eitaa logo
اَمـانــہ .
512 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.9هزار ویدیو
5 فایل
بسم رب خالق جهانیان . از تـبار لـرهـای غـیور🕶️ گر چھ آشوبم ، ولـی آرامش جـٰانی مرا ³¹³:) کپی‌از‌پست‌ها‌موردی‌نداره اما‌رگباری‌نباشه. حواست باشه که کپی‌از‌روزمرگی‌ها‌و‌رمان‌حرامه:) کپی از رمان پیگرد قانونی دارد 🤌🏻☕
مشاهده در ایتا
دانلود
جـهانیـار معتـمد ، شـاهرخ پـوراحمدی . . جـهانیـار ۲۷ سـاله ، صـاحب بـرند بزرگ تجـاری شـاهرخ ۲۵ سـاله ، رفیق و همـکار جـهانیار !
یه شـروع قشـنگ و طـوفانی 🤌🏻🌝
موضوعی که شما انتخابش کنی که اوکییه. فقط مذهبی نباشه خیلی یه جوریه ، . مذهبی از نظر چادری اینا بخواد باشه که نیست اما از برای نام بردن خدا و اینا داخل رمان اسم برده شده .. یه موضوع کلاسیک و قشنگ داره می‌پسندید ان‌شاءالله 🌝
قرار بود برای رمان جدید تعرفه بزاریم.. اما خب بر اساس شرایط شما و نظرات تعرفه نداریم و به صورت رایگان توی همین کانال بارگذاریش میکنم اما به چند شرط ؛ حمایتمون کنید که آمار بره بالا کپی به هیچ وجه نبینم ، بلاخره من تفکرات خودم رو با شما به اشتراک میزارم ، وقت میزارم و برای نگاه‌های محترم شما مینویسم ! پس کپی برداری از رمان‌ها ممنوع و من راضی نیستم و پیگیری قانونی میشه .. فعال باشین و نظرات شما حتما خونده میشه! خلاصه که همراهی کنید تا یه رمان قشنگ دیگه رو کنارهم به پایان برسونیم :)♥️
ساره دختر مذهبی هجده ساله ای که شب اول فاطمیه گرفتار میکائیل‌ملک مافیای ثروت مند، روانی و بی رحمی و هوس باز بی بندباری میشه که حتی منکر خدا و فرستاده هاش میشه! 😳🤫😰 میکائیل، ساره رو به زور به عمارتش میبره و بلایی سر اون میاره که...❌🥶 𝘓𝘶𝘤𝘪𝘧𝘦𝘳'𝘴𝘮𝘪𝘴𝘵𝘳𝘦𝘴𝘴 #𝗉𝖺𝗋𝗍_? 𓏺 بـرگـہ‌؟ دست هایش را به چادر دخترک نزدیک کرد، ترس را به وضوح در چهره دختر روبه رویش میدید!!! دخترک تمام سعی اش را میکرد تا از چادر و پاکی اش محافظت کند. لحظه از معصومیت دخترک قلبش لرزید و دستش را عقب کشید و گفت: -ازم میترسی؟ ساره چشمانش را از نگاه او دزدید، آری انقدر میترسید که جانش به لبش آمده بود! مدام حسینِ‌بی‌سر را به مادر پهلو شسکته اش قسم میداد که کمک کند او از بند میکائیل رهایی یابد... چند قدم به دخترک نزدیک شد و با کاری که کرد 😱😱😱❌... https://eitaa.com/joinchat/1798767846C3cc8e5e4d5
ایوان‌ایوانوف‌یه‌رییس‌مافیای‌خشن‌روسی‌که‌ عاشق‌‌ساره‌رستگار‌‌یه‌دختر‌ایرانی‌مذهبی‌و‌محجبه‌میشه‌و‌یه‌روز‌بالاخره‌اونو‌میدزده‌و..😱 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ - ولـم.. کـ... کـن! خـواهـش میکنم! ترسیده روی زمین سرد عقب عقب میرم و التماس میکنم اون مـ رد غریبه رو... - تازه پیدات کردم کوچولو! زوده برای رفتن.! خ.. م میشه سـ/ـمت پایین و من با دیدن اسـلـhه اش خشک میشم. - مـ.. میخـوای مـ... مـن و بکـشی؟! میخنده.. ترسناک ولی جذاب! - خیلی حیفی برای مـ. ردن، خیلی بـ/ـاهات کـ/ـاردارم...و بعد😰 🚷❌ پسره‌ی‌رییس‌مافیای‌روسِ‌که‌دختره‌رو😱.. https://eitaa.com/joinchat/1798767846C3cc8e5e4d5
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dbrxzsk&btn=امانـه:) سلام دوباره ؛ خب خب بریم پیامارو بزارم ..🤍
اَمـانــہ .
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dbrxzsk&btn=امانـه:) سلام دوباره ؛ خب خب بریم پیام
سلام عزیزم رمان جدید رو از چه موقعی شروع میکنی؟🙂 . سلام ان‌شاءالله تابستون ..