eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
878 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
154 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 رهبر انقلاب صبح امروز در دیدار نخبگان: نخبگان توانایی‌شان را در خدمت حلّ مسائل کشور قرار دهند / نمیگویم مهاجرت نکند، درس نخواند، فلان کشور فلان دانشگاه برتر یا فلان مرکز نرود، نه، برود اما برای مردمش برود، برود برای اینکه برگردد اینجا برای مردمش و کشورش کار کند 🔻 اولین انتظار از نخبگان این است که ظرفیت برتری را که خدای متعال به شما داده این را تبدیل کنید به ظرفیت ملّی؛ بایستی نخبه، این توانایی شخصی را تبدیل کند به توانایی ملّی. یعنی چه؟ یعنی این توانایی را در خدمت حلّ مسائل کشور قرار بدهد. 🔹 متأسفانه بعضی این کار را نمیکنند؛ بعضی از نخبه‌ها ــ یعنی دارای استعداد حالا تعبیر نخبه شاید با توضیحی که دادیم برایشان درست نباشد ــ اینها در اینجا رشد میکنند، وقتی نوبت ثمردهی میرسد میروند میوه‌شان را به دیگری میدهند. گاهی هم آن دیگری دشمن است. گاهی میروند میشوند پیچ و مهره‌ی استکبار جهانی برای تصرّف ملّتها و دشمنی با ملّتها، میشوند ابزار او، میشوند پیچ و مهره‌ی او. بعضی اینجورند. خب، اینها ناشکری میکنند البته خیر هم نمی‌بینند اینها. درواقع به نظرم اینهایی که اینجور پشت کنند به مردم خودشان خیر نمی‌بینند. نخبه باید در کنار مردم خودش بماند. نمیگویم مهاجرت نکند، درس نخواند، فلان کشور فلان دانشگاه برتر یا فلان مرکز نرود، نه، برود اما برای مردمش برود، برود برای اینکه برگردد اینجا برای کشورش کار کند. نرود برای اینکه برای او ابزار و مهره بشود. نخبگان ما باید در محضر وجدان خودشان و در محضر خدا این مسئله را حل کنند. ۱۴۰۱/۷/۲۷ 🏷 | 💻 Farsi.Khamenei.ir
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
اینا مردم فرانسه هستند که الان دارن از پلیس کشورشون کتک می‌خورن. سه ماه دیگه هم از سرما باید تلف بشن. چون کشورشون توی تیم آمریکا و زورگوهای دیگه‌س.
🌷 خاطرات همت: 🌿 دفترچه یادداشتش را باز میکرد و هرچی از شناسایی بهش میرسید،‌ توی دفترچه اش مینوشت، ریز به ریز. این کار شب تا صبحش بود. 🌿 صبح هم که ساعت چهار،‌ هنوز آفتاب نزده،‌ میرفتیم شناسایی تا نه شب. از نه شب به بعد تازه جلساتش شروع میشد. 🌿 بعضی وقتها صدای بچه ها در می آمد. همه که مثل حاجی اینقدر مقاوم نبودند... عضویت در سرویس های روزانه👇 pay.eitaa.com/v/p/
بسم رب القلم درختان زیبای باغ انار! صدا منو دارید؟! ...‌.‌...ندارید؟! ..‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...حالا چی دارید؟! ....... حالا؟! .....آهان.......خب‌‌‌.‌.‌.‌‌‌‌...گوش کنید.....گوش کنید..‌.‌‌.. به گزارش خبرگزاری شمسی خانم، کلبه‌ی درختان سخن گوی باغ انار از عموم علاقمندان دعوت به همکاری می‌نماید‌... هرکی صدا مِدا داره،بسم الله.... یه یاعلی بگه و صداش رو خرج نشرمعارف دین کنه.....برای تولید پادکست و.... پاشو دیگه عمو! .....باشما هستمااا.....پاشو یه داد بزن شاید ایشالا نصف اسرائیل بره زیر آب...... پاشو دیگه..... پاشو.... ازما گفتن بود...‌.‌.. پ.ن هرکس تمایل به همکاری داره زود یه پیام بدهد به: درختان سخنگو (ویژه آقایان) @Sepehr_3307 درختانة سخنگو (ویژه بانوان) @forat1400 نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
پرواز یاکریم‌ها.mp3
35.01M
🎧 / داستان صوتی 📻 🖤داستانی متفاوت در رابطه با زندگانی علیه‌السلام🖤 📚داستان برگزیده جشنواره / گروه خوشه‌های طلایی✨ 🎤کاری از گروه‌های: درختان سخنگو و درختانة سخنگو🎙 📖 بیشتر از همه حاج کمال عصبانی شد. او همیشه صف اول جماعت می‌ایستاد. از جا برخاست: -خریدنت سید؟ ترسیدی؟ شاید هم یه سروسرّی باهاشون داری؟ امامزده رو چند فروختی؟ آبرومون رو بردی... تو لیاقت انتساب به این خاندان رو نداری! با دست به صورت سید کوبید و شال سبزش را روی زمین انداخت. 🎙گویندگان: جعفر(راوی): سپهر آمنه سادات: کاربر ابتسام حاج کمال: ایزدی سید: آقای کرمانی مادر: کاربر "حضرت مادر" هانیه: زهرا حسینی عبدالله: حسین کدخدا: مرتضی جعفری مسعود تهرانی: ساغری آقای صدر: علی جعفری هاشم: امیرحسین فرخ دخترِ خاله طوبیٰ: بانو رایآ خادم امامزاده: میرمهدی پسرک راهنما: میرمهدی
سایه‌های پنهان1.mp3
9.02M
🎧 / داستان صوتی 📻 🖤داستانی متفاوت در رابطه با زندگانی علیه‌السلام🖤 📚داستان برگزیده جشنواره / گروه اناره✨ 🎤کاری از گروه‌های: درختان سخنگو و درختانۀ سخنگو🎙 📖 یکی بلند داد زد:«کشتن...کشتن.... اسماعیل پنجه طلا رو کشتن.» عربده شب گوش محله را کر کرد! آسمان با تمام قدرت می‌غرید. صدای شرشر باران از ناودان خانه‌ها ضرب گرفتند. سایه‌ها روی دیوارهای سیمانی کوتاه و بلند می‌شدند. در و پنجره‌ها همگی خفه خون گرفته بودند. 🎙گویندگان: راوی: حسین اولی: امیرحسین فرخ اسماعیل: مرتضی جعفری حاج علی: ساغری مرد کوتاه‌قد: سپهر پیرزن قد خمیده: عظیمی مرد صاحب‌خانه: میرمهدی زن‌ مستاجر: کاربر (: