عیدی جناب روحانی در شب میلاد پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله و امام جعفر صادق علیه السلام به ملت ایران:
یک پاک بنزین ۱۸۰ هزار تومان
چرا روحانی کام مردم را در روز میلاد پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله و سلم تلخ کرد؟ آیا نمی توانست روز دیگری را برای افزایش قیمت بنزین اختصاص دهد ؟
نظام بهانه است اسلام را نشانه گرفته اند.
#پشت_سر_ولایت_باشیم
#سرطان_اصلاحات
#پرزیدنت_دروغگو
🌸 @AXNEVESHYEHEJAB
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاشق واقعی امام زمان علیه السلام.
ای کاش مانند این کفاش عمرمان درمسیر عشق به حضرت مهدی علیه السلام سپری می شد.
#سلام_امام_مهربانم
🌸 @AXNEVESHTEHEJAB
هدایت شده از 🇮🇷 عکسنوشتہسیاسی 🇮🇷
💢اقدام عجیب دولت در تعارض با سیاست افزایش جمعیت
🔹🔸نموداری که مشاهده میکنید، میزان حمایت ماهیانه خانوارها را در طرح جدید دولت پس از افزایش قیمت بنزین نشان میدهد.
♦️همانگونه که در نمودار مشخص است، نحوهی برنامهریزی صورت گرفته توسط دولت کاملا در تعارض با سیاستهای استراتژیک افزایش جمعیت دارد بدین ترتیب که در خانواده ۱ نفره مبلغ ۵۵ هزار تومان حمایت نقدی درنظرگرفته شده و هرچه تعداد اعضای خانواده افزایش یابد، میزان حمایت کاهش خواهد یافت، به طوری که در خانواده ۵ نفره به هر نفر حدود ۴۰ هزار تومان اختصاص مییابد و البته تکلیف خانوار بیش از ۵ نفر مشخص نشده است!
#بنزین
#گرانی_بنزین
🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
#اختصاصی_عکسنوشته_سیاسی
4_605733363902316791.mp3
3.94M
اثر یا محمد صلوات الله علیه و آله
به مناسبت ولادت حضرت رسول اکرم صل الله و علیه و آله و سلم
#محمد_رسول_الله
🌸 @AXNEVESHTEHEJAB
﷽
#داستان_مذهبی
#رمان_مجنون_من_کجایی؟
══🍃💚🍃══════
#قسمت_هفدهم
یه ذره استراحت کردم
بعد پاشدم حاضر شدم برم پیش بابا🌷
یه مانتو آبی کاربونی پوشیدم و یه روسری فیروزهای سرم کردم، بازم مثل همیشه چادرم، همدم همیشگیم و سرم کردم
این بار با ماشین خودمون🚙 رفتم
درب ورودی مزار یه شیشه گلاب خریدم
به سمت مزار بابا حرکت کردم، درب گلاب و باز کردم
سلام بابایی✋
دلم برات تنگ شده
بابا ببین دخترت بزرگ شده براش خواستگار میاد
بابا من آقامجتبی رو خیلی وقته میشناسم پسر خوبیه
اگه واقعا عالیه من باهاش خدایی میشم💞 بیا بهم بگو بهش جواب مثبت بدم
بابا چرا سفره عقد باید من از حسین اجازه بگیرم نه از تو
بـــــــ😭😭ـــــــابـــــــ😭😭ـــــا
تا ساعت ۶ پیش بابا بودم
بعدش رفتم وضو گرفتم و نماز خوندم
ساعت ۷:۳۰ بود رسیدم خونه
-سلام مامان جونم
++سلام دخترم
بهشون چی بگم؟
خندم گرفت از سوال مامانم
_اخه مادر من، بزار وارد شم بعد بپرس چقدر حولی آخه😁
_باشه دختر خوشگلم حالا بگو
-بگو بیان
++مبارک باشه
برق شادی تو چشمای مهربون مامانی موج میزد
راوے👈سیدمجتبے حسینے
مادرم میگفت ساعت ۹شب بیاد زنگ بزنه☎️ منزل خانم جمالی اینا دوباره بپرسه چیکار کنیم
این چند ساعت به من بیچاره چندسال گذشت
ساعت ۸شب بود که دیگه طاقتم تموم شد
مادر ساعت ۸ میشه زنگ بزنید🙈🙈
مادر ،در حالی که میخندید گفت: باشه عزیزم چقدر حولی😂
خجالت زده سرم و انداختم پایین
مادر تلفن و قطع کرد
-مادر چی شد
مادر: گفتن فردا ساعت ۹شب بیاید
-😍😍🙈🙈
ساعت ۸:۳۰ شبه داریم میریم خواستگاری
یه دست گل مریم و نرگس خریدیم
ضربان قلبم💓 بالای صدهزار میزنه
بالاخره رسیدیم خونه خانم جمالی اینا، فقط حسین و حاج خانم بودن
بعد از سلام علیک وارد خونه شدیم
حاج خانم :رقیه جان چای بیار ☕️☕️☕️
خانم جمالی چای آوردن، روم نمیشد سرمو بالا بگیرم راستش هیچ وقت چهرشون و درست ندیدم
چند دقیقه بود نشسته بودیم همش درباره چیزای مختلف حرف میزدن حسین چند دفعه اومد باهام حرف بزنه که انقدر حول بودم هی میگفتم چی ؟هان؟😁
حسین نگاهم میکرد خندش میگرفت
بالاخره رفتیم سر اصل مطلب😍
که مادر گفت حاج خانم با اجازه شما و حسین آقا
بچهها برن حرف بزنن
حاج خانم :رقیه جان آقاسید راهنمایی کن
یه ربع سکوت
خانم جمالی حرفی ندارید
-آقای حسینی اجازه عقد من با پدرمه اگه تایید کنن
من بهتون خبر میدم
مونده بودم هاج و واج اگه شهید منو قبول نکنه چی واای خدایا خودت کمک کن😔