eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
5.1هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
2هزار ویدیو
71 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم)کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فیثاغورث در حدود ۵۳۲ سال قبل از میلاد در جزیره ساموس چشم جهان گشود. یونانیان باستان درباره ی پدر او تا آنجا اغراق کرده اند که او را فرزند “آپولون خدا ” می خوانند، اما در واقع او فرزند م”منسارخوس” بود. در این زمان پولیکراس بر جزیره ی ساموس حکمرانی می کرد. او فرمانروایی بسیار جنگ طلب بود. همین امر سبب شد، فیثاغورث که از جنگ و جنگ طلبی بیزار بود، برای تحصیل راهی مصر شود که در آن زمان متحد ساموس به شمار می رفته است. پس از چند سال تحصیل که مقدمات شکوفایی او را فراهم می کرد، وی راهی کروتون، در جنوب ایتالیا شد. از آنجا که کروتون شهری آرام، مجلل و بدور از جنگ بود ،فیثاغورث در آنجا ماندنی شد. شهر کروتون در آن دوره در علم پزشکی و طب سرآمد بود و معروفترین پزشک آنها “دموسدس” پزشک ویژه ی داریوش هخامنشی بود. فیثاغورس در قامت فیلسوف   فیثاغورث در جایگاه فلسفه دارای رتبه ای رفیع است زیرا او پدید آورنده ی عرفانی است که شامل یک سلسله اصول و عقاید (خواه درست و خواه غلط) شامل تناسخ و منع بعضی خوراک بود. او پایه گذار نوعی فرقه بود که به حاکمان مقدسات را القا می کرد. مقدساتی که گاهی اوقات بسیار ساده و ابتدایی بود و گاه نیز بسیار منطقی. فرقه یا ایدئولوژی فیثاغورث در واقع نمایانگر نوعی سنت است که در مقابل تمایلات نفسانی می ایستد و این ریاضت را در برابر تمایلات علمی قرار می دهد و آن ها را به هم پیوند می دهد. او معتقد بود که روح موجودی باقی است و در یک زندگی متولد می شود، بعد از گذر از دوران مختلف حیات دوباره متولد می شود. هیچ چیزی مطلقا جدید نیست. در ادامه فیثاغورث می گوید” زیباترین علم خالی از تعصب است”. در نظر فیثاغورث، فکر پرشور و مشتاقانه، مسئله ای بود که از آن تعقل و معرفت ریاضی حاصل می شد. در هرحال او یک ریاضیدان مطلق و یک فیلسوف و عارف مطلق نیز بوده است. همچنین بخوانید: زندگی نامه و آثار سوسن طاقدیس، نویسنده برجسته ادبیات کودک و نوجوان فیثاغورث به عنوان یک ریاضیدان فیثاغورس می گوید “همه چیز عدد است”. اگر در هر علمی درصد خطایی را در نظر بگیریم، ریاضیات امری اثبات شدنی با حداقل خطاست. این علم بسیار دقیق و بی انتهاست. این سخن فیثاغورث زمانی منطقی و بی شبهه شناخته شد که او اهمیت عددها را در هنر و موسیقی ارائه نمود و اصطلاحاتی مانند “معدل هارمونیک” و “تصاعد هارمونیک” را رایج کرد. قضیه فیثاغورث مهمترین و مشهورترین نظریه ی اثبات شده ی فیثاغورس در مبحث هندسه ی اقلیمی است که بر طبق آن در یک مثلث قائم الزاویه همواره مجموع مربع دو ضلع برابر با مربع وتر است.  کلام پایانی:  فیثاغورث، مبدا تلفیق ریاضی و عرفان در یونان بوده است. وی در شهر کروتون، انجمنی تشکیل داد و به تعلیم شاگردان علاقمند به ریاضیات پرداخت. این انجمن در شهر دارای نفوذ بود اما در نهایت به علت مخالفت عامه ی مردم با این انجمن، فیثاغورث از کروتون به متاپنتیون رفت و تا پایان عمر در آنجا ماند. او صاحب یک پسر و سه دختر بود و پس از ۷۵ سال زندگی در عزت و افتخار در ۴۹۵ سال پیش از میلاد دارفانی را وداع گفت.
