اَسـکآف ؛
قدر لبخندای کوچیکی که کنار هم میزنید و بدونید ؛ همینا بعدِ سالها میشن یه تیکه از آلبوم خاطراتتون :)
ولی امروز چقدر روز گرم ، پرمشغله ، پر از پیادهروی و اتفاقای خوب ُ بد داشتم در کل روز عجیبی بود . .
اَسـکآف ؛
من خودمو جا گذاشتم . .
هممون خودمونو یه جاهایی جا گذاشتیمُ
قبول کردیم که یه قسمتی از ما دیگه همرامون نیومده ُ ترجیح داده تو همون نقطه بمونه ،
بمونه یا بمیره .