بچه ها به یه سنی که میرسن
اینطورین که تو فکر میکنی اونا تورو یادشون نمیمونه
درحالی که
اونا تورو دقیق به خاطر میارن
و اون بهترین لحظست
وقتی میفهمی حتی یادشونه که بهم نقاشی کشیدین و براش شربت ریختی...
میدونید
چیزی که واقعا دردداره
مشکل مالی یا نبود استعداد یا ضعیف بودن توی درسا و هر کوفت دیگه ای نیست
چیزی که واقعا درد داره
درک نشدنه... :)
_ هی من مدت زیادیه که میشناسمت
+ تو فقط مدت زیادی رو کنارم بودی
و این دلیل بر این نیست که با من بودی
یا اینکه میشناسیم! ؛)))
هیچ دیواری نیست که هدف خوبی پشتش باشه و تو نتونی ازش بالا بری
*هدف ها مهمن*
یادمه بچه که بودم
دوتا کتاب برمیداشتم
دستامو که سر هرکدومشون یه کتاب بود باز میکردم
می ایستادم سر مبل
و بعد می پریدم و بال بال میزدم
و این کار رو تکرار و تکرار و تکرار میکردم
به امید پرواز کردن...
اما نباید این وقت سال
آخر پاییز
من بتونم با استین کوتاه تو هوای آزاد بچرخم و حتی خنکمم نشه
زنگ زدنای من و یکی از دوستام اینطوریه
که انقدر هی بهم زنگ میزنیم و اون یکی جواب نمیده
که وقتی تو اون زنجیره یدفعه یکیمون جواب میده
دیگه هیچکدوممون یادمون نمیاد کی اول زنگ زده بود و چیکار داشت... 🤦♀🔪
من وقتی یه زنگ ساده میزنم به ینفر توی فاصله ای که بوق میخوره:
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا خودت بخیر کن
یا ابالفضل
یا امام رضا(ع)
یا چهارده معصوم
خدایا کمکم کن
جواب نده
جواب نده
جواب نده
جواب نده