🔻اکثر جاهلان خود را کامل می‌دانند و اکثر اهل تلبیس و غرور خود را محقّ و مصیب می‌شمرند و بسیاری از بیماران نفس و هوا، خود را صحیح می‌پندارند. اما چه گوئی در باب حبّ جاه و ریاست و محبت دنیا و مال و عزت؟! این را چگونه انکار خواهی کرد و به چه حیلت و غرور، خود را معذور خواهی داشت؟ نمی‌بینی که در جمع اسباب و تحصیل مستلذّات، چگونه سعی بجای می آوری و در خدمت اهل ثروت و منصب چه عمر ضایع می کنی! و در عبودیت حکام و سلاطین چگونه اوقات را مستغرق می ساز ، و به فنون حیَل و مکر چگونه در توسیع اسباب عیش می‌کوشی و علی الدّوام در فکر زیب و زینت خود و پیوستگان جان و ایمان صرف می‌کنی. اگر این را نیز ندانی زهی غرور و جهالت، که اکثر عوام و جهّال دنیا بر تو شرف خواهند داشت، زیرا که ایشان معترفند به این مرضِ محبتِ دنیا، و تو نیستی. و اگر این علت در خود معلوم کرده ای پس ساعتی به خود پرداز و بدان که سر جمیع بدبختی همین است، چنانچه پیغمبر فرموده است که: حُبُّ الدنیا رَاسُ کُلِّ خَطیئَهٍ 📚رساله سه اصل 👤 صدرالمتالهین شیرازی(ره) ╰๛---๛---๛--------------
🔻ای رونده راه! راهِ راست و جاده مستقیم به سوی خداوند کریم، نه در زمین است و نه در آسمان، نه در خشکی است و نه در دریا، نه در دنیاست و نه در آخرت، بلکه در ذات و گوهر وجود رونده و سالک است، که از خود سفر کرده و در آن راه مستقیم، به سوی پروردگار در تکاپو و رفتن است. 📚تفسیر آیه مبارکه نور 👤ملاصدرا ╰๛---๛---๛----------------
🔻ایران‌گرایی ملاصدرا درآمد روز سی‌ام اردیبهشت روز ایران‌شناسی بود و روز اول خرداد روز ملاصدرا، متفکر بزرگ ایرانی عصر صفوی. پی‌در‌پی بودن این دو روز ذهن مرا به ایران‌شناسی و به تبع آن به ایران‌گرایی ملاصدرا رهنمون شد. ملاصدرا و حکمت ایرانی ایران‌شناسی در معنای عام عبارت است از شناخت هرآنچه به ایران مربوط است و هرآنچه شناخت آن موجب می‌شود که چهره‌ای از ایران شناخته گردد. حکمت ملی ایران، بی‌گمان یکی از ستون‌های اصلی بنای ایران‌شناسی است و این ازآن‌روست که هر کشور حکمت یا فلسفه‌ای ویژۀ خود دارد که با آن شناخته می‌شود؛ چنان‌که، فی‌المثل، فلسفۀ اصالت عمل یا عمل‌گرایی (Pragmatism) فلسفۀ ویژۀ مردم آمریکاست و سود‌گرایی (Utilitarianism) فلسفه‌ای است که انگلستان و مردم آن را می‌شناساند. فلسفۀ ملی ایران، فلسفۀ اشراق است. این فلسفه در دوران اسلامی تاریخ ایران، نخست، در جریان بازیابی هویت ملی (در سدۀ چهارم ق) در شاهنامه گزارش شد، سپس در جریان نظام بخشیدن به حکمت مشرقی مورد توجه ابن‌سینا قرار گرفت و در مسیر فلسفه با ظهور سهروردی شهید، به‌عنوان مکتب فلسفی ملی سامان یافت. در این مکتب، عقل و استدلال نیز جایگاهی ویژه دارد. به تصریح سهرودی کسی که بخواهد به حوزۀ حکمت اشراق گام نهد، نخست باید در حکمت مشّائی ــ که حکمتی عقلی و استدلالی است ــ به کمال برسد. در جنب کوشش برای رسیدن به کمال در فلسفه عقلی ــ استدلالی، به تزکیۀ نفس بپردازد و دل را ــ که آیینۀ صافی است ــ از غبار کدورات، یعنی از صفات بد (رذایل) پاک کند و آمادۀ شهود (دریافت بی‌واسطۀ حقیقت) سازد. این روش، روشی است که باید در فلسفۀ اشراق، یعنی در حکمت ملی ایران به کار گرفت. برخلاف پندار برخی از ناآگاهان عاشق‌پیشه، در این روش هم خردمندی، یعنی عاقلی که مبتنی است بر عقل و استدلال، جایگاهی ویژه دارد که بی‌عقل هیچ کاری، خاصه کار دانش به سر نرود، هم شهود، که حاصل خردمندی است و نتیجۀ تزکیه و تصفیۀ باطن. به زبان ساده، در فرهنگ ایران ــ که آرام‌آرام دارد به فراموشی سپرده می‌شود ــ دانایی و آدمیت تلازم دارند و به‌مثابۀ دو روی یک سکه‌اند؛ سکۀ فرهنگ ایران!  