ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
اینکه یسری جاها صحبت نمیکنم و میگن "واییییییی چقدر ساکتیییییییییی" بابت اینه که شناخت خوبی از خودم د
ساعت ۱۱ شب مامانم گفت خستست و میخواد بره بخوابه
اما درنهایت ساعت ۳:۱۵ موفق شد از دست زبون من نجات پیداکنه و با آرامش سر رو بالشت بزاره...
امشب احسان یاسین درومد گفت:
" باید ادامه داد، پلن B هم وجود نداره"
راست میگفت.
هردفعه که میام میگم دیگه قراره فعالیت نکنم دوبرابر قبل اینجا حرف میزنم... .
و درنهایت اونی برات شارژ میگیره که مطمعنه کل شارژو خرج خودش میکنی... .
هی میگه بیا بریم بیرون
لعنتی بیرون رفتن انقدر نمیرزه که بخاطرش دلپیچهی تو ماشین نشستنو تحمل کنم😭😭😭😭