مهمونا قراره بیان و از ۱:۴۵ زمانم فقط ۳۰ دیقه مونده
و من همش داشتم این پیامارو تایپ میکردم و کارای مزخرف دیگه میکردم
و اتاقم همچنان ریخت و پاشه...
سکیدو من واقعا به اون پتوسی که مامانت برام گذاشته کنار نیاز دارم
اخه این پتوسه کلا ستا برگ بیشتر نداره نمیتونم یکیرو بکنم برا خلاصی از شر مهمونا ಥ_ಥ
وقتی میشنوم قراره یساعت دیگه مهمان بیاد و من نه حال روانی خوبی دارم نه اتاقم مرتبه نه وضع جسمیم اوکیه
و حس نقاشی کشیدن دارم و با اومدن مهمونا نمیتونم حسمو عملی کنم
تازه مامانمم به خاطر واکنشم به اومدن مهمون ازم ناراحته و هی نصیحتم میکنه:
تنها راه ممکن اینه که جلوی مهمونا ادای افسرده هارو دربیارم
الان براخودم فال حافظ گرفتم که مهمون میخواد بیاد باید چیکار کنم؟
این دراومده:
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقاتچن ریزد
من و ساقی بدو تازیم و بنیادش براندازیم
الام متوجهم که غم میشه مهمونا
عاشق منم عشق نقاشی
ولی نمیفهمم حافظ و ساقی زندگیم کین که بنیاد غمموبراندازن...
_مهمونا یه ساعت دیگه میان
+وای مامان نه بشون بگو الان شرایطشو نداری. خب بهشون بگو کلاس داری
_نمیتونم زشته بعد از ۶ ماه میخوان بیان
(با حالت درموندگی)+خب ماماان یعنی چی
_برو چیزاتو جمع کن
+اوف باشه
میرم تو اتاقم
چشمم به ال استارای گوشه اتاق میوفته
*بهت گفت چیزاتو جمع کنی؟ پس جمع میکنی... 😈
رفتم و از تو کمد مام فیت مشکیمو دراوردم و پوشیدم
خیلی اروم رفتم اتاق مامان و بابام و پیرهن مشکیه بابامو برداشتم
یه تاپ پوشیدم و پیرهنو پوشیدم روش
موهامو بافتم و شال زدم سرم
کوله مشکیمو برداشتم
چیزای ضروریمو چپوندم توشو پنجره رو باز کردم و رفتم تو تراس و از توی تراس پریدم روی دیوار حیاط که فاصله ی زیادی باهاش نداشتم
از روی دیوار رفتم و پریدم تو کوچه
زود میرم سمت خیابون اصلی و با اولین تاکسی گم میشم خونه سکیدو اینا
و حالا من ازاد و شادم...
البته تا قبل از ساعت ۱۰_۱۱ که برمیگردم خونه چون بابام خیلی عصبیه😂😂😂
درهرصورت این نقشه ایه که اگه یذره دل و جرعتم بیشتر بود عملیش میکردم...
بعد چیزه
اون * ذهن مریضم بود شناختیدش؟؟؟
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
نیاز به یه خواهر/برادر بزگترتر دارم که وقتی مهمان میاد پشتش قایم بشم
امروز من همون خواهر بزرگتر بودم که داداشم پشتش قایم میشد
#ناشناسیجات
_اگه برا هر مرضی چای نبات میخوری اگه عاشق قرمه سبزی 😔😔
+خودشه😂
چای نبات یا اب نبات...
هرموقع به مامانم میگم دلم درد میکنه
میگه اب بزار جوش بیاد
تا تهشو میخونم دیگه😂
هرچند که قبل از گفتنم میدونم چی میگه
ولی وجدانا جواب میده...