دست های تو انگار پرچم های صلح اند
بر خرابه روز های من ..(:
#شمس_لنگرودی
یک بیت و هزار حرف :
از جهان مانده فقط جان که مرا ترک کند ؛
من چنانم که محال است کسی درک کند .
یه افسانه قدیمی ارمنی میگه :
آدمای خوش طینت و مهربون ، خواهر زندگی قبلیشون رو به عنوان دوست جذب میکنن♥️
عشق آن نیست که یک دل ، به صد یار دهی
عشق آن است که صد دل ، به یک یار دهی
تو اکنون خاص ترین و بزرگترین شوق من برای جنگیدن علیه این زندگی نامساعد ، این زندگی ناراضی کننده و نامراد هستی.
#ادکارآلنپو
من همان رودم که بهر دیدنت مرداب شد
ماه من ! بس کن ندیدن های بیاندازه را
دل فرو میریزد و تنها تماشا میکنم
مثل سربازی سقوط آخرین دروازه را
خودش گفت : اِنّ مَعَ العُسرِ یُسْرأ
(همانا پس از سختی آسانی است ..)
تو دیگه غصه ی چیو میخوری عزیزِ من ؟!
از شمس پرسیدند چه شد که به آرامش رسیدی؟
پاسخ داد :
وعده این شد که خودم را آرام کنم ،نه جهان اطرافم را !
معجزه شد ، جهان اطرافم آرام گرفت:)
هر موقع خندید ؛
این بیت از مولانا رو براش بخون :
من بهشتم همه در دیدن خندیدن توست
تا تو باشی نشوم خیره به لبهای کسی