eitaa logo
ستاره‌ای‌درپی‌ساقی‌و‌کهکشانش؛!
185 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
449 ویدیو
16 فایل
این ورژن:تولدی دوباره. شاید یروزی رفتنم بدون بازگشت باشه ولی اون روز امروز نیست! حضور #هرمدل‌مذکری بدون هماهنگی #از‌نظر‌شرعی‌مشکل‌داره اینجا #بی‌تفاوت نیستیم🇵🇸🇱🇧 *اسکی از دیلی؟* 🤌🏻ناشناس🧷 شده🤌🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
مهمونا قراره بیان و از ۱:۴۵ زمانم فقط ۳۰ دیقه مونده و من همش داشتم این پیامارو تایپ میکردم و کارای مزخرف دیگه میکردم و اتاقم همچنان ریخت و پاشه...
سکیدو من واقعا به اون پتوسی که مامانت برام گذاشته کنار نیاز دارم اخه این پتوسه کلا ستا برگ بیشتر نداره نمیتونم یکیرو بکنم برا خلاصی از شر مهمونا ಥ_ಥ
بعلهح دوستان الان واقعا من یه کاکتوس جیغ جیغوعم ಥ_ಥ🌵
وقتی میشنوم قراره یساعت دیگه مهمان بیاد و من نه حال روانی خوبی دارم نه اتاقم مرتبه نه وضع جسمیم اوکیه و حس نقاشی کشیدن دارم و با اومدن مهمونا نمیتونم حسمو عملی کنم تازه مامانمم به خاطر واکنشم به اومدن مهمون ازم ناراحته و هی نصیحتم میکنه: تنها راه ممکن اینه که جلوی مهمونا ادای افسرده هارو دربیارم
الان براخودم فال حافظ گرفتم که مهمون میخواد بیاد باید چیکار کنم؟ این دراومده: اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقاتچن ریزد من و ساقی بدو تازیم و بنیادش براندازیم الام متوجهم که غم میشه مهمونا عاشق منم عشق نقاشی ولی نمیفهمم حافظ و ساقی زندگیم کین که بنیاد غمموبراندازن...
_مهمونا یه ساعت دیگه میان +وای مامان نه بشون بگو الان شرایطشو نداری. خب بهشون بگو کلاس داری _نمیتونم زشته بعد از ۶ ماه میخوان بیان (با حالت درموندگی)+خب ماماان یعنی چی _برو چیزاتو جمع کن +اوف باشه میرم تو اتاقم چشمم به ال استارای گوشه اتاق میوفته *بهت گفت چیزاتو جمع کنی؟ پس جمع میکنی... 😈 رفتم و از تو کمد مام فیت مشکیمو دراوردم و پوشیدم خیلی اروم رفتم اتاق مامان و بابام و پیرهن مشکیه بابامو برداشتم یه تاپ پوشیدم و پیرهنو پوشیدم روش موهامو بافتم و شال زدم سرم کوله مشکیمو برداشتم چیزای ضروریمو چپوندم توشو پنجره رو باز کردم و رفتم تو تراس و از توی تراس پریدم روی دیوار حیاط که فاصله ی زیادی باهاش نداشتم از روی دیوار رفتم و پریدم تو کوچه زود میرم سمت خیابون اصلی و با اولین تاکسی گم میشم خونه سکیدو اینا و حالا من ازاد و شادم... البته تا قبل از ساعت ۱۰_۱۱ که برمیگردم خونه چون بابام خیلی عصبیه😂😂😂 درهرصورت این نقشه ایه که اگه یذره دل و جرعتم بیشتر بود عملیش میکردم... بعد چیزه اون * ذهن مریضم بود شناختیدش؟؟؟
فقط بابل ترابله که ارومم میکنه
هدایت شده از -جادوی کلمات، پارت دو.
نقاشی روی لباس ها... اوکی؛ لفت د لایف :)
_اگه برا هر مرضی چای نبات میخوری اگه عاشق قرمه سبزی 😔😔 +خودشه😂 چای نبات یا اب نبات... هرموقع به مامانم میگم دلم درد میکنه میگه اب بزار جوش بیاد تا تهشو میخونم دیگه😂 هرچند که قبل از گفتنم میدونم چی میگه ولی وجدانا جواب میده...