eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
878 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
154 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
من کابوی می‌بینم گاهی. خواب دیده‌ام رفته‌ای. و من مانده‌ام میان آدمها.
گفتم که اندوهناکم. گفت دلت آرام باشد. گفتم چگونه آرام باشم در این گورستان. گفت به مادرم متوسل شو. و من عمریست خرمافروشم. خرمای فدک. مادرم زهرا، مشتی خرما به من داد وقتی بچه بودم. و من بغض کردم. این بغض هنوز با من است.
من دیگر از دامنش جدا نخواهم شد. کجا بروم؟ او همینجاست. سلام آقا.
بی او، ابرها میل باریدن ندارند. رودها ایستاده‌اند به تماشای ابرها. کوه ها شناور شده‌اند برای یافتنش. و من اینجا کنار حسن یوسفها فقط گریه می‌کنم.
زیر نور خورشید باید رفت. چشم مست نرگس را باید دید. بیا برگردیم.
به انتظار قطار، در ایستگاه. هفت میلیارد مسافر به انتظار. و من میان واگن ها می‌گردم...
پروانه‌ام در باران. نشسته‌ام اینجا. پیله‌ام از بین رفته. بیا که بالهایم بیش از این توان ندارد. خورشید می‌خواهم.
این ماجرا پایانش خوش است. یک صبح جمعه همه بیدار خواهیم شد. خوش به حال کسانی که دوشنبه ها خواب نباشند.
چرخ ریسک آواز سر می‌دهد. سیکاس‌ها سبزند. شفلرها آغوش باز کرده‌اند. موسی در گهواره آرام خوابیده. شمعدانی ها تا روی زمین کشیده شده‌اند. یاس رازقی عطاری زده است. پیچ امین‌الدوله به زمین و زمان می‌زند خود را تا بالا برود. دیفن باخیا میل به سرپرستی حسن یوسف ها دارد. نهال انار همینجا کنار من ایستاده.
جشنواره یاس کلیه اطلاع‌رسانی‌ها، آموزشات و نکات مربوط به مسابقه یار احمد، سیده‌‌ی نسوان داستان‌های اعضا، برای مطالعه و داوری https://eitaa.com/jashnvare_yas