در دلم بمب ساعتی افتاد
در سرم تا تو نیستی جنگ است
بین من تا رسیدنت انگار
بیشتر از هزار فرسنگ است
بیتو، اصلا بعید میدانم
زندگی باز روبراه شود
صلح قصد نیامدن دارد
بسکه جا پای مرگ پررنگ است
زندگی روی دیگری دارد
پیش از اینها گمان نمیکردم
که پر از ،دوست دارمت، نشوی
که چه اندازه عشق دلسنگ است
بمب می آید و صدای بمش
مینشید به دل تمام غمش
و صدای بم تو از گوشی
صلح آور ترین نماهنگ است
هر چه جز ،دوست دارمت، مکر است
هر چه جز عاشق توام حیله
هرچه جز این شنیده ای شک کن!
کار دشمن همیشه نیرنگ است
شاید این بار آخری باشد
که برای تو شعر میگویم
بمب ها عشق را نمیفهمند
چقدر نیستی دلم تنگ است
#مهدیه_اکبری
از سرم نمی افتد شور و حال لبخندت
تا ابد گرفتارم.. تا همیشه در بندت...
درد اگر بگیرد باز بند بند جانم را
تا تویی دلم قرص است با امید سوگندت
من که دیده ام عمری گرمی بهارت را
صبر میکنم پای چند روزِ اسفندت
فرض کن که موشک ها لرزه ای بیاندازند
پایدار میماند تا ابد دماوندت
در تمام دوران ها با وجود طوفان ها
عاشقانه میرقصد پرچم هنرمندت
از حماسه لبریز است، لحنِ شعر پر شورت
از شکوه، سرشار است لهجه ی شکرقندت
گوشه گوشه ات شعرست، کوچه کوچه ات قصه...
بر دلم نشست آری سرگذشت پر پندت
#مهدیه_اکبری
https://eitaa.com/ATAMMAN
خداوندا !
کینه ام را به دشمنانِ میهنم عمیق تر کن
و زخم روحم را چرکین تر.
خداوندا!
خوفِ از ظالمان را در من بمیران
و توان آن عطایم کن که تخت سینه ی ناکسان بکوبم
بی ترسِ از عواقب خوف انگیزش...
خداوندا! کینه ام کینه ام کینه ام....
مساله ای نیست . گروهی زود میمیرند ، گروهی دیر، و گروهی هرگز نمیمیرند .
ما تنها عزادارن تاریخ نیستیم.
ای پنجهبازکرده براین طارم بلند
درسینهی سفالیِ گلدانِ خوردهبند
ای مخمل کشیده به دیبای پرنیان
از ترمهی تنیده به کشمیری پرند
ای وَزمهی بهار ازین درّهها برآی
بر دشت بیگلاره ما تاج گل ببند
از کوچه باغ سبز بخارا به قونیه
از جلگهی طراز به صحرای تاشکند
آوازهی شگفتی شیراز و اصفهان
یادآور بزرگی فرغانه و خجند
زنگولههای برفی پامیر و پنجشیر
بر دشتها و دامنهها سرخوش و لوند
ای زاگرس شکوه دماوند و زردکوه
ای چابهار دامن جغتای ای سهند
سرچشمهی چنار کهنبرگ خورهه
میبینمت به روشنی لالهی هلند
شیپوری شکفته در ایوان لاجورد
کز سینهی نهنج تو در صور میدمند
خورشید وآب و باد به همدستی بهار
گردت نشستهاند به زیباییات رسند
ای اضطراب ساعت دیدار دلبخواه
ای انتظار لحظهی جانکاه دلپسند
پاییز پینهدوز کجا واکس میزنی
دوشیزه بهار گل نرگست به چند
میخواهمت نه اینکه بخواهم برای خویش
میجویمت نه آنکه بجویم به چونوچند
در پیچ وتاب ساحل زیباییات چوباد
این واژهها همیشه برآشفتهی تواند
ای گنج سرنگون شده درکام باختر
ای خاورِ میانهی درخاکوخون بخند
چشمی به شوق مهر فروزندگان بدوز
خشمی به چشم خاک فروخوردگان ببند
#شباهنگ
علی اصغر هدایتی
https://eitaa.com/ATAMMAN
فرشته ای که در اندوه زیر آوار است
هنوز هم به هم آغوشی ات سزاوار است
زبان، به کام گرفته است و لال مانده جهان
که این چه شیوه ای از انتظار و دیدار است؟!
هر آنچه پنجره میبینی از غبار پر است
هر آنچه منظره میبینی آه، دیوار است
بیا از عینک من مرگ را نگاه کنیم
اگر به چشم تو دنیا هنوز هم تار است
به هرچه خیره شدم رنگ چشم های تو بود
مگر که فکر و خیال تو دست بردار است؟!
چگونه پاک کنم لحظه های دلهره را ؟
هزار لکه ی خون لابلای اخبار است
ببین که خاک گرفته است رنگ لبخندم
مرا ببوس عزیزم! که آخرین بار است...
#مهدیه_اکبری
به دلپذیری تهرانی، به دلنشینی بیروتم
نهال بارور سیبی، درخت پر ثمر توتم
بلند قامتم و نستوه، به راست قامتی سروی
به خون نشسته برای تو، غرور زخمی یاقوتم
خلاف قول یهود اینک قسم به چادر لبنانی!
که تن نداده به ننگ آری هنوز دامن ماهوتم
عروس آبی دریاها ! مدیترانه ی چشمانت
مرا به گریه می اندازد که تا ابد به تو مربوطم
هوای خانه ات ابری شد هوای خانه ام ابری تر
اگر که صاعقه سوزاندت به خشمگینی باروتم
هنوز در جریان هستی خلاف دشمن خونریزت
جوان و پر تپشم آری به رغم دشمن فرتوتم
برادرانه وفا دارم و هیچ جای تعجب نیست
که سر گذاشت اگر روزی به شانه های تو تابوتم
#مهدیه_اکبری
https://eitaa.com/ATAMMAN
چه چیزها که ندیدیم!
بلندگو را داده بودند دست پسر بچه ای که شعار بدهد و مردم هم مشت گره خورده ی خود را در حالت آماده باش قرار داده بودند و با دهان نیمه باز منتظر بودند که پشت بند پسر بچه شعار را تکرار کنند که یکهو پسر گفت:( الهی ترامپ بمیره....زنشو بابام بگیره ) و جمعیت نصف نیمه پشت سرش داشتند تکرار میکردند که یک لحظه به خودشان آمدند که چه شده و چه شنیدند و از آنجایی که قضیه تجدید فراش حتی وسط جنگ هم برای آقایون جذابیت ویژه ای دارد و صرف نظر از اینکه شخص مورد نظر زن ترامپ بوده آقایان با نیش های تا بنا گوش باز شده در خواست تکرار شعار را داشتند.....
#شبهای_موکب
ایستگاه پرستاری
الامام الرضا(ع) : إذا نَزَلَت بِکم شِدَّةٌ فاستَعینوا بِنا عَلَى اللّهِ.
امام رضا (ع) :هر گاه سختى اى به شما رسید، به واسطه ما از خدا کمک بجویید.