قوه ی خیال ظرفی است که در درون خود سه مظروف مهم را در بر میگیرد:
جنون.هنر.رویا
من وقتی میشینم با داداشم بازی جنگی کنم: دور زدن تمام چالش های بازی و رفتن راه میانبر و بدون خونریزی(البته خب قاعدتا بجز چالش اخر)
داداشم:🍂
یه سری فعالیت هستن که بهشون میگن: فعالیت های اتوتلیک
اینا همون فعالیتایین که به خودی خود لذت بخشن :))))
بال های پرنده رو کندن
از ترس اینکه شکار بشه
هی بهش گفتن دوستش دارن
بهش گفتن نمیخوان اتفاقی برای پرنده بیوفته
و غافل از اینکه ذات پرنده در پرواز کردنشه
پرنده دق کرد و مرد
اونا قاتلش بودن
فکر میکردن دارن ازش مراقبت میکنن!
شماهم تو خواباتون ساختمونا ژله ـین و دائم درحال تکون خوردنن یا فقط مالای من چپل چلاقن؟😂
اون لحظه ای که نمیتونی تشخیص بدی این خوابه یا بیداری رو با هیچی عوض نمیکنم
ولی اونجا که سهراب میگه... :
صدا از خود تهی شد
و به دامن کوه آویخت:
پناهم بده، تنها مرز آشنا! پناهم بده.
و کوه از خوابی سنگین پر بود.
من بلند حرف میزنم
اما اونا نمیشنون
نمیدونم من بی صدا شدم یا اونا کر...
رفته بودیم یه دوره ای
استاده میگفت
خدا هرکسی رو به اندازه ی توانش امتحان میکنه نه بیشتر
میگفت اگر دشواری ای توی زندگیمون میوفته یعنی از پسش برمیایم
.برای همینه که خدا میگه در عین سختی اسانی ای هست.
یعنی اگه درحد کلاس دوم بلدی
در حد کلاس دوم ازت امتحان میگیره
یا اگه درحد فوق لیسانس بلدی در همون حد ازت امتحان میگیره
پس نگرانش نباش چون بالاخره از پسش بر میای فقط باید سفت وایستی...