eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
878 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
154 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸✨🍃 ✨ 🍃 بانوی مهر و ماه! تو ڪہ هستی ڪہ آسمان آیینه چشمان مهربانت و خورشید وام دار تَلألوء نوࢪِ✨ وجودِ تو در عرش‌ است؟ از ازل بوده‌ای! از قبل از پیدایش جهان و خدا با خلقتت، در خانه بهترینِ آفریدگانش نوࢪ را مجسم کرد(: حوری از جنس بشر🌸 با آمدنت عرش را به مدینه آوردی! ام ابیها شدی که بهشتِ پیامبر در زیر قدم هایت جا بگیرد🍃 و محمدﷺ هر بار با آمدنت برخیزد، برای توشہ برداشتن از جنّت خم شود و بر دستانت بوسہ بنشاند💕! انگار وجودت آبگینہ عطر تمام ناشدنی از بهشتـ🌸 بود! بانوی من! ای افتخار آفرینش! ای ڪسی کہ مهر تمام مادران گوشه ای محبت توست💕! بهترین گوهر خلقت! خوش آمدی✨! [سالروز زمینی شدن بانوے‌ مھر و ماه و روز زن مبارڪ💕:)]
هدایت شده از قادری
سلام بر پشتک ... نه ببخشید سلام بر فرسایندگان ذهن و قلم حیات آفرینندگان از ناسوت و عدم الهام که رخ بوسِ شمایند البته همان فرشته که مقبول طبع علیای شما ک زیبنده رو سفلای ماست ماست هم گران شده ای جان به قربان جان هم فکر کنم دارد سر کار می رود، کدام جان!؟ جااان، رفیقت ؛ جان اسمیت که عمری باهاش تو کافه های شهر آبگوشت تیلیت کرده و به ریش روزگار ملیله دوختید، به همین زودی یادت رفت. هییی. تقصیر تو نیست این رسم روزگاره تا دست کسی به جایی بند میشه دیگه هیشکی رو بنده نیست، نمیدونم شایدم برای خدا بندگی میکنه... راستی شنیدم حروف الفبا رو تا "واو" بلد شدی یکم دیگه بجنبی تا "یاء" هم میرسی چای که میخوری؟... از دیشب مونده باید تا الان خوب دم کشیده باشه. قند هم ندارم میخای یه لیوان آب بیارم ؟ عه آب هم قطعه این بود انشای من خوش بود الهام من "هزیانلوگ" ارادتمند وارو...
سلام بر قادریِ جان. فرشته ها سلام رساندند و گفتن قادری را یک فصل ماچ کن. فرشته های آسمان هنوز به الهام امیدوراند و دل در گرو انارهای سرخ دارند. درختانی هستند که قادرند و عاشق. دیشب ملکه الیزابت به پادشاه لویی چهاردهم نامه نوشته بود که قهوره قجری ریخته ام بیا و بخور و فیلان و بیسار و ال و بل و شنگل و قادری هم اینجاست. کنار همه فیله های مرغ، کباب بُناب گذاشته ام برای تمام پادشاهان برعکس و انگشتر پادشاه افتاد جلوی فورودو و سام به گاندولف گفت هِی یو. و من همچنان داشتم با سارامون می‌جنگیدم که گالوم های اسراییلی خودشان را خیس کردند و گنبد آهنین هزار تا سولاخ داشت. قادری قلم در دست گرفته بود و از واو می گفت و تمام گنجشکهای آتلانتا و جورجیا و می‌سی‌سی‌پی و علی‌آباد‌کتول و حاجی‌آباد‌بندر و فسای شیراز داشتند خیره نگاهش می‌کردند.
هدایت شده از قادری
و علیکم السلام ای استاد ِ عمران سلام خداوند بر شما باد که همت در ساختن صرف می نمایید از روزی که در کوی عشق ورزی‌تان به وقوف نشسته ام بر کرامت روح در سایه سبوح به مرتبه اذعان رسیده ام و اگر چه نه آشکار مستاجر محله ارادت‌تان گردیده ام و روز به روز بیش میردی در کیش الیزابت را به عقد ملک سلمان معدوم درآوردیم و محصول مشترکشان را در اطراف پراکندیم تا میوه نفاق را در سایه کابالا و در قاب تصویر و رمان و ... به خورد طبقه بردگان دهیم در این مهم از حلقه های عرفان گذشته و به آبکش های یهود برنج خیسانده و به انتظار شب های قدر نشستیم تا در طلوع فجر پیام سجیل را برای برپایی کلاس های شنای در استخر مدیترانه به یاد غریق کوشک ترانه رهایی سر دهند اما این ارادتمند به حق استاد عارفم و به نقصان خویش واقف اما ارادت به الهام و فرشته واداشت تا عرض اردات خود را به محضر بزرگان برسانم و شب عیدی موجبات مسرت اهل عقبا را فراهم دارم نمک در نمکدان شوری ندارد دل من طاقت کوری ندارد
