ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
https://eitaa.com/jiqtus/6043 تو اون چیزه ک داش سرچ کردم بعد رفتم جاهایی ک گفته بود رو گشتم نبود
ای بابا
حیف شد
اصلا باور نمیکنم
همکلاسیام بعد از سه سال تازه فهمیدم من چه بار سنگینی رو با نماینده کلاسشون بودن تحمل میکردم...
سساااااااال
3 سااااااااااااال من نماینده کلاس بدبختشون بودممممممممم
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
همکلاسیام بعد از سه سال تازه فهمیدم من چه بار سنگینی رو با نماینده کلاسشون بودن تحمل میکردم... سساا
بعد اینطوری بود که مثلا هفتم من و سکیدو از پنجره ی کلاس رفتیم اونور(کلاس ما بالا بود)
بعد معاون دقیق نفهمید کیا بودن(هرچند که یه بنده خدایی تو پنجره بود و لو رفت(ولی اسی(معاونمون)نفهمید چون منصور(یکی دیگه از معاونامون) بهشون نگفت کی رو توی پنجره دیده بود)
بعد
معاون منو صدا کرد
بعد ازم پرسید خبر دارم که کیا اینکارو انجام دادن؟
اون رو من به عنوان نماینده ی کلاس حساب میکرد
به عنوان اون دختر اروم و منظبتی که سرش تو درس و مشقشه
ولی
من جزو اون دو نفر بودم...
یعنی باید اسم خودمم میدادم... 😂
نمیدونم از داستانا و افسانه هایی که براتون تعریف میکنم خوشتون میاد یا نه...
#ناشناسیجات
_ مایل به حمایت از یه کانال؟ @khorramdokht 🌿
+ بلی
بچه ها
حواستون هست که ناشناسو عوض کردم؟
اگه حرفی چیزی دارید اینور بزنیدااااا
https://abzarek.ir/service-p/msg/695077
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
نمیدونم از داستانا و افسانه هایی که براتون تعریف میکنم خوشتون میاد یا نه...
خیلی خوبن لطفا ادامه بده ممنون