تکلیف دانش روشن است. باید خواند و شاگردی کرد و آموخت و شد دانشمند و به تعبیر مردم ما شد «ملّا». تأکید بر بخش انسانی آموزش که از آن به «پرورش» تعبیر می‌شود در فرهنگ ما، یعنی در فرهنگ ایران، چشمگیر است. سعدی، چنان‌که پیش‌تر هم گفته‌ام، «علم» را، که با تجربه و عقل و استدلال به بار می‌آید، عین «آدمیت» می‌داند: علم آدمیت است و جوانمردی و ادب ورنه ددی به صورت انسان مصوری و  «عشق» را هم که ابزار تزکیه و تصفیه است مثل علم، عین «آدمیت» می‌شمارد: عشق آدمیت است گر ‌این ذوق در تو نیست هم‌شرکتی به خوردن و خفتن دواب را مردم هم از دو روی سکۀ فرهنگ خود غافل نبوده‌اند. ضرب‌المثل آهنگینی که تا چندی پیش ورد زبان‌ها بود و هنوز هم ورد زبان مردمی است که یکسره از فرهنگ خود نگسسته‌اند، ادعای ما را به اثبات می‌رساند: «ملّا شدن چه آسان، آدم شدن چه دشوار! (در برخی گزارش‌ها) یا: آدم شدن محال است (در برخی گزارش‌های دیگر). این‌ها جمله بدان معناست که از سعدی‌ها و ملاصدراهای این مردم گرفته تا خود این مردم، خودآگاه و ناخودآگاه، به فرهنگ ملی‌شان توجه می‌کرده‌اند و در علم و عملشان، یعنی در زندگی‌شان، از آن مدد می‌گرفته‌اند و بدان اشارت می‌کرده‌اند. باری ملاصدرا که در مکتب فلسفی ایرانی شیراز تربیت شده و به کمال خردمندی رسیده بود از روش اشراقی، روشی که سهروردی از آن سخن می‌گفت، پیروی کرد و نتایج مهم فلسفی گرفت؛ نتایجی که در نهایت به سامان یافتن فلسفه‌ای ایرانی ــ اسلامی انجامید؛ فلسفه‌ای که سهروردی جان بر سر پی افگندن آن نهاد. این حکمت درپی فلسفیدن‌ها و کوشش‌های عقلی ــ شهودی ملاصدرا «حکمت متعالیه» نام گرفت؛ حکمتی که پس از ملاصدرا تا روزگار حاضر دنبال شد و در کنار فلسفۀ مشائی، که آن نیز پس از ابن‌سینا و فارابی صورتی ملی (ایرانی) یافت، مورد توجه خاص بسیاری از متفکران قرار گرفت، که در این میان، نخست، از نقش و از سهم حکیم سبزواری (حکیم عصر ناصرالدین‌شاه) و سپس از نقش و سهم زنده‌یاد علامه طباطبائی غافل نمی‌توان بود؛ نقش و سهمی که باید جداگانه از آن سخن گفت. 👤دکتر اصغر دادبه ╰๛---๛---๛-------------------
581K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻تصاویری تماشایی از فوران دوباره آتشفشان کیلاویا در ایالت هاوایی 🗞سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده (USGS) گزارش داد که ارتفاع فواره‌های گدازه به ۱۵۰ متر رسید.
برای خسوف یا ماه گرفتگی کلی آماده شوید رویدادی که بعد از هفت سال انتظار قرار است از ایران به طور کامل قابل مشاهده باشد👌 تاریخ این پدیده : یکشنبه ۱۶ شهریور شروع گرفت جزئی از ۱۹:۵۷ آغاز خسوف کامل:. ۲۱:۰۰ اوج گرفت : ۲۱:۴۱ پایان خسوف کلی ۲۲:۲۲ پایان گرفت جزئی ۲۳:۲۶ توجه : در تصویر فوق زمان های گرفت جزئی پنجاه درصدی هم مشخص شده اند زمان ها تقریبی می باشند
ابوریحان بیرونی ۳ ذیحجه ۳۶۲ قمری، برابر ۴ سپتامبر ۹۷۳ میلادی در حومه کاث، پایتخت امارت آل آفریغ در خوارزم متولد شد.تاریخ تولد ذکر شده را غضنفر تبریزی که علاقه زیادی به بیرونی داشت، گزارش کرده‌است. بیرونی در سال ۴۲۷ ه‍.ق سن خود را ۶۵ سال قمری نوشته‌است که بدین ترتیب باید به سال ۳۶۲ ه‍.