کاش باران بودی ؛
که همه نگران نیامدنت میشدند .
ای دل به هوش باش که با این همه گناه ،
تنها کسی که شافع ما میشود علیست ..
صعید ؛
چرا گریه میکنی ؟! :)
روضه ها را مرور می کردم ،
تشنگی ، بی کسی ، غم مردم .
با تو یاد حسین افتادم ،
ای شهید غریب روز دهم .
شمرهای زمانه را دیدم ،
بعد تو شادمان و خندان اند .
اینکه آوار نیست روی تنت ،
نعل های شدید اسبان اند .
پیکرت قطعه قطعه روی زمین ،
دل خون تو غرق در احساس .
دستت اما چنین حکایت کرد ،
رحم الله عمّی العباس ..
شیعیان افتخار تاریخ اند ،
باکشان نیست هرکه بی سر شد .
کربلا راز کوفه را می گفت :
هرکه نامش علی است پرپر شد .
تو به خیمه هنوز می نگری ،
نگران حرم ، وطن ، کشور ..
خاطرت جمع باشد و آرام ،
پای این کشوریم تا آخر .
دیگر از داغ تو چه کار کنیم ،
دل ما سنگ نیست ، آهن نیست .
زیر آوار فتنه ها گفتی ،
کار مردان فرار کردن نیست .
بچه های شهید می گفتند :
تو به ما مهر و عاطفه دادی .
با همان بچه ها شهید شدی ؛
پدر مهربان آبادی ...
ـ علی بالایی .