eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
5.1هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
2هزار ویدیو
71 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم)کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
چرا برخی انسان‌ها قابلیت پیش‌بینی آینده را دارند⁉️ قسمت (پایانی) 3️⃣ ♦️ برخی از محققان بعدها این نتایج را حاوی تقلب دانسته و آنها را قویاً رد کرده‌اند. 🔷 نتیجه تحقیقات دکتر David Ryback، یک روانشناس در آتلانتا، حاکی از آن است که 8.8 درصد از مردم جهان دارای این ویژگی هستند که بتوانند آینده را در قالب رؤیا و یا موارد دیگر مشاهده نمایند. 🔻 ازآنجایی‌که بین دانشمندان اختلاف‌نظرهای فراوانی بود، یک دسته‌بندی واحد به‌منظور شناخت این افراد و تحقیق بر روی آنها انجام شد: 🔷 رؤیا باید پیش از وقوع اتفاق دیده و گزارش شود 🔶 فاصله زمانی بین رؤیا و رویداد باید کوتاه باشد 🔷توضیح رویدادی که قرار است اتفاق بیفتد باید به‌صورت کامل و شفاف باشد 🔶 جزئیات رؤیای مشاهده‌شده و رویدادی که قرار است اتفاق بیفتد باید به‌طور دقیق ثبت شود 🔷 در سال 2011، دکتر Daryl Bem، استاد کارشناسی دانشگاه کورنل و روانشناس، نتایج تحقیقات خود را در چند مجله روانشناسی منتشر نمود؛ 🔶 این نتایج با حمله منتقدان وی روبرو بود که اکثراً از همکاران ایشان بودند. 🔷 بسیاری از محققان به دلیل ترس از همین انتقادها و نبود شواهد علمی، از خیر انتشار نتایج خود می‌گذرند. 🔻 برخی انسان‌ها چطور در رؤیا آینده را مشاهده می‌کنند❓ 🔷 ازنظر علم فیزیک، قابلیت پیش‌بینی آینده در صورتی امکان‌پذیر است که آنها یک‌بار روی‌داده و سپس با برگشت به گذشته، امکان مشاهده آنها فراهم شود که عملاً چنین چیزی در حال حاضر ممکن نخواهد بود. همچنین علوم وابسته به کوانتوم نیز می‌توانند این وقایع را ثابت نمایند. 🔶 بسیاری از افرادی که امکان مشاهده آینده را دارند، بین ساعت‌های 2 تا 4 صبح را بیشترین زمان برای دیدن رؤیاهای واقعی اعلام کرده‌اند. 🔷 این توانایی اکتسابی نبوده و از سوی والدین به ارث نمی‌رسد. افزون بر قابلیت مشاهده آینده، توان تشخیص انرژی منفی یک مکان، دل‌شوره و اضطراب از بروز یک اتفاق ناگوار و حتی مشاهده مرگ افراد، کمی پیش از فوت آنها نیز توسط این افراد به ثبت رسیده است. 🔶 کشف نسبتاً جدیدی از شواهد کروماتوگرافی مجدد، بعضی‌اوقات به‌عنوان مکانیسم احتمالی برای قابلیت پیش‌بینی آینده معرفی می‌گردد. 🔷 آزمایش‌های قضاوت از راه دور به محک توانایی فرد برای به‌دست آوردن اطلاعات از یک هدف دوردست نظیر یک شیء، مکان یا فرد که از ادراک فیزیکی فرد قضاوت کننده پنهان است و معمولاً فرد قضاوت کننده با آن‌ها فاصله دارد می‌پردازد. 🔶 این آزمایش‌ها نیز گاها با نتایج خیره‌کننده روبرو بوده‌اند. به‌هرحال افرادی در سراسر جهان وجود دارند که امکان پیش‌بینی آینده و وقوع خطرات و یا اتفاقات منفی را دارا هستند. ♦️ هرچند که هنوز ازنظر علمی نمی‌توان توضیح دقیقی برای این قابلیت ارائه کرد، اما چه بخواهیم و چه انکار کنیم، چنین افرادی در کنار ما زندگی می‌کنند!
