فقط بذارید تابستون بیاد
میرم از دوستم یاد میگیرم
همه ی این طرحارو عملی میکنم
تف به این زندگی
/وی با گریه محل را ترک میکند/
داداشم: اجی همه ی به اینگیلیسی چی میشه؟
_evry
_...
_نگا مثلا hello everyone یعنی...
(ذهن مرضم همون لحظه: سلام به یَک یَکتون)
نیم ساعت گذشت و یکی باید میومد منو داداشمو جمع میکرد😂😂