باهم مجازی آشنا شدیم
بهم گفت
به اندازه ی تک تک تار موهای روی سرم دوستت دارم
بعد از یه ماه قرار گذاشتیم
یارو کچل بود...
بهم گفت براش مثل اکسیژنم
خواستم بکشمش
از پیشش رفتم
بهش کپسول اکسیژن وصل کردن
زنده موند...
هرچقدرم که عالی باشی
وقتی بزاری بقیه ازت بد استفاده کنن
یروز میبینی دور انداخته میشی...
خواب دیدم استایلوس گرفتم
طبق معمول دقیقا همون چیزی که بهش فکر نمیکردم...
از هرچی محبته متنفرم
اصلا دیگه نمیتونم ازین کلمه استفاده کنم...
بهش گفتم برو بمیر
با اینکه میدونستم بعدش خودم بیشتر از همه ضربه میخورم
بهم گفت
کافیه بهم بگی تا بخاطرت آسمونو به زمین برسونم
بهش گفتم
نیاز نکرده
خدام قبل ازینکه بهش بگم برام اینکارو کرده...