🔸 این عبارت، یک جمله مشهور از ریچارد لوونتین است. لوونتین از نئوداروینیستهای اثرگذار و مشهورِ جهان است. 🔸 اگرچه این اقرار را لوونتین بر زبان آورده است اما همچنان که از متنِ گفته ی او هم آشکار است؛ این پیشفرض و خط قرمز به صورت فراپارادایم بر کل فعالیتهای علمی و کاوشهای بسیارصادقانه (😊) بسیاری از دانشمندان حکومت میکند. 🔸 لوونتین در این جمله، اینطور اقرار کرده است که ما یک تعهد معرفتی پیشینی به ماتریالیسم داریم و مجبوریم در هر صورت، طرفِ علم ( منظورش طرفِ ماتریالیسم است اما به اسمِ علمِ بیچاره تمامش میکند 😡) را بگیریم ولو خودمان بفهمیم و بدانیم که این چیزهایی که داریم سرِ هم میکنیم، قصه و داستان است. 🔸 شما خودتان میفهمید که اینها پوچ و قصه است اما آیا مردم عادی که مقلدانِ بیچون و چرای شما هستند هم میفهمند؟ 🔸 وی دلیلِ این کارِ صادقانه را هم بیان میکند که علتِ این کارِ ما و این که قصه تراشی پوچ میکنیم و به مردمی که مقلدِ ما و فریفته ی این اصطلاحاتِ علمی که ما در قصه ها میسازیم هستند، میفروشیم این است که میدانیم ماتریالیسم کامل است و خط قرمز ماست😳 🔺نکات: 1️⃣ تا زمانی که این پیشفرض توی ذهنِ دانشمندان باشد؛ از چنین ذهنِ بسته ای، چیزی جز الحاد بیرون نمی آید 2️⃣ الحاد محصولِ علم نیست بلکه محصولِ این پیشفرضِ غیرعقلانی است 3️⃣ یکی از عللِ ملحد بودنِ دانشمندان جدید، حکومتِ این فراپارادایم غیرعقلانی بر ذهن آنان است.
🔵 پارادایم به معنای یک چارچوب فکری، الگو یا مدل است که برای درک و تفسیر یک پدیده یا موضوع خاص به کار می‌رود. این چارچوب شامل مجموعه‌ای از مفروضات، باورها، روش‌ها و ارزش‌ها است که یک گروه یا جامعه به آن پایبند هستند و بر اساس آن به مسائل نگاه می‌کنند. 🔵 پارادایم مانند عینکی است که از پشت آن به جهان نگاه می‌کنیم و جهان را با همان دید و نگرش می‌بینیم. 🔵 اگر عینک طبیعتگرایی هستی‌شناسانه‌ را بر چشم خود بگذارید، محال است بتوانید فراطبیعیات را ببینید زیرا مشاهدات، نظریه بار هستند.
🔹ویتگنشتاین علمگرایی و علم‌زدگی را عاملِ ویرانی فرهنگ می داند. وی مینویسد: چنین رویکردی همه ی روشهای دیگرِ حقیقتجویی را پایمال میکند و جایی برای شیوه های دیگرِ تفکر نمیگذارد چون آنها را کم اهمیت میداند..مردمِ این زمانه فکر میکنند که فقط دانشمندان هستند که باید چیزی به آنها بیاموزند و دیگران چیزی برای آموختن ندارند😳 🔹 از دیدِ ویتگنشتاین، فیلسوفان نباید (به تقلید از ساینتیستها) تقلیلگرایانه به پدیده ها بنگرند بلکه باید آن پدیده ها را همچنان که هستند به خوبی ببیند و به همان شکلی که هستند ببیند و توصیف کند. 🔹 هنگامی که یک ساینتیست به دنبالِ تقلیلِ پدیده ها به اموری که به نظرِ آنان بنیادی تر است میباشد، یک فیلسوف باید آن پدیده ها را همچنان که هستند، ببیند و ادراک کند. 🔹 در جایی که ساینتیست به دنبالِ یافتن یا ساختنِ وجوه مشترکی برای پدیده هاست تا آنها را برای رسیدن به اهدافی که در نظر دارد، دسته بندی نماید؛ یک فیلسوف درست وارونه ی او باید حرکت کند و در پی کشف تمایزها و تفاوتها و تشخصها باشد. 🔸
🔹 دیدگاه تقلیلگرایانه ی علمگرایان، علی الاصول همه ی افرادی که در این عکس میبینید را کاملا ( تاکید می شود: کاملا) مساوی با هم می بیند زیرا همه ی این افراد، چیزی نیستند جز مجموعه ای از ذرات بنیادی که تحتِ حرکاتِ تصادفی کورِ ذرات تشکیل دهنده ی بدن آنان طبق قوانین مکانیک کوانتومی کنش دارند و انسان هم چیزی نیست جز همین بدنِ متشکل از ذرات و به قول هاوکینگ, اختیار هم که یک توهمِ کارا است و دیگر
🔹 آبراهام مزلو: علمی که همه چیز را به فیزیک، تقلیل میدهد، کمکی به ما در علوم انسانی نمیکند و همین علم است که باعثِ بیمعنایی زندگی ما شده است... این علم‌زدگی حتی وجه شخصی و درونی وجود انسان را هم نادیده میگیرد چون این وجوهِ شخصی و درونی، جنبه ی عمومی ندارد و قابل مطالعه ی علمی نیست........هیچ الکترونی نه زشت است و نه زیبا و مداری که به دور آن میگردد، از نظر اخلاقی نه درست است و نه نادرست. با چنین علمی نمیتوان درباره زشتی رفتار هیچکسی حتی هیتلر داوری کرد......چنین علمی شاید به کار مطالعه ی اشیاء بیاید اما به کار مطالعه ی انسانها نمی آید زیرا اهداف و ارزشها در بنیاد و تار و پود هستی
