آسِدمَهدی
پس هر وقت سختیها اومد تا ما رو از پا دربیاره که بی تحملی و کلافگی نشون بدیم و جزع و فزع کنیم، یه
ساعت ۰۰:۰۰ باشید ادامه صحبت دیشب رو بریم
و منطقاً نباید خیلی توقع رفاه و آسایش و
آرامش و تعریف و تمجید از خودمون رو
داشته باشیم
البته در جنبههای ظاهری نباید توقع داشت،
در جنبههای باطنی که شیرینترین شهدها
توی همین شام غریبانه..
در جنبههای ظاهری و طبیعی، غارت و به
آتش کشیده شدن خیمه هاست، کشیدن
گوشواره از گوش کودکان و ....
وقتی توجه داشته باشیم که در شام غریبان
هستیم، دیگه شرایط برامون قابل تحمّل تره
و کلافگی (حداقل در ظاهر) نشون نمیدیم...
وقتی ولی اعظم خدا اونطور به شهادت
میرسه و سر مطهرش از پیکر جدا میشه
و اسبها را نعل تازه زدند و بر پیکر پاک
حجت خدا تاختن تا پیش فرماندۀ خود
افتخار کنن که یک استخوان سالم بر پیکر
اباعبدالله الحسین علیهالسلام نذاشتن،
آیا ما میتونیم در جنبههای ظاهری و طبیعی
انتظار راحتی و شیرینی داشته باشیم؟!
شام غریبانِ و این شام سحر نخواهد شد،
مگر با ظهور حجت خدا و منتقم خون
اباعبدالله علیهالسّلام..
اونجاست که آغاز طلیعۀ صبحه و
بسیار هم نزدیکه..
قرآن فرمود:
الَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ
آیا صبح نزدیک نیست؟!
در جنبۀ باطنی این بیان قرآن که آیا صبح نزدیک نیست،
میخواد یه تکونی به ما بده..
شاید میخواد بگه خوب نگاه کن
ببین آیا صبح نشده!؟