هدایت شده از روزمرگی های یک درونگرا
همین اومدم برای ۶۰ تایی شدنمون خوشحالی کنم یکی لف داد :/
تاریخ آتش و خون تنها نه تخت جمشید
دنیا همیشه نقل اسکندر است و دارا
#م_م
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
تاریخ آتش و خون تنها نه تخت جمشید دنیا همیشه نقل اسکندر است و دارا #م_م
#داستان ـشو میدونید؟
بذارید بگم براتون:
یزمانی توی تاریخ ایران بود که داراب شاه ایران بود
اونموقع ایران خیلی خیلی قوی بود و خب یسری از کشورا چی بش میگن تحت حکومت ایران بودن و باید خراج میدادن
بعد روم هم جزو این کشورا بود
امپراتور روم مقاومت میکنه و نمیخواد بده
یسری اتفاقایی میوفته که داراب با دختر امپراتور روم اشنا میشه و عاشقش میشه
و اینطوری به امپراتور روم میگه که به جای خراج دخترشو میبره و ملکه ی خودش میکنه
خب دارا و دختر امپراتور زندگی عاشقانه ای دارن تا اینکه دختره مریض میشه
مریضی ای که بیشترازینکه خودش اذیت بشه شاید بشه گفت دیگران اذیت میشن
بیماریش اینطوری بود که بوی بدی میداد
خب داراب براش کلی پزشک میاره و سعی میکنه درمانش کنه
روند درمان خیلی طول میکشه و عشق داراب نسبت به دختره از بین میره درحالی که دختره هنوز عاشقشه
اما عشق دختره کافی نبود
دختر کاملا خوب میشه اما داراب دیگه نمیخوادتش و طلاقش میده
دختره هم که باردار بوده از داراب بدون اینکه بهش بگه بارداره میره روم پیش پدرس و بچشو بدنیا میاره و چون دارویی که باهاش خوب شده بود اسمش *اسکندر* بود، اسم پسرش رو میذاره اسکندر
روز تولد اسکندر یکی از اسب های امپراتور بچه دار میشه برا همین امپراتور کره اسب تازه بدنیا اومده رو هدیه میکنه به نوش(نوشته بود که اسکندر با همین اسبه هی میره جنگ و کشورای مختلفو تصرف میکنه اما خب بنظرم منطقی نیست چون در اون صورت اسکندر باید حدود چارسالگی میرفت جنگ😂)
درهرصورت اسکندر توی روم میمونه و با اسبش بزرگ میشن و رزم یاد میگیره و رویای تصرف دنیا و گرفتن انتقام مادرشو توی ذهنش میپرورونه(گفته بود اسکندر جوری تمرین میکنه که توی نوجوونی خیلی قوی میشه و شروع به جنگ های واقعا میکنه(مثل سهراب خودمون))
ازونور داراب دوباره ازدواج میکنه و ازون زنش دوتا پسر (یادم نمیاد دقیق تعداد بچه ها و جنسیتشون رو ولی بنظرم چنتا دخترم داشت) بدنیا میاره که اسم یکیشون رو میذاره *دارا*
همزمان دارا و اسکندر بزرگ میشن و امپراتوری داراب به دارا، و امپراتوری روم به اسکندر میرسه
خب سال ها میگذره
اسکندر حمله میکنه به جاهای مختلف و بالاخره میرسه به ایران(اسکندر میدونسته دارا برادرشه)
خب اینا باهم درجنگ بودن
یروز چنتا از وزیرای دارا دورهم جمع میشن و باهم فکر میکنن که خب دارا رو بکشن و هدیش کنن به اسکندر که جون خودشونو بخرن
پس برنامه میریزن و دارا رو جلوی اسکندر میکشن غافل ازینکه این دوتا باهم برادرن
اسکندر سریع میره و دارا رو بغل میکنه و میگه که قصد آسیب رسوندن به اونو نداشته و خلاصه ازین لحظه های احساسی
بعد دیگه دارا میمیره...
اسکندرم خیلی عصبانی میشه و قاتلارو میکشه
متوجه شدین چیشد؟
چرا وقتی معتقدن ینفر هنوز ادم نشده میگن کلش هنوز بوی قورمه سبزی میده؟؟؟؟
قورمه سبزی بیچاره
تازه به این خوشمزگی
حداقل بگین فسنجووووون
بچی ها
یسری از دوستامون حمایت خواست😃
ببینم چه میکنید
اگه حمایتشون نکنید با جیغ بنفش به حسابتون میرسم و نمیذارم تیغ تیغیام امونتون بدن
دیگه خود دانید...
(مدیونید اگه فکر کنید مجبورید😐😔🙂😂)
_@chitoz_gom حمایت؟
+بله بله
_با حضورتون اکلیل به قلبمون بپاشونید:/♡ @heaven_demons
+حتما💞
یجا شهریار درجواب حافظ میگه:
درعهد ما نجویی ای دل به جان خواجه
نز دوستان مروت نز دشمنان مدارا
زیبا بود
نمیدونم چرا یاد جادوی کلمات انداختم 🚶♀
#م_م
هدایت شده از تیمارستان نابغه ها :|
اخبار داره یه آهنگ پخش میکنه درمورد ۲۲ بهمن ریتمش دقیقا مث آهنگ بلاچاو عه 😐😐😂
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
اخبار داره یه آهنگ پخش میکنه درمورد ۲۲ بهمن ریتمش دقیقا مث آهنگ بلاچاو عه 😐😐😂
منم بش دقت کردم دقیقاااااا