ولی اگه من فقط یه استعداد داشته باشم اون انجام تموم کارا بصورت دیقه نودیه...
یعنی دیقه نودی حموم میرم، موهامو خشک میکنم، اتاقمو مرتب میکنم، لباسامو میپوشم، اتاقمو جارو میزنم، موهامو درست میکنم، به مامانم کمک میکنم، برا شمام شر و ور می نویسم...
حتی برا تولد پردیسم ۱۰ دیقه قبل از حرکت رفتم دوش گرفتم و بعدش موهامو خشک کردم
بعد اومدم تازه فکر کردم که حالا چی بپوشم😂
بعد دیگه حاضر شدم و راه افتادم
همش توی ده دیقه...
هرچند که نتیجش این شد که کادو پردیسو جا گذاشتم و نزدیکای اونجایی که باید بودم که فهمیدم چه کردم و مجبور شدم برگردم کادوشو بردارم😂
همیشه توی موقعیتای خیلی مهم یچیز مهمو جا میزارم...
برا ازمون تیزهوشانم نشستم تو ماشین، بابام بم گفت چیزامو چک کنم ببینم همه چیزو اوردم یا نه
منم با خیال تخت گفتم خیالت راحت بابا همشو اوردم
رفتیم در حوزه امتحانی فهمیدم برگه ورودمو نیوردم😐🤦♀😂
حالا کله سحر بگرد دنبال کافینتی باز،که برات پرینت بگیره...
عین من احمق نشید و دقیقا قبل از اومدن مهمونا با سشوار موهاتونو خشک نکنید چون حجم موهاتون چن برابر میشه و وززززززززز روی هوا میمونه دقیقا عین برق گرفته ها... (مدیونید اگه بخندید)
... بعد مجبور میشید یا با همون وضعتون بسازید
یا اینکه بشینید موهاتونو اتو بکشید و بازم گند بزنید چون مهمونا خونتونن و هی دنبالتون میگردن!
بعلهح
به حرف های #یک_زخم_خورده گوش کنید