🔻دریایی است ناپیدا کران و پرخطر عرفان شیخ اکبر که فرو شدن در آن هراس‌آور است و بلاخیز و برآمدن از آن سخت و هول‌انگیز. حلاوت و تلخی در آن جا به هم آمیخته و آرامش دل به شاخه‌های توفان آویخته. زبان او گیسوی امواج است، پرشکنج و به هم بافته؛ و فهم این زبان دلی می‌طلبد به پهنای آسمان صبور و پرستاره. 👤دکتر نصرالله حکمت ╰๛---๛------------------
هوالنور خروج ماه شریف صفر المظفر1447هجری از حالت شرف قمر و ورود آن به برج و صورت فلکی جوزا (دوپیکر).... گذر ماه از کنار مشتری دو شب دیگر قرص خورشید در ابتدای ورود به اسد و اول شهریور ماه انشالله جوزا سحر نهاد حمایل برابرم یعنی غلام شاهم و سوگند می‌خورم..... حافظ کانال تخصصی هیئت و نجوم اسلامی ایرانی التفهیم @ALTAFHIM
کاستور و پولوکس (به انگلیسی: Castor and Pollux، به یونانی: Κάστωρ καὶ Πολυδεύκης) در اساطیر یونان و روم، پسران دوقلوی زئوس و لدا و برادران هلن تروا بودند. آن‌ها در یونان با نام‌های دیئوسکوری یا دیئوسکوروء (به انگلیسی: Dioscuri یا Dioskouroi) شناخته می‌شدند
به دلیل اینکه زئوس به مانند قویی نزد لدا آمد، بعضی مواقع تصور می‌شود آن‌ها از تخم به دنیا آمده‌اند. پولوکس یک بکسور نیرومند بود، و کستور یک سوارکار حرفه‌ای. آن‌ها در کنار هم با عنوان «دوقلوهای بهشتی» شناخته می‌شدند، که اغلب با صورت فلکی دوپیکر مرتبط داده می‌شوند. در افسانه‌ها این دوقلوها از یک مادر هستند، اما پدر آن‌ها متفاوت بود و این به معنی آن است که پولوکس (فرزند زئوس) نامیرا بود اما کاستور (فرزند پادشاه اسپارت تیندارئوس) میرا. وقتی کاستور مرد، پولوکس از زئوس طلب کرد تا جاویدان بودن خود را با کاستور قسمت کند و آن‌ها با یکدیگر باشند، در نتیجه آن‌ها قسمتی از صورت فلکی جمینای شدند و به درخشانترین دو ستاره در آن گروه یعنی کاستور: سرپیشین و پولوکس: سرپسین تبدیل شدند. آن‌ها به صورت متناوب در المپوس به عنوان ایزد و در هادس به عنوان انسان‌های فانی به سر بردند.
بعد از اینکه تسئوس خواهر آن‌ها، هلن تروا را ربود و به آفیدنس (شهری در شمال آتن) برد، کاستور و پولوکس او را آزاد کردند و همچنین آن‌ها مادر تسئوس، آیترا را دزدیدند و به اسپارتا آوردند، آیترا را مجبور کردند تا بردهٔ هلن شود اما سرانجام توسط نوه‌های خود بعد از سقوط تروا به خانهٔ خود بازگشت. بعدها، دوقلوها جیسون را بر روی کشتی‌اش آرگو همراهی کردند. در طی این سفر دریایی، پولوکس خود را با کشتن پادشاه جنگجوی آمیکوس، که او را به مبارزه بکس طلبید مشهور ساخت. هردوی آن‌ها شکارچیان و سوارکاران لایقی بودند که در شکار گراز کالیدونیان سهیم بودند. کاستور و پولوکس همچنین دختران لئوسیپوس "Leucippus"، فوبه و هیلائرا را ربودند و با آن‌ها ازدواج کردند و بعدها کاستور توسط برادرزاده‌های لئوسیپوس، ایداس و لینسئوس در نبردی کشته شد. در ابتدای سدهٔ ۵ پیش از میلاد، دوقلوها رسماً به رومیان معرفی شدند. در اسطوره‌ها آمده که آن‌ها به رومیان یاری رساندند تا در نبرد دریاچه رگیلوس بر لاتینان پیروز شوند. برای همین، آئولوس پستومیوس، دیکتاتور و سردار رومیان در آن جنگ، معبدی نذرشان کرد. این معبد پس از مرگ دیکتاتور و به‌توسط پسرش (که بدین منظور به‌عنوان دوئوم‌ویر نصب شده بود) در فروم یا همان میدان مرکزی روم بنا و افتتاح شد.
دوستان گرامی به این نوع ادبیات و داستان ها اساطیر(افسانه) یونان گفته می‌شود... که هزاران سال قبل در بین اقشار جامعه سینه به سینه نقل شده نامهای سیارات و کواکب و صورتهای فلکی ووو همه و همه... مثل حماسه ی ایلیاد و اودیسه ی هومر...در بین حکما و منجمین اسلامی و عربی اسمها متفات است م. خ @ALTAFHIM