ق متولد شده باشد. او ۲۵ سال اول زندگی خود را در همان شهر سپری کرد و به یادگیری علوم العربیه (فقه و الهیات اسلامی، زبان عربی و غیره) و علوم العجمیه (به خصوص علوم یونانی، ریاضیات، نجوم، طب و غیره) مشغول بود. در این مدت از تعالیم دانشمندانی چون بونصر منصور بن علی بن عراقی جیلانی بهره‌مند شد و نیز برخی از آثار اولیه‌اش را تألیف کرد. او در این دوره از زندگی‌اش با ابن سینای نوجوان که تنها ۷ سال از او کوچک‌تر بود مکاتبه و تبادل نظر داشت که برخی نامه‌هایشان در ربط با فلسفه طبیعی ارسطو و فلسفه مشاء باقی مانده‌است. محتمل است که بیرونی از سلسله امرای خوارزم، آل آفریغ که در سال ۳۸۵ ه‍.ق/ ۹۹۵ م توسط سلسله رقیب در گرگانج (آل مأمون) از قدرت خلع شدند، طرفداری می‌کرده و شاید با آنان نسبت خانوادگی داشته‌است. هر چند خود در شعری به اغراق می‌گوید که حتی نمی‌داند پدرش کیست، چه برسد به اجدادش. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی از این بیت برداشت می‌کند که او از خانواده‌ای اشرافی نبوده‌است. @ALTAFHIM
نوشته‌هایی از بیرونی در دست است که به وضوح در آن‌ها از گردشِ زمین به دورِ خودش نام برده می‌شود. در کتابِ «استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاسطرلاب» ابوریحان می‌گوید: «از ابو سعید سجزی، اُسطرلابی از نوع واحد و بسط دیدم که از شمالی و جنوبی مرکّب نبود و آن را اسطرلاب زورقی می‌نامید و او را به جهت اختراع آن اسطرلاب تحسین کردم چه اختراع آن متکی بر اصلی است قائم به ذات خود و مبنی بر عقیدهٔ مردمی است که زمین را متحرّک دانسته و حرکت یومی را به زمین نسبت می‌دهند و نه به کرهٔ سماوی. بدون شک این شبهه‌ای است که تحلیلش در نهایتِ دشواری؛ و قولی است که رقع و ابطالش در کمال صعوبت است. مهندسان و علمای هیئت که اعتماد و استناد ایشان بر خطوط مساحیه(= مدارات و نصف النهارات و استوای فلکی و دائرةالبروج) است؛ در نقضِ این شبهه و رد آن عقیدت بسی ناچیز و تهی دست باشند و هرگز دفع آن شبهه را اقامت برهان و تقریر دلیلی نتوانند نمود؛ زیرا چه حرکت یومی را از زمین بدانند و چه آن را به کرهٔ سماوی نسبت دهند در هر دو حالت به صناعت آنان زیانی نمی‌رسد و اگر نقض این اعتقاد و تحلیل این شبهه امکان‌پذیر باشد موکول به رای فلاسفهٔ طبیعی دان است.» @ALTAFHIM
بوریحان بیرونی در کتاب «الاسطرلاب» روشی برای محاسبهٔ شعاع زمین ارائه می‌کند (بوسیلهٔ افتِ افق وقتی از ارتفاعات به افق نگاه می‌کنیم). بعدها در کتابِ «قانون مسعودی» ابوریحان عملی کردن این روش توسط خود را گزارش می‌دهد. اندازه‌گیریِ او یک درجهٔ سطح زمین را ۵۸ میل به‌دست آورده‌است که با توجه به اینکه هر میل عربی ۱۹۷۳٫۳ متر است، شعاعِ زمین ۶۵۶۰ کیلومتر (بر حسبِ واحدهایِ امروزی) به دست می‌آید که تا حدِ خوبی به مقدارِ صحیحِ آن نزدیک است. خورشیدگرفتگی هشتم آوریل سال ۱۰۱۹ را در کوه‌های لغمان در افغانستان کنونی را رصد و بررسی کرد و ماه‌گرفتگی سپتامبر همین سال را در غزنین پژوهید. @ALTAFHIM
در کتاب خود الصیدنه فی الطب می‌نویسد: دین ما و دولت به لحاظ گذشته خود عربی است. [آنها] توأمان اند که بر فراز یکی از آنها نیروی الهی در اهتزاز است و بر فراز دیگری دست آسمانی [گسترده‌است]. بارها طوایف گوناگون از زیردستان به‌ویژه گیلانیان و دیلمیان گرد هم آمدند تا جامه توحش به دولت بپوشند اما آرزوی آنها برآورده نشد. روزانه پنج بار تا اذان در گوش‌هایشان به صدا در می‌آید، صف اندر صف پشت سر امامان به نماز [می‌ایستند] و قرآن عربی کریم را می‌خوانند. در مسجدها پارسایی را به این زبان [عربی] برایشان موعظه می‌کنند- «[گسترده] بمانند بر دست‌ها و دهن»، ریسمان اسلام پاره نشود و دژ آن ویران نگردد. @ALTAFHIM