« او نگفت دوستم دارد ولی ؛
با بدنی پر از زخم به نجاتم آمد
درحالی که من در دریاچه نـمَـک غرق میشدم »
اَسـکآف ؛
،،
برگها را وزش باد نیست که میریزد ؛
دلتنگیِ زمین است که میکِشدشان پایین . .