شب رنگارنگیست و قادری به لهجه سلیس ترکی می‌خندد و من هنوز کبابهای بناب را دولپی نخورده ام که کسی می‌زند روی شانه ام و می‌گوید سوسانو سلام سفت رسانده و گفته نمکهای پوسان شکرشکن شده‌اند از این قند مراغه که به باغ انار می‌رود. تمام مادران پوسان و بویو و چوسان قدیم دارند جلوی خانه امام حسن مجتبی سبزی پاک می‌کنند تا حضرت برای شام سبزی تازه به مستمندان بدهند. امام مجتبی علیه السلام امشب به مناسبت میلاد مادرشان برای هفت میلیارد آدم سفره انداخته است. من از شیوه سفره آرایی به نظرم شام کباب بناب است با دوغ ندوشن و گردوی همدان را چرخ کرده اند و ریخته اند روی زیتون رودبار. جومونگ به آنخ ماهو پیام داده که چه نشسته ای که زلیخا به سمت خانه یوسف روان است و مختار سقفی یه دستی تیر می‌اندازد به حرمله و دل من یکی که خنک می‌شود. شب میلاد است و دلم یک پارچ تگری آلوئورا تگری می‌خواهد با چهارتخم. تمام کره جنوبی را گشته ام برای عَشَقه...آخرش یک زن کره ای آدرس کوچه بنی هاشم را روی پاپیروس نوشت و گفت انوشیروان دادگر دستور داده صهیونیسم را نابود کنی تا به عشقه حلال و طیب برسی. و من اکنون تمام زمین های بایر را با چند کارشناس زبده گشته ام. کالاهاری را انتخاب کرده ام برای اینکه تبدیلش کنم به یک باغ انار چند میلیارد هکتاری. آبش را قرار است پوتیفار از نیل بیاورد. آخ‌ناتون، آمن هتپ چهارم سلام سفت رساند و گفت ما هرچه داریم از حاج قاسم شما داریم و هرچه خواستید می‌توانید آب از نیل ببرید تا تمام کالاهاری را تبدیل کنید به باغ انار‌ نامه ای از یوزارسیف اصیل به دستم رسیده که در آن به من و قادری و خانم نورای و همه شما گفته از احوال ما غافل نیست و برای ما دعا می‌کند. و ما غافلیم و مدام به کباب بناب فکر میکنیم و سوسانو و دوغ و زلیخا و فیلان و بیسار و ال و بل و شنگل.
به نام او سلام و تبریک به همه‌ی فرزندان و عاشقان حضرت زهرا سلام الله علیها. در ابتدا از مجموعه‌ی خوب و مخلص باغ انار و اساتیدی که در این شش ماهه در عرصه‌ی نویسندگی راه پیشرفت را برای‌ دوست داران نوشتن، باز کردن کمال تشکر دارم. به ویژه استاد هیام عزیز که در کوچه انار در کنار آموزه های ایشان قدم زدم و آموختم. بعد از گذشت چند جلسه از جلسات کوچه انار فراخوان در سرتاسر باغ زده شد. خیلی دلم می‌خواست برای خانم حضرت خدیجه علیها السلام چیزی بنویسم اما با توجه به عدم مهارت کافی نگران نتوانستن ها بودم. چند روز بعد در باغ انار استاد آرمینه در لابه لای تمرین‌های ناربانویی ها نکته‌ای را آموزش دادند و گفتند: « هزینه‌ی این کلاس و این نکته شرکت کردن شما در فراخوان بانوی هزاره است.» اینجا بود که تصمیم قطعی گرفتم و برای نوشتن شروع به تحقیق کردم .... با توجه به ویژگی‌های زندگی حضرت خدیجه که در مقام همراهی و همسری و بذل مال و جانشان بود ایده‌ی اولیه شکل گرفت.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 یاحق ...و اینچنین شد که آفتابینْ‌ نامِ نامیِ صدیقه‌طاهره(سلام الله علیها) بر سَردَرِ ورودی باغ انار درخشیدن گرفت... و یک سال و اَندی دستِ رحمت حق، از میانِ آستین آن حضرت، سیراب کرد زمین تشنه‌ی باغ انار را...با پیمانه‌هایی از معرفتِ اساتید انقلابیش... واینک زمینهایی که آماده شدند، بذرهایی که کاشته شدند، جوانه‌هایی که قامت راست کردند، نهالهایی که رشد کردند ودرختانی که جان گرفتند؛ همگی می‌روند تا اولین ثمراتشان را نثارِ دامانِ این بزرگوارْ بهانه‌ی خلقت کنند...و پیشکش نمایند ماحصل تلاششان را به مقام نورانی ولایت... پروردگارا تو را سپاس « بِعَدد ما اَحاط به عِلمُک» ... ******** واما بعد... از همه‌ی اساتید و بزرگوارانی که در این مدت، مجاهدانه تلاش کردند؛ با همه کمی‌ها و کاستی‌ها ساختند و خم به ابرو نیاوردند صمیمانه سپاسگزاریم... واز همه دوستانی که با همه گرفتاریها،خواندند و نوشتند و قلم زدند و کوشش کردند، خالصانه متشکریم... خصوصاً از استادگرامی سرکارخانم هیام، و سه درخت‌جوان سرکارخانم‌هامحبوبه سلیمانی، زهرا کاظمی فخر و طاهره حکیمی؛ که شیرینیِ اولین نتیجه‌‌ی این تلاش جمعی را به کام همه نشاندند، تشکر ویژه داریم... به امید نتایج درخشان و گام‌های بلند دیگر... یاحق 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