صد نامه فرستادم، صد راه نشان دادم
یا راه نمیدانی، یا نامه نمیخوانی
#مولانا
دیگری نیست که مهر تو در او شاید بست
چاره بعد از تو ندانیم به جز تنهایی ...!
#سعدی
آبي تر از آنم كه بي رنگ بميرم
از شيشه نبودم كه با سنگ بميرم
من آمده بودم كه تا مرز ِ رسيدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بميرم
تقصير كسي نيست كه اين گونه غريبم
شايد خدا خواست كه دلتنگ بميرم
هدایت شده از Off
گفتا شیخا من آنچه گفتی هستم
آیا تو چنان که مینمایی هستی ؟
"نادر ابراهیمی"
یه جا تو کتابش خیلی قشنگ میگفت :
± غم هرگز عقب نمینشیند ؛
مگر آن که به عقب برانی اش !
آرام نمیگیرد ؛
مگر آن که بیرحمانه سرکوبش کنی عزیز من !
من ، محتاج آن لحظه های دلنشین لبخندم ،
لبخندی در قلب ؛علیرغم همه چیز ..!
اونجایی که جناب اهلی شیرازی میگه :ماییم و نیم جانی ؛ آنم به لب رسیده :)!
هدایت شده از Off
روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران
تا از دلم بشویی غمهای روزگاران
همه عیب خلق دیدن
نه مروت است و مردی
نگهی به خویشتن کن
که تو هم گناه داری :)