جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو
بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو
بسکه هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد
دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو
تا به اینجا که به درد تو نخوردم آقا
هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو
چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من
راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو
سالها می شود از خویش سؤالی دارم
من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو
با حساب دل خود هرچه نوشتم دیدم
من از این زندگیم سود نبردم بی تو
گذری کن به مزارم به خدا محتاجم
من اگر سر به دل خاک سپردم بی تو
هدایت شده از Off
من عاشق او میشوم او عاشق عشقش
عاشق همیشه قصه زجر آوری دارد
#پارازیت
منِ بیمایه که باشم که خریدارِ تو باشم،
حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم..
"سعدی" یه بیت داره که میگه:
چو میتوان به صبوری کشید جور عدو
چرا صبور نباشم که جور یار کشم !؟
پیش تو صبر و طاقت نداشته باشم واسه کی داشته باشم !؟ : )
بعضیام شب که میشه !
تنها مسکنی که دارند ؛
خداییه که باهاش درد و دل میکنن...( :
#فاطمهلایف
و چگونه در بند خاک بماند ؛
آنکه پرواز را آموخته و راه کربلا را میشناسد !
#سیدمرتضیآوینی
چقدر صائب تبریزی زیبا گفته :
گرچه او هرگز نمیگیرد ز حال ما خبر
درد او هر شب خبر گیر ز سر تا پای ما