eitaa logo
ستاره‌ای‌درپی‌ساقی‌و‌کهکشانش؛!
185 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
449 ویدیو
16 فایل
این ورژن:تولدی دوباره. شاید یروزی رفتنم بدون بازگشت باشه ولی اون روز امروز نیست! حضور #هرمدل‌مذکری بدون هماهنگی #از‌نظر‌شرعی‌مشکل‌داره اینجا #بی‌تفاوت نیستیم🇵🇸🇱🇧 *اسکی از دیلی؟* 🤌🏻ناشناس🧷 شده🤌🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی درکل بقیه ی علاقه های بچگیم حفظ شدن علاقه به بالا رفتن از دیوار و درخت علاقه به ریخت و پاش علاقه به آب بازی علاقه به نقاشی به چیز میز وصل کردن به دیوار و درکمدا و شیشه ی پنجره ها من واقعا علاقه هام حفظ شدن
https://eitaa.com/narengycocholo/10567 میدونی مال من همیشه مامان بازی بود چون از بدبختیم من جزو نوه بزرگا بودم بعد همش میشدم مامانه خاله بازی مال وقتایی بود که با دختر همسایمون بازی میکردم چون همسن بودیم میشدیم دوتا خاله که هردوتامون بچه داشتیم😂😂😂
https://eitaa.com/narengycocholo/10568 ازون چیزایی که فقط وقتی بچه بودیم شاید میتونستیم توضیح بدیم چرا:
https://eitaa.com/narengycocholo/10570 نه متاسفانه😂 بازم من داداش کوچیکتر داشتم و یه پسر همسایه داشتیم که همسن داداشم بود و یه دختر همسایه که از داداشیما کوچیکتر بود اینا بچه هامون بودن اما چون ما زیرانداز پهن میکردیم تو راهرو مینشستیم و این ستا همش تو حیاط بودن و صرفا اسمشون رومون بود میدونی یه عضو نخودی بودن که هم بحساب میومدن به عنوان بچمون هم بحساب نمیومدن چون اصلا دور و بر ما نمیپلکیدن😂😂 عمرا اگه خودمم بخونم از روی این بتونم بگیرم چی میگم ولی به جان خودم توی ذهنم خیلی منظمه😭😂
ولی من دوستم اتاقش دقیقا زیر اتاقم بود بعد ما توی خونمون یه گرز داشتیم بعضی از اوقات برش میداشتم میکوبیدمش روی زمین بعد هرجای خونشون که بود میومد توی اتاقش باهم حرف میزدیم من پهن میشدم روی زمین گوشمو میچسبوندم به زمین که بشنوم چی میگه بعد دااااااد میزدیم که بشنویم چی میگیم😂😂 عقل کل بودیم اصلا یه وضعی...
بعد الان میریم بقالی دو ساعت فکر میکنیم که چیپس پنیری خوبه یا پیاز جعفری😂
https://eitaa.com/likpetrichor/6941 خداوکیلی کیف میده خب😂😂 من همیشه توی مراحل خونه تکونی عید مرحله ی ریخت و پاششو دوست داشتم از بچگی کمدمو هممممممشو میریختم کف اتاق درحدی که جا برای سوزن انداختن نبود بعد سه ساعت چیزارو نیگا میکردم همرو جا به جا میکردم بعد ازینکه سیر شدم و به اندازه ی کافی ریخت و پاش کردم بعدم بازدید کردم از یَک یَکشون با هزارتا بدبختی و سختی مرتب میکردم
امشب افتادم رو دور تعریف کردن از بچگیم دوستان
امروزم رفتم خونه ی بچگیم