تا میام از خوشی های کوچیکم لذت ببرم
یادم میوفته هفته ی اول مردادم داره تموم میشه و براکنکور قدمی برنداشتم.
اونجایی فهمیدم مشکلات زندگی تموم شدنی نیستن که
نگا کردم دیدم بابام بعد از گذروندن تمام مشکلات و سختیا در اوج خوشبختیش بود که یهو من اومدم و گیر من افتاد.
حتی اگه از اسمون پول میبارید بازم یسریا میگفتن بدبخت و فلک زده ایم.
امیدوارم تا چند سال اینده دوستان دورمو خط بکشنن که بتونم پول جمع کنم لباسای مورد علاقمو بخرم.
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
امیدوارم تا چند سال اینده دوستان دورمو خط بکشنن که بتونم پول جمع کنم لباسای مورد علاقمو بخرم.
شایدم این منم که باید دورشونو خط بکشم
«ستاره میگریست
ـ ستارهی کدام کهکشان؟
ستارهای که کهکشان نداشت.»
• هوشنگ ابتهاج
#م_م