چه ایرادی دارد تن دادن به میان مایگی و پذیرفتن این حقیقت که آدمیزاد همیشه نمیتواند بی نقص پیش برود و اکثر ما انسانهایی با هوش های معمولی هستیم و فقط میتوانیم شعرهای معمولی بنویسیم که شاید هرگز هیچکس آن را بخاطر نسپارد شاید هرگز اسمی از ما در تاریخ نماند شاید آن نشویم که آرزویش را داشته ایم جاودانگی گرچه میتواند جذاب و وسوسه انگیزتر باشد اما پذیرفتن این حقیقت که ما در عالم به اندازه ی نقطه ای و لحظه ای میتوانیم اثر گذار باشیم که بعدها آن هم محو میشود و میرود، حتما بار سنگینی را از دوش آدم بر میدارد ....
شکوه ِ دنیا همچون دایره ای بر روی آب است
که هر زمان بر پهنای خود می افزاید
و در منتهای بزرگی هیچ می شود.
آتام
شکوه ِ دنیا همچون دایره ای بر روی آب است که هر زمان بر پهنای خود می افزاید و در منتهای بزرگی هیچ می
نه برای من نیس که
از شکسپیره
اینم متن اصلیش
Glory is like a circle in the water,
Which never ceaseth to enlarge itself,
Till by broad spreading it disperse to nought."