من و مامانم میریم توی یه مغازه که فقط و فقط دوتا نخ روکار بخریم»
من و مامانم با دوتا پلاستیک خرت و پرت برمیگردیم«
ولی خدارو بخاطر استعداد مخ زنیم شکر میکنم 🤲🙂
لامصب خیلی کاربردیه 😂
هدایت شده از ناشران حق 🗿😐
چرا مامانم دقیق نمیگه چی تو ذهنشه که من قانع بشم بشینم کنار؟
درسته خودمم هنو تو به شکم ولی باید برای انجام ندادنش قانع بشم
میشه لطفا برا دوستم دعا کنید؟
نامزد کرده
و رفتن ازمایش دادن
نمیدونم چی چی توی خون هم خودش هم نامزدش زیاده
خیلی همو دوست دارن
اما اگه عروسیم کنن ممکنه بچه هاشون ناقص بدنیا بیان :`
میشه براشون دعا کنید خوب بشن؟
دوستم خیلی حال روحیش بده...
میشه به بقیه هم بگین دعا کنن براش؟
بچه ها
یچیزایی پیدا کردم
داستانایی که دیزنی انیمیشنشون کرده
در حقیقت ترسناک یا تلخ بودن :/
و دیزنی
فقط بخش جذاب و عاشقانشو چیز کرده...
خیلی
واینیحپسمژپسحسپیسک
پایان داستان مولان یک تراژدی غمانگیز است
شایعاتی وجود دارد که شخصیت مولان در واقعیت وجود داشته است. در گذشتههای دور زنی بوده که خود را به شکل سربازی درآورده بود تا در جنگ بجنگد. اما باید بگوییم که این شایعه صحت ندارد. مولان دیزنی در واقع از شعری به نام تصنیف مولان و رمانی به نام عاشقانه سوئی و تانگ در سال ۱۹۶۵ الهام گرفته شده است.
در انیمیشن مولان، مولان دختری است که یک سرباز میشود تا جای پدرش را در جنگ بگیرد. در رمان چو رنهو در سال ۱۹۶۵، مولان وقتی از جنگ به خانه میآید پدرش فوت کرده و مادرش دوباره ازدواج کرده است. بدتر از همه اینکه، هویت زنانه او کشف میشود و خان مولان را مجبور میکند تا عقد او شود. او با امتناع از پذیرش این سرنوشت پیچیده، گلوی خود را کنار قبر پدرش برید.
امروز
مامانم از دست منو داداشم ناراحت شد
کار بدی کرده بودیم...
بعد
میخواستیم بریم معذرت خواهی کنیم
نمیتونستیم بریم
توی همون لحظات
انقدرررررررر خندیدیم...
یعنی دقیقا مثل وقتی که میری توی یه خاکسپاری رسمی... همه دارن گریه میکنن... توعم باید بری توی قیافه...
ولی خندت میگیره 😐😂
درحدی چیز شده بودیم که من فقط خوردم به جارو برقی
بعد دستش افتاد
و دوتامون پوکیدیم از خنده😂😂
درکل
سه تا شرایط هست
که نباید توشون بخندی
ولی میخندی...
مپوکی درواقع...
1 خاکسپاری
2 باید از یکی معذرت خواهی کنی و میخوای انجامش بدی
3 دعوای خیلی جدی :///////