ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
توی شهری که نفس کش می خواد از نفس کشیدنم غمگینم هنوزم ماهی ام امّا دارم خواب کنسرو شدن می بینم . من
این لیریک یه اهنگه ولی اهنگش قشنگ نبود پس فقط متنشو فرستادم✅
به محض اینکه تصمیم گرفتم گوشیمو بندازم تو کارون که روی درسم تمرکز بیشتری داشته باشم با یک تماس به مسجد احضار شدم و افتادم تو دل کارای اعتکاف😀😀
الان نه تنها نمیتونم گوشیمو بندازم تو کارون
بلکه باید بزارمش تو جیبم که کارارو به موقع انجام بدم.
شمام وقتی وویس میگیرین یطوری رفتار میکنید انگار طرف روبروتونه و دستاتونو تکون میدین و با صورتتون ادا درمیارین یا من تنهام؟
هدایت شده از رؤیا پرداز✨
یه وقتایی وسوسه میشم درس و بزارم کنار کلا برم تو وادی هنر
یکی میگفت: "عشق با بودن و موندن ثابت کردنیه نه با حرفای پر زرق و برق و زبون چرب"
در اصل هرموقع میریم هیئت باید برای خودمون گریه کنیم
امام حسین و یاراش رفتن، شهید شدن، جاودان شدن و بزرگترین اثر تاریخ رو رقم زدن تا امثال من به راه راست هدایت شن و به اونا بپیوندن
ولی همچنان یکی مثل من روی این کرهی خاکی هست که "هرروزخدا" غلط های زیادی میکنه
خب حالا قضاوت باشما
حال و روز کیه که گریه داره؟!.
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
~تا آب گل آلوده ماهیتو بگیر.
علف هرز را گندم دیدن غایت دیوانگی.
~نآ
مسئولیت هایی که بهم میسپرن باعث میشه یه مقداری ارور بدم.
دعاکنید خداکمکم کنه
اینکه یسری جاها صحبت نمیکنم و میگن "واییییییی چقدر ساکتیییییییییی" بابت اینه که شناخت خوبی از خودم دارم و اگه شروع کنم به حرف زدن و گرم بشم دیگه قرار نیست کسی موفق بشه ساکتم کنه✅
وقتایی که میرم مسجد دلم وامیشه
اصلا احساس میکنم بعد از مدت ها دوباره زنده شدم
نمیدونم چه اکسیری خدا میریزه تو مسجد که همهی غمامو عین خاکی که شیلنگ آب پرفشار گرفته باشن روش میشوره میبره :))))))))))🤌✨