولید فیزیکهای افسانه ای شده است. 🔸 اگر بخواهیم همین شبه علمها را هم رد کنیم؛ بناچار باید این ایده ( در سطح دومش) را به زمین بازی فیلسوفان بکشانیم. نفی یک ایده ی فلسفی باید در زمینه ی فلسفی صورت گیرد. 🔸وقتی از این منظر به این ایده نگاه میکنیم به این نتیجه میرسیم که این ایده فاقد هرگونه دلیلِ عقلانی است و هیچ شاهد و قرینه ای هم بر صحت آن وجود ندارد که ما به پشتوانه ی آنها بتوانیم باور کردنِ چنین ایده ای را ساده لوحی ندانیم. 🔸 از نظر معرفتشناسان، تعهد معرفتی به هر گزاره ای باید متناسب با دلیلِ حمایت کننده ی آن گزاره باشد و اگر کسی بدونِ دلیلِ متناسب، ایده ای را باور کند؛ ساده لوحی کرده است. 🔸ساده لوح نبودن در زمانِ ما هنر است زیرا چنین ایده هایی با لباسِ علم ظاهر میشود و تبلیغات علمگراها هم درباره ی آن فراوان است، و اگر چنین چیزهایی را باور نکنیم، توسطِ همین افرادِ علمگرای غیرنقاد متهم میشویم. 🔸برای این که ساده لوح نباشیم، کافی است با کمک معیار عقلانیت به ایده ها بنگریم و دربندِ تبلیغاتِ علمگراها نشویم تا به مددِ این معیارِ گرانسنگ ( یعنی عقلانیت نرمال خودم و نه تقلید از محصولاتِ فکری و ایده های ذهنی این و آن) دریابیم که این امپراطوری که بزرگش کرده اند، لباسی بر تن ندارد😊 ادامه......👇
🔸 و اما از برهان نظم سخن به میان آورده اید. بحث و گفتگو پیرامونِ این برهان، در حوصله ی این یادداشت نیست و فرصتی دیگر میطلبد که من اگر خدا بخواهد ان‌شالله در آینده درباره ی این برهانِ عالی، نکاتی را تقدیم خواهم کرد اما در این مجال، فقط به یک نکته میخواهم بپردازم: 🔸 عدم کرنش در برابر مفاد برهان نظم، عموما از دو ناحیه ی زیر صورت میگیرد: 1️⃣ ناحیه ی اول: کسانی که ملاکِ باورها را معیار عقلی حداکثری که معیاری صلب، سخت و عموما غیرقابل دستیابی و همچنان ناکارآمد برای اکثریت قریب به اتفاق باورهای مورد نیاز انسانها می باشد؛ انتخاب کرده‌اند و این معیارِ ناکارآمد را به عنوانِ پیشفرضِ ذهنی خود تلقی کرده‌اند؛ برهان نظم را نارسا تلقی میکنند چرا که این برهان نمیتواند معیارشان را تامین کند. گفتگو درباره معیار باورها و ناکارآمد بودن معیار صلب و سختِ عقلی حداکثری مجال مفصلی را طلب میکند و به حول و قوه ی الهی، اکنون در حال تالیفِ کتابی در خصوص معیار باورها هستم. در این کتاب نشان داده شده است که معیار عقلی حداکثری معیارِ ناکارآمدی در حوزه های مختلف اعم از باورهای راجع به امور روزمره و نیز ساینس و باورهای دینی است. این بحث، بحثی درازدامن و طولانی است لذا فقط باید موکولش کنم به آن کتاب. ضمنا این طوری بازارداغی هم میشود برای آن کتاب😁 2️⃣ و اما ناحیه دوم: کسانی که ملاک باورهایشان، تقلید از ساینتیستهایی است که از دلِ علم، باورهای راجع به جهان واقعی را بیرون می کشند و عرضه میکنند. این افراد نیز از درکِ واقعگرایانه ی برهان نظم ناتوانند زیرا این برهان با فراپارادایم طبیعتگراییِ مورد قبولِ ساینتیستهای مذکور ناسازگار است. ( این معیار را هم در کتابِ مذکور بررسی کرده ام) 🔸 پس از طرد دو معیار فوق الذکر، به معیار کارآمدِ عقلانیتِ نرمال میرسیم. 🔸 اگر معیار عقلانیت نرمال به درستی به کار برده شود، برهان نظم به سادگی میتواند ما را به وجود نظم‌دهنده ی سیستمِ منظم راهبری کند. 🔸