ولی ببینید بچه ها
گشت ارشاد بسیجی نیستن
اونا مال نیروی انتظامین...
وای خدای من
بعضیا یجوری راجب بسیجیا حرف میزنن
انگار باباشونو کشتن
به خدا اونام آدمای عادین مثل همه ی ما
تازه اونا بیشتر ازونچیزی که موتجه بشید حواسشون هست که جامعه تفی نشه...
اوف
تغییر مود من در این حده
که یلحظه دارم با صدای بلند میخندم
و دقیقا
بلافاصله بعدش دارم گریه میکنم...
دقیقا همینطوری...
بدون اندک فاصله ای...
فکر کنم اگه ینفر که منو درست نمیشناسه فقط ی هفته باهام توی یه خونه زندگی کنه، فکر میکنه دیوونه ای چیزیم...
فقط داداشم از حد وخامت مغزم خبر داره 😂😂😂
یجوری وضع مغزم داغونه...
اصلا یوضعی...
شبا که مسواک میزنم جلوی اینه که اصلا فاجعست...
دلم درد میکنه
میخوام به مامانم بگم
ولی حوصله ی ابجوش گذاشتن برای ابنباتو ندارم🤦♀
ولی بعضی اوقاتم هست
که یچیزی دارم تایپ میکنم
بعد یهویی خود کیبورد یه کلمه ای رو اصلاح میکنه
که بیشتر انگار تغییرش میده
که وقتی نیگا میکنی، میبینی چه کیبورد حق گویی...
یدفعه داشتم یچیزی تایپ میکردم
بعد یهویی یکی از کلمه هارو تبدیل کرد به یه حرف ناپسندی که از قضا لامصب خیلی شایسته ی اون شرایط بود 😂😂😂
حالا این کیبوردای حقگو رو کجای دلم بزارم... ؟
اگه مرگ و میر مردم دست من بود
الان جمعیت دنیا به جای 7.5 میلیارد، نهایتا میتونست 4 میلیارد باشه😀
من هرسری که یه اهنگ دوست داشتنی پیدا میکنم:
/وی انقد آهنگ را گوش میدهد که تا آخر عمرش حالش از اهنگه بهم بخورد/
برادرای لعنتی نمک نشناس نباشیییییید
همینکه خواهرتون از پنکیکش بتون میده خیلیههههههه
پس چرا غر غر میکنیدددد سرشششششششش
ناراحتییی؟
نخور خببببببببببببب
تف
هم میخورین هم غرغر میکنین هم میگین کلا از پنکیک و کرد بدتون میاد هم میگین اشپز حق نداره در حال درست کردن بخورهههههه؟
والا نوبره...
یعنی یه اهنگایی یادم میان که دیگه حتی نمیدونم مال کدوم برهه از زندگیمن...
یعنی اصلا آهنگه مال 3_4 سالگیم بود
هنوز واضح تو مخم میچیرخه :/
بعد یه هفته تمام نشستم خر زدم که چنگیز مغول که بود و چه کرد
تهش دقیقا بعد از تحویل دادن برگه یادم رفت چی به چی بود...