گمشده
بعد از آن دیوانگی هایی ای دریغ
باورم ناید که عاقل گشتم
گوییا «او» مرده در من کاینچنین
خسته و خاموش و باطل گشته ام
هر دم از آیینه می پرسم ملول
چیستم دیگر ، به چشمت چیستم؟
لیک در آیینه می بینم که ، وای
سایه ای هم زانچه بودم نیستم
همچو آن رقاصهی هندو باز
پای می کوبم ولی بر گور خویش
وه که با صد حسرت این ویرانه را
روشنی بخشیده ام از نور خویش
ره نمی جویم به سوی شهر روز
بی گمان در قعر گوری خفته ام
گوهری دارم ولی آن را ز بیم
در دل مرداب ها بنهفته ام
می روم... اما نمی پرسم ز خویش
ره کجا...؟ منزل کجا...؟ مقصود چیست؟
بوسه می بخشم ولی خود غافلم
کاین دل دیوانه را معبود کیست
«او» چو در من مرد، ناگه هر چه بود
در نگاهم حالتی دیگر گرفت
گوییا شب با دو دست سرد خویش
روح بی تاب مرا در بر گرفت
آه … آری … این منم … اما چه سود
«او» که در من بود ، دیگر نیست ، نیست
می خروشم زیر لب دیوانه وار
«او» که در من بود ، آخر کیست ، کیست ؟
~فروغ،فرخزاد~
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
خودشه.
اونی که موفق شد دوست منه...
شعر گفتم که ز دل بردارم
بار سنگین غم عشقش را
شعر خود جلوه ئی از رویش شد
با که گویم ستم عشقش را...
~فروغ،فرخزاد~
واقعا دارم به این فکر میکنم یه کانال بزنم و شعرای محبوبمو اونجا اپ کنم
برام یه گلدون بخر
اسمشو بزار تیمور
و هر روز به بهونه ی یادآوری زمان آبدهیش بهم زنگ بزن.
یه قانونی توی گوشیم وجود داره
که هرکی رو سیو کردم *عشقم* یعنی چشم دیدنشو ندارم
پس هی زارت زارت وقتی بهتون میگم چی سیوت کنم نگو *عشقم*
اه
باری من و تو بی گناهیم
او نیز تقصیری ندارد
پس بی گمان این کار
کار چهارم شخص مجهول است!
~قیصر،امین پور~
شهریور⁷⁹
باورتون میشه توی سال 2022 ینفر(UC Berkeley) مراسم فارغ التحصیلیشو توی ماینکرفت برگزار کرد؟!
بعد از امتحان کردن شونصد تا موزیک پلیر بالاخره اونی که باید پیدا شد.
من: کاش میشد این گوشی نکبتی رو بزارم کنار حداقل برای یه مدت
گوشیم: عه اینطوریه؟ پس میسوزم برات.
و زارت.