مامانم میگه بچه که بودم هرموقع حوصلم سرمیرفت به عنوان تفریح مینشستم درس میخوندم
تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که احتمالا اون دخترمامانم مرده بوده بعد بابام برا اینکه دل مامانم نشکنه منو از توی خیابون اورده و به مامانم گفته که دخترشم
وگرنه اینهمه تفاوت بین من و اون دختری که مامانم تعریف میکنه ممکن نیست.
شاید یه روزی اگر خدا بخواد به اون مستغرق قبلی برگردم و همسایه بگیرم و فعالیت های خوب خوب بکنم
شاید اگر خدا بخواد...
کاش هنوز دغدغم این بود که وقتی سک سکمو باز میکنم اون خودکار توش طرح خوشگل داشته باشه و کتاب داستانش خوب باشه و سی دیش عموهای فیتیله ای پخش کنه🥲
تنها چیزی که باعث میشه زنده بمونم هندونست؛
هندونه ی عزیز من.
احتمال داره یروز اسم اینجارو از بیغوله به *ببعی فروشی* تغییر بدم و خودمم بشم ببعی فروش.
اصلا هم به تهرانیا حسودیم نمیشه که هم نمایشگاه کتاب دارن هم بابت ولادت حضرت معصومه(س) هم امام رضا(ع) جشنای خوشگل خوشگل و بزرگ بزرگ دارن.
حسادت؟ هرگز!😒😒
هاشم خیلی قشنگ میگفت:
من دوست دارم اجتماعی باشم ولی نه با این اجتماع!
یک بزرگی میفرمود:
و همانا شما را بيم داديم از شب امتحان، آنگاه كه جزوهها گنگ و نامفهوم میشوند و عقربههاى ساعت همچون گورخر میدَوَند ...😔😔
هدایت شده از کانال حسین دارابی
🔻ختم قرآن برای سلامتی آقای رئیسی و همراهانشون
یک آیه بخوانید👇
https://leageketab.ir/khatme-quran