تا چن وقت پیش فکر میکردن تنها راه رسیدن به یسری از خواسته هام افسرده شدنه
و دنبال راهش میگشتم...
اولش از خواب بیدار شدم و متوجه شدم امتخان زیست همش خواب بوده و نیاز نیست ۱۸ صفحه جزوه عجیب غریب معلممونو بخونم، بعدش هم داشت خوب پیش میرفت و اینا که دوباره همه چی قاراش میش شد و خواهر کوچیکمم جام تزئینی مامانمو شکست، توی ذهنم یه عالمه فکر بود که الان همه خوابیدن و فعلا همه چی نسبتا خوبه
فردا عیده
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
اولش از خواب بیدار شدم و متوجه شدم امتخان زیست همش خواب بوده و نیاز نیست ۱۸ صفحه جزوه عجیب غریب معلم
صفحه هارو شماره زدم بنظرم ۱۰۵ صفحه بود از جزوه اول تا ۱۸ ಥ_ಥ