روضهی بارون دیشب جواب داد : )
شایدم ابرا طاقت روضهی مادر و آتیش و در و نداشتن دیگه اشکاشون ریخت ، شایدم برا دل حیدر و بچههای زهرا باریدن ، شایدم از نبودن اون روز برا خاموش کردن آتیش در و خونهی علی انقدر شرمنده بودن که تاب نیاوردن و بغضشون شکست . .