eitaa logo
ستاره‌ای‌درپی‌ساقی‌و‌کهکشانش؛!
186 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
449 ویدیو
16 فایل
این ورژن:تولدی دوباره. شاید یروزی رفتنم بدون بازگشت باشه ولی اون روز امروز نیست! حضور #هرمدل‌مذکری بدون هماهنگی #از‌نظر‌شرعی‌مشکل‌داره اینجا #بی‌تفاوت نیستیم🇵🇸🇱🇧 *اسکی از دیلی؟* 🤌🏻ناشناس🧷 شده🤌🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
وجدانا همیشه پایه که نه سه پایه ی فوتبال بازی کردن بودم ولی هیچوقت از فوتبال دیدن خوشم نیومد
هدایت شده از Coffee tehkook
این یه فاجعس من یا مساوی میکردم یا می‌بردم بعضی وقتا هم می باختم که اونم چون پسر عموم از همه کوچیک‌تر بود و اون هم تیمیم بود و اون دوتا هم سن من بودن سخت بود بردنشون
ستاره‌ای‌درپی‌ساقی‌و‌کهکشانش؛!
این یه فاجعس من یا مساوی میکردم یا می‌بردم بعضی وقتا هم می باختم که اونم چون پسر عموم از همه کوچیک‌ت
خب پسر همسایمون 3 سال ازم بزرگتر بود و از وقتی که یادمه تا وقتی که یادمه کلاس فوتبال میرفت اونموقع هم من نهایتا 6 سالم بود و تازه گچ پامو وا کرده بودم
ستاره‌ای‌درپی‌ساقی‌و‌کهکشانش؛!
خب پسر همسایمون 3 سال ازم بزرگتر بود و از وقتی که یادمه تا وقتی که یادمه کلاس فوتبال میرفت اونموقع ه
پام شکسته بود ظهر از خونه ی مامانبزرگمینا با مامانبزرگم رفتم خونه ی خالم ماه رمضون بود فکر کنم چون یادمه خالم بامیه درست کرده بود و روضه هم داشت با دختر خالم و دختر همسایشون رفتیم تو حیاط پسر اون یکی همسایشونم بود من اسکیت پوشیدم هم برام بزرگ بود هم چپکی پوشیده بودم هم یه لنگه بود😂 با پسره دعوام شد هی دور راه آب اون فرار میکرد و من دنبالش بودم اونقدر چرخیدیم که تالاپپپپپپپ خوردم زمین و پام شکست و هی مامانبزرگم بهم میگفت از بامیه های خالم بخورم که حالم خوب بشهههههههه این پامو دو سری گچ گرفتیم چون دفعه اول یادمه رفتیم بیمارستان مهر و اشتباه گچ گرفته بود بعد با اون دستگاه ترسناکا بازش کردن ولی دومی رو خودم باز کردم با قیچی تو حموم یه هفته زودتر از موعد مقرر 🥲 دیگه داشتم دووم نمیوردم صدای بچه ها که توی حیاط بودن و من نمیتونستم برم...
https://eitaa.com/21148638/1028 وای شت لبت دیگه چطوری؟ 😐😂🤦‍♀
هدایت شده از Coffee tehkook
با این اوضاع همین که پنج تا گل زدید خودش خیلیه
قرار بود تا ده تا بازی کنیم هی دخترخالم قبول نمیکرد باخت رو کشوندش تا 27 تا اگه باخت با 10 تارو قبول میکرد حداقل ابرودارتر بود
هدایت شده از محفل‌جادوگر‌‌کاشف‌شیر‌توت‌فرنگی‌تحت‌‌تعقیب
کاش میشد همه نوع زندگی رو تجربه کنم تو یکیش مانگاکا شم تو یکیش انیماتور، یجا یه خواننده مشهور شم جای دیگه نویسنده‌ای باشم ک آثارشو‌ ناشناس‌ میفروشه، تو یه زندگی ب یه قاتل سریالی روانی تبدیل شم ک کلی‌ تئوری‌ راجبش‌ هس‌ تو یکی دیه خَیِری‌ باشم ک ب کلی‌ خیریه کمک میکنه‌، یجا برم دنبال موجودات فراطبیعی و خودمو بندازم تو دردسر یجای دیه بشم کاشف دنیاهای‌ موازی و بُعدای‌ دیه.. میدونی یه زندگی برا تجربه همه چیزایی ک میخوام بشم و کارایی ک میخوام انجام بدم خییییلییی کمه :>>
شکست عشقی خیلی سخته ولی تاحالا شده با اب بارون موش اب کشیده بشی و بری حموم بعد دوباره برای کاری مجبور بشی با ماشین بری بیرون و شیشه پایین باشه و ماشین بغلی با سرعت ردشه و دوباره خیس اب بشی؟ دوباره خیسی... دوباره حموم...